پاکستان، میانجی صلح یا میدان رقابت قدرت‌ها؟ نگاهی به جنگ ایران، اسرائیل و نقش لابی‌های سیاسی در آمریکا

این تحلیل به بررسی نقش پاکستان در میانجی‌گری میان ایران، آمریکا و اسرائیل در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای می‌پردازد. نویسنده معتقد است که پاکستان با رهبری دولت و نهادهای نظامی خود تلاش کرده از گسترش درگیری‌ها و حرکت جهان به سمت یک جنگ فراگیر جلوگیری کند و زمینه را برای مذاکرات صلح فراهم سازد. در این چارچوب، اسرائیل و برخی چهره‌های سیاسی آمریکا به‌عنوان حامیان اصلی رویکردهای تهاجمی معرفی می‌شوند. نویسنده بر این باور است که نفوذ لابی‌های صهیونیستی در ساختار سیاسی آمریکا موجب حمایت گسترده واشنگتن از اسرائیل شده و در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده داشته است. بخش مهمی از مقاله به مسئله ایران اختصاص دارد. نویسنده استدلال می‌کند که ایران تهدید مستقیمی برای آمریکا محسوب نمی‌شود و اتهام تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، مبنای اصلی فشارهای سیاسی و نظامی علیه تهران بوده است. از نگاه او، هدف اصلی برخی سیاست‌های اسرائیل، حذف موانع موجود در برابر طرح‌های ژئوپلیتیکی این کشور در منطقه بوده است. در ادامه، مقاومت ایران در برابر فشارهای نظامی و سیاسی مورد توجه قرار می‌گیرد. نویسنده معتقد است که برخلاف انتظارات آمریکا و اسرائیل، ایران توانسته در برابر حملات و فشارها ایستادگی کند و مانع تحقق اهداف اعلام‌شده طرف مقابل شود. مقاله همچنین به پیامدهای اقتصادی و امنیتی تنش‌ها، به‌ویژه در ارتباط با تنگه هرمز، اشاره می‌کند و تأکید دارد که هرگونه اختلال در این مسیر راهبردی می‌تواند بر بازار جهانی انرژی تأثیر بگذارد.

آقای مجید اصغر نویسنده پاکستانی:

پاکستان برای جلوگیری از کشیده شدن جهان به سوی ویرانی‌های یک جنگ جهانی سوم، تلاش‌های خستگی‌ناپذیری انجام می‌دهد و در ظاهر چنین به نظر می‌رسد که در نتیجه دیپلماسی سنجیده و مدبرانه این کشور، سرانجام به شکلی می‌توان بر خطرات جدی‌ای که از سوی جنگ‌طلبان آمریکایی و اسرائیلی متوجه صلح جهانی شده است، غلبه کرد. با این حال، افرادی نیز هستند که در پی برهم زدن آرامش و امنیت بشریت‌اند و تراژدی اینجاست که ایالات متحده نیز به‌طور جدی در اجرای نقشه‌های آنان مشارکت دارد.

در میان این طراحان، اسرائیل و وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست، در صف نخست قرار دارند. گفته می‌شود که برای انتصاب هگست به این سمت، لابی صهیونیستی در آمریکا بیشترین فشار را بر دونالد ترامپ وارد کرده بود.

به باور نویسنده، ویژگی‌های منفی بنی‌اسرائیل از زمان حضرت یعقوب(ع) آشکار بوده است. او معتقد است که هرچند کشتار یهودیان توسط هیتلر در آلمان جنایتی بزرگ علیه بشریت بود، اما جنایتی بزرگ‌تر آن بود که بریتانیا با همراهی آمریکا و دیگر قدرت‌های بزرگ پس از جنگ جهانی دوم، بخشی از سرزمین فلسطین را در اختیار یهودیان قرار داد و دولت اسرائیل را ایجاد کرد.

به اعتقاد نویسنده، صهیونیست‌ها زندگی را بر فلسطینیان دشوار کردند و بریتانیا نیز به‌طور غیرمستقیم از آنان حمایت نمود. همچنین کشورهای عربی را به دولت‌های کوچک‌تر تقسیم کرد تا هیچ کشور عربی آن‌قدر قدرتمند نشود که بتواند تهدیدی برای اسرائیل باشد.

نویسنده در ادامه می‌گوید صهیونیست‌ها نه تنها در آمریکا لابی قدرتمندی ایجاد کردند، بلکه با دریافت تسلیحات پیشرفته هسته‌ای و غیرهسته‌ای از آمریکا، به چنان قدرتی دست یافتند که در جنگ سال ۱۹۶۷، مجموعه کشورهای عربی نیز نتوانستند شکستشان دهند.

اسرائیل با وجود مساحت نسبتاً کوچک خود، با اتکا به حمایت‌های نظامی آمریکا به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شد. به باور نویسنده، هرگاه این کشور با مشکلی مواجه شده، آمریکا با تمام توان برای حمایت از آن وارد عمل شده است.

وی سپس به ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد که ایران هزاران کیلومتر از آمریکا فاصله دارد و هیچ تهدید مستقیمی علیه آن محسوب نمی‌شود. همچنین به فتوای رهبران مذهبی ایران درباره حرمت تولید سلاح هسته‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید که برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران اهداف صلح‌آمیز داشته است. از دیدگاه نویسنده، آمریکا با این ادعا که ایران در پی ساخت بمب اتمی است، به خواست اسرائیل علیه ایران اقدام کرده است.

نویسنده معتقد است که بنیامین نتانیاهو در چارچوب طرح «اسرائیل بزرگ»، پیش‌تر برنامه‌هایی برای گسترش نفوذ یا سلطه اسرائیل بر لبنان، سوریه، عراق، اردن و مصر در سر داشته و ایران را مانع اصلی این اهداف می‌دانسته است. به باور او، جنگ غزه و کشتار گسترده فلسطینیان بخشی از این راهبرد بوده است.

او سپس می‌نویسد که نتانیاهو توانست دونالد ترامپ را به حمایت از این سیاست‌ها ترغیب کند و آنان تصور می‌کردند ایران نیز مانند برخی کشورهای دیگر ظرف مدت کوتاهی تسلیم خواهد شد. اما به گفته نویسنده، ایران با وجود ترور فرماندهان و خسارات سنگین، مقاومت کرد و محاسبات آمریکا و اسرائیل را برهم زد.

در ادامه، نویسنده از نقش شهباز شریف و فیلد مارشال عاصم منیر در میانجیگری میان طرف‌های درگیر سخن می‌گوید و مدعی است که با تلاش‌های پاکستان، آتش‌بسی دو هفته‌ای برقرار شد، هرچند هدف تسلیم کردن ایران محقق نشد.

وی همچنین ادعا می‌کند که اسرائیل حتی در دوران آتش‌بس نیز حملات خود به لبنان را ادامه داده و این امر نشانه بی‌اعتمادی به تعهدات آن کشور است.

به نوشته نویسنده، ایران که پیش‌تر تنگه هرمز را برای عبور کشتی‌های تجاری باز کرده بود، در واکنش به حملات اسرائیل و محاصره برخی بنادر خود، دوباره محدودیت‌هایی را در این مسیر اعمال کرد. او معتقد است که بسته شدن تنگه هرمز موجب افزایش مجدد قیمت جهانی انرژی شده و اقتصاد آمریکا نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر از این وضعیت آسیب دیده است.

در بخش دیگری از مقاله، نویسنده به اختلاف دیدگاه میان پاپ لئو و برخی مقام‌های آمریکایی اشاره می‌کند. او می‌نویسد که رهبر کاتولیک‌های جهان خواستار صلح است، در حالی که برخی چهره‌های سیاسی آمریکا از رویکردهای جنگ‌طلبانه حمایت می‌کنند. همچنین به استفاده از فناوری هوش مصنوعی برای تولید تصاویر تبلیغاتی درباره ترامپ اشاره می‌کند که به گفته او موجب بروز بحث‌ها و انتقادهای تازه‌ای شده است.

نویسنده می‌افزاید که در آمریکا، اروپا و برخی کشورهای دیگر، تظاهراتی در مخالفت با جنگ علیه ایران برگزار شده و حتی گروهی از یهودیان نیز در این اعتراض‌ها حضور داشته‌اند. او همچنین مدعی است که سفر نارندرا مودی به اسرائیل پیش از آغاز جنگ، با واکنش‌های انتقادی در داخل هند روبه‌رو شده است.

در پایان، نویسنده تأکید می‌کند که پاکستان با حسن نیت در تلاش است زمینه مذاکرات و یک توافق صلح پایدار میان آمریکا، اسرائیل و ایران را فراهم کند، اما نفوذ لابی‌های قدرتمند صهیونیستی در آمریکا و اسرائیل روند دستیابی به توافق را با دشواری و تأخیر مواجه کرده است. از نگاه او، اگر چنین توافقی در نهایت حاصل شود، می‌توان آن را دستاوردی بسیار مهم دانست، زیرا به گفته وی تلاش‌هایی نیز برای ناکام گذاشتن روند مذاکرات و تخریب فرصت‌های صلح در جریان است.

لینک: https://jang.com.pk/news/1575987 

کد خبر 26525

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =