۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۴

جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران از منظر نسل Z پاکستان

برای نسل Z پاکستان، جنگ دیگر یک رویداد تاریخی دور نیست—بلکه تنها یک تب دیگر است که روی تلفن همراهشان باز است.
جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران از منظر نسل Z پاکستان

برای نسل Z پاکستان، جنگ ایران و اسرائیل نخستین درگیری نیست که این‌گونه وارد زندگی روزمره‌شان شده است. بسیاری از آنان در سال‌های پایانی «جنگ علیه ترور» کودک بودند. در نوجوانی تصاویر سوریه و افغانستان را دیدند. در اوایل بیست‌سالگی شاهد سوختن غزه بودند. و اکنون، بار دیگر صفحه‌نمایش‌هایشان پر از انفجارهایی از نقطه‌ای دیگر در جهان است. تفاوت اما در سرعت و نزدیکی این تجربه است—و واکنش این نسل به‌طور کامل با نسل‌های پیشین تفاوت دارد.

تصور کنید: جنگی در همسایگی پاکستان شعله‌ور می‌شود، با ویرانی گسترده در کمتر از دو هفته، و موج‌های شوک آن در اقتصاد، رفت‌وآمد و سیاست داخلی احساس می‌شود. با این حال، برجسته‌ترین واکنش نسل Z پاکستان در قالب یک میم در شبکه‌های اجتماعی این است: «ایران، زودتر پاسخ بده تا حداقل فردا دانشگاه تعطیل شود!»

در خوابگاه‌های لاهور و اسلام‌آباد، دکه‌های چای بیرون کالج‌های دولتی در لارکانه و هاستل‌های کویته، جنگ میان ایران و اسرائیل کمتر از طریق روزنامه‌ها و اخبار شبانه و بیشتر از طریق اسکرول بی‌پایان تلفن‌ها دنبال می‌شود. برای نسل Z پاکستان، جنگ چیزی است که صبح با آن بیدار می‌شوند و پیش از صبحانه در گروه‌های واتساپ خانوادگی به اشتراک می‌گذارند.

اما این وضعیت چه تأثیری بر ذهن نسلی دارد که هرگز جهانی بدون جنگ در صفحه‌نمایش ندیده است؟

برای نسل Z پاکستان، جنگ ایران و اسرائیل نخستین درگیری نیست که این‌گونه وارد زندگی روزمره‌شان شده است. بسیاری از آنان در سال‌های پایانی «جنگ علیه ترور» کودک بودند. در نوجوانی تصاویر سوریه و افغانستان را دیدند. در اوایل بیست‌سالگی شاهد سوختن غزه بودند. و اکنون، بار دیگر صفحه‌نمایش‌هایشان پر از انفجارهایی از نقطه‌ای دیگر در جهان است. تفاوت اما در سرعت و نزدیکی این تجربه است—و واکنش این نسل به‌طور کامل با نسل‌های پیشین تفاوت دارد.

برخی به‌شدت احساسی می‌شوند. روان‌شناسان به‌طور فزاینده‌ای این پدیده را بررسی کرده‌اند. پس از بمب‌گذاری ماراتن بوستون، پژوهشگران دریافتند افرادی که بارها تصاویر خشن این حمله را تماشا کرده بودند، سطح استرس بالاتری نسبت به کسانی داشتند که فقط از طریق اخبار نوشتاری از آن مطلع شده بودند.

الگوهای مشابهی در جنگ سوریه نیز مشاهده شد، جایی که مواجهه طولانی با تصاویر خشونت‌آمیز آنلاین علائمی شبیه «آسیب روانی ثانویه» ایجاد کرد. به‌نظر می‌رسد مغز انسان خشونت دیجیتال تکرارشونده را گاه مشابه مشاهده مستقیم آن پردازش می‌کند.

در بسیاری از فضاهای دانشگاهی پاکستان، جنگ در قالب همبستگی دینی تفسیر می‌شود. ایران به‌عنوان یک قدرت مسلمان در حال مقاومت در برابر غرب مطرح می‌شود و دانشجویان با اطمینان قابل‌توجهی درباره ژئوپلیتیک بحث می‌کنند، اغلب با تکرار زبان مجریان تلویزیونی یا روحانیون در فضای آنلاین. در برخی گوشه‌های اینترنت، این گفتمان تندتر و خشمگین‌تر می‌شود.

خطر اصلی این نیست که جوانان پاکستانی به‌طور خاص آسیب‌پذیرند، بلکه این است که آن‌ها در محیطی دیجیتال رشد می‌کنند که در آن جنگ هم‌زمان نمایش و هویت استجایی که خشم سیاسی سریع‌تر از تأمل گسترش می‌یابد.

برای اقلیتی کوچک، این شدت احساسی می‌تواند به سمت ایدئولوژی‌گرایی نیز سوق پیدا کند. پژوهشگران افراطی‌سازی آنلاین نشان داده‌اند که تصاویر گرافیکی از رنج، به‌ویژه برای جوانانی که در جست‌وجوی هویت و تعلق هستند، محرک‌های قدرتمندی محسوب می‌شوند.

به‌طور فزاینده‌ای، طلاب مدارس دینی نیز که اکنون به گوشی‌های هوشمند ارزان و اینترنت دسترسی دارند، این درگیری‌ها را از طریق کلیپ‌ها و تحلیل‌های آنلاین دنبال می‌کنند؛ هرچند اغلب در شبکه‌هایی محدودتر و جانب‌دارانه‌تر که روایت‌های دینی غالب است و دیدگاه‌های مخالف کمتر دیده می‌شود. این اکوسیستم دیجیتال به‌طور فزاینده‌ای خشم و روایت‌های مطلق‌گرایانه را پاداش می‌دهد.

گروهی دیگر با نوعی فاصله‌گذاری طنزآمیز واکنش نشان می‌دهند. همان تایملاینی که حملات موشکی را نشان می‌دهد، پر از شوخی‌ها و میم‌هایی درباره جنگ جهانی سوم نیز هست—نوعی مکانیسم دفاعی که فاجعه جهانی را به طنز تبدیل می‌کند. با این حال، زیر این طنز، اضطراب نیز نهفته است.

اگر گفت‌وگوهای جوانان پاکستانی را مرور کنید، یک پرسش بارها تکرار می‌شود: «نوبت ما هم می‌رسد؟» و این ترس کاملاً انتزاعی نیست. پاکستان در منطقه‌ای قرار دارد که جنگ‌ها به‌ندرت در مرزها محدود می‌مانند. قیمت سوخت ناگهان افزایش می‌یابد و در شهرهایی با پیوندهای فرقه‌ای یا سیاسی با درگیری، اعتراضات شکل می‌گیرد.

در روزهای اخیر، تظاهراتی در چندین شهر پاکستان در محکومیت حملات به ایران برگزار شده است که نشان می‌دهد چگونه جنگ‌های دوردست به‌سرعت در داخل بازتاب می‌یابند. هم‌زمان، بسیاری از دانشجویان پاکستانی در ایران ناچار شدند تحصیل خود را نیمه‌کاره رها کرده و با تشدید درگیری تخلیه شوند. برای نسل Z  که از خانه نظاره‌گر است، جنگ هم دور است و هم به‌طرزی عجیب نزدیک.

این واکنش‌ها در میان طبقات مختلف اجتماعی پاکستان نیز متفاوت است. در دانشگاه‌های خصوصی نخبه در لاهور، کراچی و اسلام‌آباد، بحث‌ها شبیه سمینارهای روابط بین‌الملل است، با تمرکز بر سیاست قدرت جهانی و سیاست خارجی آمریکا. در شهرهای کوچک‌تر و مناطق روستایی، گفت‌وگوها اغلب احساسی‌تر است و جنگ بیشتر به‌عنوان روایت رنج و مقاومت مسلمانان دیده می‌شود. هویت‌های قومی و استانی نیز این برداشت‌ها را شکل می‌دهند.

برای مثال، دانشجویی از گلگت-بلتستان ممکن است جنگ را از منظر هویت شیعی و پیوندهای تاریخی با ایران ببیند، در حالی‌که یک دانشجوی پشتون از خیبر پختونخوا آن را در چارچوب مداخلات نظامی غرب در مناطق مسلمان تفسیر کند. در بخش‌هایی از بلوچستان، به‌دلیل نزدیکی جغرافیایی و روابط مرزی با ایران، این جنگ ملموس‌تر و ویرانگرتر احساس می‌شود.

این دیدگاه‌ها به‌ندرت در تحلیل‌های رسمی دیده می‌شوند، اما در گفت‌وگوهای روزمره در خوابگاه‌ها، اتوبوس‌ها و محوطه دانشگاه‌ها حضور دارند. برای نسل Z پاکستان، جنگ اکنون چیزی است که چندین بار در روز وارد جیبشان می‌شود. و وقتی خشونت به حضوری دائمی در برابر چشم تبدیل شود، نحوه درک آن نیز تغییر می‌کند—برخی بی‌حس می‌شوند و برخی دیگر خشم و اندوه را جذب می‌کنند.

هیچ‌یک از این واکنش‌ها کاملاً سالم نیست.

با این حال، اگر به همان دانشجویانی که بر سر چای درباره ژئوپلیتیک بحث می‌کنند گوش دهید، نکته دیگری نیز خواهید شنید: امتحانات هنوز مهم‌ترند و مهلت‌ها همچنان وجود دارند. بالاخره کسی ویدیوی حمله موشکی را می‌بندد و اسلایدهای پاورپوینت را باز می‌کند. زندگی، هرچند ناهماهنگ، در سایه جنگ دیگران ادامه دارد.

برای نسل Z پاکستان، جنگ دیگر یک رویداد تاریخی دور نیست؛ بلکه تنها یک تب دیگر است که روی تلفن همراهشان باز است.

نویسنده: کیوا مالک

https://www.thefridaytimes.com/28-Mar-2026/missiles-memes-minds-gen-z

کد خبر 26824

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 8 =