۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴

رؤیای جام جهانی که پاکستان همچنان از آن بازمی‌ماند

چرا کشوری با ۲۵۰ میلیون نفر جمعیت باید فراتر از سلطه بر یک ورزش بیندیشد تا میراثی بین‌المللی در چندین رشته ورزشی بسازد
رؤیای جام جهانی که پاکستان همچنان از آن بازمی‌ماند

پاکستان عاشقان فوتبال فراوانی دارد، اما آنچه ندارد، یک نظام فوتبال است. دلایل این وضعیت نیز به‌طرز تأسف‌باری آشنا هستند. سال‌ها کشمکش‌های مدیریتی در فدراسیون فوتبال پاکستان موجب تعلیق این کشور از سوی فیفا، انزوای بین‌المللی و از دست رفتن سال‌های ارزشمند توسعه فوتبال شد.

نویسنده: عمر قریشی
تاریخ: ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶

در حالی که اسپانیا پس از شکست دادن آرژانتین در دیداری نفس‌گیر در نیوجرسی، قهرمانی جام جهانی فوتبال فیفا را جشن می‌گرفت، میلیاردها نفر در سراسر جهان بار دیگر به یاد آوردند که چرا فوتبال همچنان محبوب‌ترین ورزش روی کره زمین است. جام جهانی ۲۰۲۶ که با حضور ۴۸ تیم برگزار شد، با هدف فراگیرتر کردن این رقابت‌ها و فراهم کردن فرصت حضور برای کشورهای بیشتری در بزرگ‌ترین صحنه فوتبال جهان طراحی شده بود.

با این حال، نام یک کشور به‌طور آشکاری در میان غایبان دیده می‌شد: پاکستان.

برای کشوری با بیش از ۲۵۰  میلیون نفر جمعیت ــ پنجمین کشور پرجمعیت جهان ــ این غیبت باید مایه شرمساری ملی باشد. البته جمعیت، به‌خودی‌خود، تضمین‌کننده موفقیت ورزشی نیست، اما بدون تردید، مخزن عظیمی از استعدادهای بالقوه را فراهم می‌کند. کشورهایی که جمعیتشان تنها کسری از جمعیت پاکستان است، به‌طور منظم به جام جهانی راه می‌یابند. ایسلند با کمتر از ۴۰۰  هزار نفر جمعیت در سال ۲۰۱۸ به جام جهانی صعود کرد. کرواسی با کمتر از چهار میلیون نفر جمعیت در سال ۲۰۱۸ به فینال رسید و در سال ۲۰۲۲ نیز به نیمه‌نهایی راه یافت. مراکش با حدود ۳۸  میلیون نفر جمعیت نخستین کشور آفریقایی شد که به نیمه‌نهایی جام جهانی صعود کرد.

در همین حال، پاکستان حتی نمی‌تواند به چنین جایگاهی نزدیک شود. این مسئله نه به این دلیل است که پاکستانی‌ها از توانایی‌های ورزشی بی‌بهره‌اند و نه به این دلیل که فوتبال در این کشور محبوب نیست. درست برعکس. هر دوره جام جهانی، شهرهای پاکستان را به دریایی از پیراهن‌های آرژانتین، برزیل، آلمان و اکنون اسپانیا تبدیل می‌کند. کافه‌ها تا ساعات اولیه بامداد مملو از جمعیت هستند. کودکان در خیابان‌ها، پارک‌ها و زمین‌های خالی در کراچی، لاهور، کویته، پیشاور و بی‌شمار شهر کوچک دیگر فوتبال بازی می‌کنند.

پاکستان عاشقان فوتبال فراوانی دارد، اما آنچه ندارد، یک نظام فوتبال است. دلایل این وضعیت نیز به‌طرز تأسف‌باری آشنا هستند. سال‌ها کشمکش‌های مدیریتی در فدراسیون فوتبال پاکستان موجب تعلیق این کشور از سوی فیفا، انزوای بین‌المللی و از دست رفتن سال‌های ارزشمند توسعه فوتبال شد. در حالی که کشورهای همسایه در آکادمی‌های فوتبال، لیگ‌های جوانان، آموزش مربیان و زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کردند، پاکستان درگیر اختلافات هیئت‌مدیره و دادگاه‌ها بود. نسل‌های متوالی از فوتبالیست‌های جوان، بهای اختلافاتی را پرداختند که هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتند.

حتی پس از آنکه فیفا روند عادی‌سازی را از سر گرفت، آسیب‌های واردشده پیش از آن رخ داده بود. مشکل تنها به مسئله حکمرانی و مدیریت محدود نمی‌شود. پاکستان هرگز فوتبال را به‌عنوان یک پروژه جدی ملی تلقی نکرده است. مدارس به‌ندرت برنامه‌های ساختارمند فوتبال دارند. دانشگاه‌ها مسیرهای محدودی برای پیشرفت در این رشته فراهم می‌کنند. باشگاه‌های حرفه‌ای با بودجه‌هایی بسیار ناچیز فعالیت می‌کنند. مسابقات داخلی تقریباً هیچ پوشش تلویزیونی، حمایت مالی یا توجه عمومی دریافت نمی‌کنند. بسیاری از بازیکنان مستعد، فوتبال را رها می‌کنند، زیرا اساساً آینده حرفه‌ای قابل اتکایی در انتظار آنان نیست.

این وضعیت را با کشورهایی مقایسه کنید که به‌طور مداوم فوتبالیست‌های طراز اول پرورش می‌دهند. در آن کشورها، استعدادها از همان سال‌های نخست شناسایی می‌شوند، آموزش باکیفیت دریافت می‌کنند، در محیط‌های رقابتی قرار می‌گیرند و روند رشد آنان در دوران نوجوانی به‌طور مستمر ادامه می‌یابد. موفقیت، حاصل تصادف نیست؛ بلکه نتیجه برنامه‌ریزی دقیق و چندین دهه کار هدفمند است.

پاکستان همچنان تا حد زیادی به شانس متکی است. واقعیت ناخوشایند دیگری نیز وجود دارد. کریکت تقریباً بر همه گفت‌وگوها درباره ورزش در پاکستان سایه افکنده است. هرچند کریکت شایسته محبوبیت خود است و لحظات باشکوهی از غرور ملی را برای این کشور رقم زده، اما نفوذ فراگیر آن ناخواسته تقریباً همه ورزش‌های دیگر را به حاشیه رانده است. حمایت مالی شرکت‌ها، توجه رسانه‌ها، بودجه‌های دولتی و حتی تخیل و ذهنیت عمومی، همگی حول یک ورزش می‌چرخند.

نتیجه نیز قابل پیش‌بینی است. هرگاه فوتبال برای دستیابی به منابع با کریکت رقابت می‌کند، تقریباً همیشه فوتبال بازنده است. اما این یک دوگانگی کاذب است. بسیاری از کشورها به‌طور هم‌زمان در چندین رشته ورزشی موفق هستند. استرالیا در کریکت، فوتبال، راگبی و شنا رقابت‌پذیر است. انگلستان میان فوتبال، کریکت، راگبی و تنیس توازن برقرار کرده است. حتی هند، جایی که کریکت تقریباً جایگاهی مذهبی دارد، سرمایه‌گذاری جدی در فوتبال را از طریق لیگ‌های حرفه‌ای و برنامه‌های توسعه جوانان آغاز کرده است. هدف، کم‌اهمیت جلوه دادن کریکت نیست، بلکه این است که کشوری با ابعاد پاکستان نباید برای کسب اعتبار بین‌المللی تنها به یک ورزش متکی باشد.

طنز ماجرا اینجاست که پاکستان از پیش یک مزیت اساسی در اختیار دارد که بسیاری از کشورها آرزوی آن را دارند: اشتیاق. فوتبال به تجهیزات گران‌قیمت نیاز ندارد. یک توپ و یک فضای باز، اغلب برای الهام بخشیدن به رؤیاها کافی است. در لیاری کراچی، چمن در بلوچستان و جوامع متعدد در خیبر پختونخوا، فوتبال ریشه‌های فرهنگی عمیقی دارد. این مناطق، با وجود دریافت حداقل حمایت نهادی، بازیکنان مستعدی پرورش داده‌اند. تصور کنید اگر این استعدادها از آموزش مناسب، تغذیه مطلوب، امکانات استاندارد و رقابت‌های منظم برخوردار بودند، چه دستاوردهایی می‌توانستند داشته باشند.

استعداد وجود دارد، اما فرصت نه. گسترش جام جهانی به ۴۸ تیم باید احساس فوریت بیشتری در پاکستان ایجاد می‌کرد. افزایش سهمیه‌های صعود، مسیرهای واقع‌بینانه‌تری را برای کشورهای نوظهور فوتبال فراهم کرده است. کشورهایی که زمانی مدعیان دور از دسترس محسوب می‌شدند، اکنون واقعاً باور دارند که می‌توانند به جام جهانی راه یابند. اما پاکستان همچنان آن‌قدر عقب مانده است که حتی گسترش این رقابت‌ها نیز، بدون اصلاحات ساختاری، امید چندانی ایجاد نمی‌کند. هیچ میان‌بری وجود ندارد.

پاکستان به یک راهبرد ملی بلندمدت برای فوتبال نیاز دارد؛ راهبردی که با تغییر دولت‌ها و مدیران ورزشی از بین نرود. ایجاد آکادمی‌های پایه باید به یک اولویت تبدیل شود. مربیان واجد شرایط باید در سراسر کشور تربیت شوند. لیگ‌های داخلی به تأمین مالی پایدار و استانداردهای حرفه‌ای نیاز دارند. مدارس و دانشگاه‌ها باید به مسیرهای واقعی کشف و پرورش استعداد تبدیل شوند، نه اینکه تنها پس از همه چیز مورد توجه قرار گیرند. همچنین جامعه مهاجر پاکستانی، که در میان آنان بازیکنانی در خارج از کشور فعالیت می‌کنند، باید به‌جای آنکه صرفاً راه‌حل‌هایی موقتی تلقی شوند، در برنامه‌ریزی ملی ادغام شوند.

مهم‌تر از همه، مدیریت فوتبال باید از دخالت‌های سیاسی که بارها روند پیشرفت را فلج کرده‌اند، مصون بماند. هیچ‌کس نباید انتظار داشته باشد که پاکستان یک‌شبه قهرمان جهان شود. حتی صعود به جام جهانی نیز مستلزم سال‌ها تلاش مستمر خواهد بود. اما همین صعود نیز می‌تواند تحولی بنیادین ایجاد کند. این موفقیت، میلیون‌ها کودک را الهام خواهد بخشید، سرمایه‌گذاری در فوتبال را افزایش خواهد داد و هویت ورزشی پاکستان را در عرصه بین‌المللی دگرگون خواهد ساخت.

در حالی که جهان فوتبال قهرمانی تازه اسپانیا را تحسین می‌کند و چشم به رقابت‌های آینده دوخته است، پاکستان باید در برابر وسوسه‌ای که تنها به جشن گرفتن پیروزی دیگر کشورها محدود می‌شود، مقاومت کند. تحسین لیونل مسی، لامین یامال یا فران تورس آسان است؛ اما پرورش نسل آینده فوتبالیست‌های پاکستانی بسیار دشوارتر است. کشوری با ۲۵۰ میلیون نفر جمعیت نباید در هر جام جهانی تنها پرچم کشوری دیگر را در دست بگیرد. اکنون زمان آن فرا رسیده است که پاکستان به کودکان خود نیز فرصت دهد رؤیای پوشیدن پیراهن سبز این کشور را در بزرگ‌ترین صحنه فوتبال جهان در سر بپرورانند.

https://www.thefridaytimes.com/21-Jul-2026/world-cup-dream-pakistan-keeps-missing

کد خبر 26847

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =