مسیر پیروزی ؛ مبارزه برای آینده بشریت

امروزه در جامعه اطلاعاتی به جای دموکراسی، دستکاری آگاهی انسان، تحمیل جهان‌بینی خاص و غیرانسانی‌سازی وجود دارد. آیا می‌توان مفاهیم شرافت و حیثیت، رحمت، کینه، انتقام، خوب و بد را در رایانه برنامه‌ریزی کرد؟ به نظر من این غیرممکن است...

مسیر پیروزی

ناتالیا ناروچنیتسکایا[1]

27 مارس 2025

برگرفته از سخنرانی در میزگرد «دکترین جهان چند قطبی در مقابل جهانی‌گرایی و فراانسانی: وظایف سیاست‌های اطلاعاتی» در شورای فدراسیون.

مسیر پیروزی

رویارویی که در دنیا جریان دارد، در ظاهر به نبردی برای بازار، منابع، موقعیت‌های نظامی-استراتژیک و... می‌ماند، اما در عمق وجود آن، مبارزه برای آینده بشریت و انسان نهفته است.

چرا روسیه باعث چنین نفرت شدیدی شده است و نه چین؟ چین از نظر تولید کالا، فناوری و تسلط اقتصادی بر کشورهای جدید، رقیب شماره یک محسوب می‌شود، اما دشمن اصلی، ایدئولوژی روسیه است و دست کم به این دلیل اتفاق می‌افتد که تمدن چین نمی‌تواند جایگزینی برای جهان سابق مسیحی و امروز پس از مسیحیت باشد. اما روسیه یک جایگزین به حساب می‌آید چراکه ما در همان فرهنگ بزرگ اروپایی نشئت گرفته از مسیحیت حواری رشد کردیم. قهرمانان شیلر[2] و شخصیت‌های داستایوفسکی که مفاهیم شرافت، خیر، شر، مرز گناه و فضیلت را تجربه و تأمل می‌کنند، افرادی از همان نظام ارزشی دینی و فلسفی مسیحی هستند. به همین دلیل است که دزدان شیلر برای ما قابل درک هستند و این‌گونه است که در غرب با وجود انشقاق و مبارزه ابدی، بر داستایوفسکی می‌گریند.

در قرن بیستم انشعاب جدیدی به وجود آمد؛ دو جریانی که از فلسفه پیشرفت که از یک لانه بیرون آمده بودند، با هم رقابت کردند. می‌بینیم که شیاطین فردگرایی، تمدن غرب را به چه چیزی تبدیل کرده‌اند و چگونه با سیاست‌های دروغین خود در حال نابودی خویشتن‌اند (این سخنان شاهزاده گورچاکف در مورد اتریش است).

ما رانده شدیم، حتی قبل از کریمه هم نه تنها تفرقه‌افکن، بلکه بدعت‌گذار اعلام شدیم،[3] یعنی زمانی که با زبان رئیس جمهور و مجلس اعلام کردیم که از ارزش‌های سنتی دفاع می‌کنیم و اول از همه مسیحیت را نام بردیم و همچنین به ارزش‌های اسلامی مردم بومی کشورمان اشاره کردیم، بنابراین جهان عرب در مجموع متحد ماست. درک روشن گناه و فضیلت، مرز بین خیر و شر، حقیقت و دروغ، زیبایی و زشتی، هماهنگی و ناهنجاری؛ اینها عموماً دستورات یک تمدن توحیدی هستند. آنچه امروز در غرب می‌گذرد، همه این آمیختگی‌ها و نهیلیسم ارزشی، نه تنها برای تمدن‌های ارتدوکس و مسیحی، بلکه برای همه فرهنگ‌های توحیدی، تهدید محسوب می‌شود. علاوه بر این، مرز بین خیر و شر، گناه و فضیلت به هر نحوی در همه تمدن‌ها مشخص است. در همه جا مفهوم کار بد وجود دارد و این ابتدا بر اساس قانون شرع تفسیر می‌شود و سپس به یک هنجار مثبت تبدیل می‌گردد. هر نظام حقوقی دارای مبنای دینی و فلسفی برای تقسیم خیر و شر است، به همین دلیل ما تهدید اصلی آنها هستیم.

اما در غرب هم کسانی هستند که درک می‌کنند حق با ماست. من نامه‌های حمایتی زیادی دریافت می‌کنم، از جمله از سوی افراد قدیمی‌تر در سنین 52 تا 55 سال، که می‌نویسند: صبر کنید، آنگاه ما نیز چیزی برای اتکاکردن به آن خواهیم داشت و می‌جنگیم.

مدتهاست که در غرب دموکراسی وجود ندارد. ایده آزادی‌خواهانه که به توتالیتر تبدیل شده بود، دموکراسی را مجبور کرد که فقط در خدمت یک ایده، یک ایدئولوژی باشد و این دموکراسی را نابود کرد. دموکراسی در جایی قابل قبول و مفید شد که پیش از این آرمان‌های مشترک دینی و فلسفی از بین رفته بود و لازم می‌نمود همزیستی نظام‌های مختلف دیدگاه‌ها هماهنگ شود. اما دموکراسی به شکلی که در آن وجود داشت، با ایده کلاسیک لیبرال خود، مدتهاست که از زمان مفید بودنش گذشته است.

امروزه در جامعه اطلاعاتی به جای دموکراسی، دستکاری آگاهی انسان، تحمیل جهان‌بینی خاص و غیرانسانی‌سازی وجود دارد. آیا می‌توان مفاهیم شرافت و حیثیت، رحمت، کینه، انتقام، خوب و بد را در رایانه برنامه‌ریزی کرد؟ به نظر من این غیرممکن است، زیرا معقول و مفید، با یک سری از معیارها سنجیده می‌شوند و حق و درست با یک سری معیار دیگر. اما اگر این امر دیگر وجود نداشته باشد، انسان به مثابه نقشه خدا از بین می‌رود.

در غرب، آنها قبلاً دست خود را بر روی جنسیت انسان که توسط خدا داده شده است؛ زن و مرد گذاشته‌اند و ادعا می‌کنند که جنسیت یک ساختار اجتماعی است که شما می‌توانید برای خود انتخاب کنید. این سرگردانی است، انسان را از ارتباط با هر سیستمی اعم از مذهبی، فرهنگی، ملی، دولتی محروم می‌کند. ما همیشه به اصطلاح «شهروند جهان» با فلسفه ubi bene, ibi patria «جایی که خوب است، آنجا میهن است» مخالفت می‌کردیم، همانگونه که فردی روسی مانند پوشکین می‌گوید: «شیطان حدس زد که من در روسیه به دنیا آمده‌ام، اما هنوز به میهن دیگری نیاز ندارم». اتمیزه شدن[4] کامل را بر ما تحمیل می‌کنند، وقتی انسان بنده جسم و غرور باشد. آنها این نگرش را به او القا می‌کنند: من معیار همه چیز هستم، من نظام ارزش‌ها را تنظیم می‌کنم. اینگونه می‌توانید هر جنایتی حتی تجاوز جنسی را توجیه کنید؛ زیرا جسم من اینطور می‌خواهد. اما اومانیسم واقعی، جایی که روح بر جسم حکومت می‌کند، می‌تواند آن را محدود نماید. یک شهید مسیحی آزادترین انسان جهان است. او را نمی‌توان با هیچ چیز زمینی وسوسه کرد؛ روح او اسیر واقعیت نیست، ریشه در امری متعالی دارد.

بنابر آموزه پولس رسول،[5] روسیه به عنوان یک بازدارنده عمل می‌کند: «راز بی‌قانونی از قبل فعال شده است اما کسی که اکنون آن را مهار می‌کند، تا زمانی که از سر راه برداشته نشود، تمام نخواهد شد...» این تصادفی نیست. روسیه به طور دقیق گناهکار است که خود را در معرض وسوسه‌ها و آزمایش‌های وحشتناک قرار داد و با این وجود از آنها بیرون آمد و احیا شد، شبیه به آن رسولانی که گناهکار بودند اما برای آنها یک مأموریت مقدس مهیا گشت.

مدت‌هاست که ایده پایان تاریخ به ما القاء شده است. در مورد فوکویاما، من در سال 1992 گفتم؛ او اعتراف کرد که ایده لیبرال هیچ انگیزه درونی برای خودسازی ندارد، زیرا تنها انگیزه رشد آن وجود یک رقیب به نام کمونیسم بود و هنگامی که حریف سقوط کرد، توسعه متوقف شد. این فلسفه پایان تاریخ است.

و امروز تاریخ بدون اهداف اخلاقی، پایانی برای انسان و بشریت است. تک‌صدایی هرگز متولد نخواهد شد، نه توسط شرورها و نه توسط صالحان، زیرا هیچ مرزی وجود ندارد؛ دقیقا برای چه چیزی باید ایستاد؟ آزادی بدون مرز، اما چیزی به نام نامحدود وجود ندارد. من وجود دارم و من نیستم. اگر هیچ مرزی بین «من» و «بی من» وجود نداشته باشد، پس همه چیز بهم ریخته می‌شود؛ نابودی ماده و بنابراین روح نیز. در مثلث اختیار انسان، وسوسه‌های گناه و وظیفه‌ای که در رابطه با خیر احساس می‌شود، روح انسان همیشه در حال سرگردانی بین آنها در عذاب وسوسه‌ها بوده و فرهنگ بزرگ اروپایی در مورد عزت و شرافت گفت که زندگی گرانبهاتر است، انسان دوبار نمی‌میرد اما بالاخره یک بار خواهد مرد که از آن گریزی نیست.

چه باید کرد؟ ما نباید تسلیم شویم. سالگرد پیروزی در راه است[6] و ما مجموعه‌ای از مقالات خبرنگاران آمریکایی و انگلیسی را آماده کرده‌ایم که از روزنامه‌های زرد مربوط به زمان جنگ بزرگ میهنی ترجمه شده است و در آن روح روسی، سرباز روسی را تحسین می‌کنند. این تصویر جنگ در ذهن جامعه آن زمان آمریکا و انگلیس بود، زیرا از نگاه این افراد ارائه شده‌اند. در زیر هیچ چوبه ‌داری اجساد سربازان نبود، آنها مجبور نبودند یک خانواده یهودی را به مدت شش ماه مانند مادرم هنگامی که آلمانی‌ها آمدند، زیر زمین پنهان کنند. اما آنها با ما همدردی و ما را درک کردند.

اکنون در غرب تاریخ تحریف شده، بازنویسی شده است، هیچ کدام از اینها در کتاب های درسی غرب درج نشده است. با این وجود، در مقاله مقدماتی، به یکی از فیلم‌های اخیر آمریکایی، «Masters of the Air»[7] اشاره می‌کنم که نشان می‌دهد چگونه خلبانان آمریکایی اسیر شده، با ساخت یک گیرنده، از پیروزی ما مطلع می‌شوند و از این بابت بسیار خوشحال هستند. در نهایت روس‌ها به آنها کمک می‌کنند تا چیزی بسازند و بتوانند پرواز ‌کنند. با توجه به هیستری روس‌هراسی فعلی، سازندگان فیلم می‌توانستند این را نشان ندهند اما این کار را کردند. این بدان معنی است که افرادی هنوز در آنجا هستند که حقیقت را احساس می‌کنند.

اکنون زمان جایگزینی است: ... چرا می‌توانیم در رأس مواجهه با این موضوع قرار بگیریم؟ زیرا ما یک کپی کوچک از جهان با تفاوت‌های بزرگ آن هستیم: یخ‌های همیشگی، صحرا، کلبه‌ها، ثروت بی‌حد و حصر و زندگی قرون وسطایی در بخش عظیمی از کشورمان. تنها 20 سال پیش بود که اجاق‌های خانه پدرم را شکستیم. ما مشکلات کلبه‌ها و کاخ‌ها را درک می‌کنیم.[8] در یک روستای آفریقایی، چاهی ساخته شد و به مرکز زندگی اجتماعی تبدیل شد - ما این را درک می کنیم. اما ما همچنین کافه‌های غیرمتعارفی داریم که در آن از همه انحرافات استقبال می‌شود: «ما همه چیز را درک می‌کنیم – هم معنای تند گالی و هم نابغه عبوس آلمانی…»[9] به همین دلیل است که ما در هند و در بسیاری از کشورهای دیگر به عنوان یک تمدن مورد احترام هستیم، به عنوان نوعی که موضع خود را حفظ می‌کند، اما آشکارا با احترام و با غیرت با دیگران رفتار می‌کند، چیزی که برای آمریکایی‌ها قابل ذکر نیست. مبنای مذهبی جهان عرب نیز این موضوع را رد می‌کند، زیرا بر انگیزه دینی خود محکم می‌ایستد؛ به خصوص که اسلام واقعی نه تنها یک دین، بلکه یک سبک زندگی محسوب می‌شود. دیگران هم ما را درک می‌کنند.

... اما همیشه باید به یاد داشته باشیم که در صورت پیروزی ما، دولت یک برنامه دارد: مسابقه دیگری را برای ما ترتیب می‌دهد؛ یک مسابقه درباره فناوری اطلاعات، با هوش مصنوعی و غیره.

ما باید در دوره ترامپ کارهای زیادی انجام دهیم تا مسیرمان به سمت پیروزی برگشت‌ناپذیر باشد. در غرب کسانی وجود دارند که آماده شنیدن حرف‌های ما هستند، اما «دموکراسی» کنونی به گونه‌ای است که احساساتی که 40 درصد مردم تجربه می‌کنند در هیچ مجلس یا نهادی وجود ندارد. بیایید با آنها کار کنیم. ما هنوز کارهای زیادی در زمینه سیاست اطلاعات بین‌المللی در پیش داریم.

منبع:

https://izborsk-club.ru/26764

 

[1] . دکترای علوم تاریخی و پژوهشگر ارشد انستیتو اقتصاد جهانی و روابط بین‌الملل به نام پریماکف وابسته به آکادمی علوم روسیه

[2] .اشاره به اثر نمایشی فردریش شیلر نمایشنامه‌نویس آلمانی به نام «دزدان»

[3] . بدعت گذار کسانی هستند که اعتقاد را به نکات خاصی از آموزه مسیح محدود می‌کنند و از روی دلخواه، انتخاب می‌کنند. آنها نه آنچه مسیح واقعاً تعلیم داد، بلکه به پیشنهادات ذهن خود ایمان دارند. تفرقه افکنان کسانی هستند که به اراده خود را از وحدت کلیسا جدا می‌کنند. انشقاق با نافرمانی از مرجعیت یکسان نیست. برخی از نافرمانی ها می تواند ماهیت شماتیک داشته باشد. اما هر نافرمانی یک انشقاق نیست. برای تبدیل شدن به انشقاق باید همراه با عدم اطاعت از مرجعیت باشد. به همین دلیل در سنت کاتولیک و ارتدوکس، همه اسکماتیک‌ها نیز بدعت‌گذار هستند.

[4] . اتمیزاسیون به شکستن پیوندها در یک ماده برای به دست آوردن اتم‌های سازنده آن اشاره دارد.

[5] . پولس یکی از رسولان عیسی‌مسیح (ع) در قرن نخست میلادی بود. طبق سنت مسیحی، پولس جزو ۱۲ حواری نبود، اما به عنوان یکی از رسولان حضرت مسیح (ع) برگزیده شد.

[6] . اشاره نویسنده به هشتادمین سالگرد پیروزی شوروی بر آلمان در جنگ جهانی دوم (می 2025)

[7] Masters of the Air یک مینی سریال درام جنگی آمریکایی محصول سال ۲۰۲۴ است که توسط جان شیبان و جان اورلوف برای اپل تی وی این بر اساس کتابی به همین نام ساخته شده است و اقدامات یک واحد بمب افکن سنگین بوئینگ در نیروی هوایی هشتم در شرق انگلستان طی جنگ جهانی دوم را دنبال می‌کند.

[8] . منظور نویسنده مقاله آن است که روسیه و مردم آن همه چیز را تجربه و لمس کرده‌اند و در کشورشان هم سردی سرزمین یخ‌زده هم گرمی صحرایی، هم فقر و هم ثروت همه تجربیات را داشته‌اند و آنها را درک می‌کنند.

[9] . اشاره به بخشی از یک شعر اثر الکساندر بلاک (1880-1921) شاعر روسی عصر نقره‌ای و یکی از نمایندگان نمادگرایی در روسیه، به نام «سکاها» که در آن تجربیات مردم روسیه را در مواجهه با تجاوزهای دشمنان، از اتفاقات خوب و بد و از سفیدی‌ها و سیاهی‌ها بیان می‌شود.

کد خبر 23574

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 8 =