اشاره
در سپهر ژئوپلیتیک و فرهنگی آسیای مرکزی، جمهوری قزاقستان در حال تجربه یکی از پیچیدهترین و بلندپروازانهترین پروژههای مهندسی اجتماعی در دوران پساشوروی است. این پروژه که به طور رسمی تحت عنوان «روحانی ژانگیرو» یا «نوسازی معنوی» شناخته میشود، تلاشی نظاممند برای بازتعریف هویت ملی قزاق در قرن بیست و یکم است؛ هویتی که میکوشد تعادلی ظریف میان «سنتهای ریشهدار استپ» و «الزامات مدرنیته جهانی» برقرار سازد. در این نوشتار تحلیلی، با رویکردی ژرفانگر و چندبعدی، به کالبدشکافی این جریان نوسازی میپردازیم و چگونگی استفاده دولت قزاقستان از سرمایههای نمادین ادبی همچون آبای کونانبایف و ابونصر فارابی را بررسی میکنیم. علاوه بر این، نوشتار حاضر به طور ویژه بر فصل نوین روابط فرهنگی میان ایران و قزاقستان تمرکز دارد؛ روابطی که در دسامبر ۲۰۲۵ با سفر رئیسجمهور ایران به آستانه و تبادل اسناد تاریخی بینظیر، وارد مرحلهای استراتژیک شده است.
فرضیه بنیادین این نوشتار آن است که «روحانی ژانگیرو» تنها یک کمپین تبلیغاتی داخلی نیست، بلکه یک دکترین امنیت ملی فرهنگی است که هدف آن ایجاد مصونیت در برابر امواج رادیکالیسم، مدیریت گذار از هژمونی فرهنگی روسی (از طریق تغییر الفبا)، و برساختن روایتی مستقل از تاریخ است که در آن ایران نه به عنوان یک «دیگری»، بلکه به عنوان یک «شریک تمدنی» و منبع بازیابی حافظه تاریخی نقشآفرینی میکند.

مبانی نظری و تکوین تاریخی «روحانی ژانگیرو»
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان با خلأ ایدئولوژیک و بحران هویت مواجه شد. در دو دهه نخست استقلال، استراتژی دولت بر مبنای دکترین نورسلطان نظربایف، رئیسجمهور نخست، استوار بود: «اقتصاد اول، سیاست بعد». این رویکرد عملگرایانه باعث شد تا قزاقستان با جذب سرمایهگذاری خارجی و بهرهبرداری از منابع انرژی، به قدرت اقتصادی منطقه تبدیل شود. با این حال، تا اواسط دهه ۲۰۱۰، نخبگان سیاسی دریافتند که توسعه اقتصادی بدون پشتوانه فرهنگی و هویتی منسجم، در برابر چالشهای جهانیسازی و جنگهای ترکیبی آسیبپذیر است.
در آوریل ۲۰۱۷، انتشار مقاله راهبردی نظربایف با عنوان «نگاهی به آینده: نوسازی آگاهی عمومی»، نقطه عطفی در تاریخ معاصر این کشور بود. این برنامه که به «روحانی ژانگیرو» شهرت یافت، مکمل نوسازیهای سیاسی و اقتصادی پیشین بود و هدف آن تغییر «کد فرهنگی» ملت برای انطباق با واقعیتهای قرن بیست و یکم اعلام شد. تحلیلگران معتقدند که این برنامه پاسخی به نیاز مبرم برای ملتسازی در کشوری با بافت چندقومیتی و چندمذهبی بود تا از گسستهای اجتماعی جلوگیری کند.
اصول ششگانه نوسازی معنوی
برنامه روحانی ژانگیرو بر شش رکن اصلی استوار است که هر یک بازتابدهنده بخشی از آسیبشناسی اجتماعی قزاقستان مدرن است:
رقابتپذیری: این اصل فراتر از اقتصاد صرف، بر توانایی شهروندان برای ارائه محصولات فرهنگی و فکری در بازار جهانی تأکید دارد. دولت میکوشد تا ذهنیت «کارمند دولتی» بازمانده از دوران شوروی را به ذهنیت «کارآفرین جهانی» تغییر دهد.
عملگرایی: نقد صریح فرهنگ مصرفگرایی و تجملگرایی که در برخی سنتهای قزاقی (مانند جشنهای پرهزینه) وجود دارد. هدف، هدایت منابع مالی به سمت آموزش، سلامت و توسعه فردی است.
حفظ هویت ملی: این اصل تأکید میکند که نوسازی به معنای غربیشدن کامل نیست. بلکه «هسته ملی» باید حفظ شود، اما ویژگیهای باستانی و ناکارآمد باید کنار گذاشته شوند. این دیالکتیک «تغییر و تداوم» هسته مرکزی گفتمان دولتی است.
فرهنگ دانش: ارتقای منزلت آموزش به عنوان ارزش برتر اجتماعی، که با پروژههایی نظیر ترجمه ۱۰۰ کتاب درسی برتر جهان به زبان قزاقی پشتیبانی میشود.
تکامل تدریجی: رد هرگونه تغییر انقلابی و رادیکال، که با توجه به تجربه انقلابهای رنگی در فضای پساشوروی، برای ثبات قزاقستان حیاتی تلقی میشود.
آگاهی باز: آمادگی برای پذیرش تجربیات جهانی و یادگیری از دیگر ملل، ضمن حفظ استقلال فرهنگی.
پروژههای اجرایی و چالشهای میدانی
اجرای دکترین روحانی ژانگیرو از طریق مجموعهای از پروژههای کلان ملی پیگیری میشود که هر یک لایهای خاص از هویت اجتماعی و تاریخی را هدف قرار میدهند. تحلیل دقیق این پروژهها نشاندهنده گذار از شعارهای انتزاعی به اقدامات ملموس زیرساختی است.
پروژه «توگان ژر»: میهندوستی از دریچه بومگرایی
یکی از موفقترین و ملموسترین ابعاد این برنامه، پروژه «توگان ژر» یا «سرزمین مادری» است. فلسفه زیربنایی این پروژه آن است که عشق به وطن بزرگ (قزاقستان) از عشق به زادگاه کوچک (روستا، شهر یا منطقه) آغاز میشود.

مکانیسمهای اجرایی و مشارکت نخبگان اقتصادی
دولت قزاقستان با هوشمندی، بار بخشی از توسعه منطقهای را بر دوش نخبگان اقتصادی و طبقه متوسط جدید گذاشته است. تحت لوای «توگان ژر»، بازرگانان و شرکتهای بزرگ تشویق میشوند تا در زادگاه خود سرمایهگذاری کنند. این امر نه به عنوان خیریه صرف، بلکه به عنوان یک «وظیفه مدنی» و معیار سنجش میهندوستی چارچوببندی شده است.
مطالعه موردی گروه منابع اوراسیا: این شرکت بزرگ معدنی و صنعتی، برنامه «توگان ژر» را در استراتژی مسئولیت اجتماعی خود ادغام کرده است. آنها به جای کمکهای پراکنده، با همکاری دانشگاههای محلی در پاولودار، کوستانای و کاراگاندا، نیازهای واقعی مناطق را تحلیل کرده و سرمایهگذاریهای هدفمند انجام میدهند.
توسعه زیرساختهای اجتماعی: گزارشها نشان میدهد که پروژههای متنوعی از ساخت مراکز تفریحی و اسکی در روستاهای کوچک مانند «کاراژار» تا تجهیز بیمارستانهای شهر پتروپاول به دستگاههای پیشرفته MRI تحت این برنامه انجام شده است. در مورد پتروپاول، کمبود تجهیزات پزشکی باعث صفهای طولانی و نارضایتی عمومی شده بود که مداخله سازمانهای مدنی تحت برنامه توگان ژر منجر به بهبود دسترسی بیماران شد.
ابعاد روانشناختی و جامعهشناختی
پژوهشهای میدانی نشان میدهد که مفهوم «توگان ژر» در میان مردم عادی، بهویژه در شهرهای کوچک، بازخورد مثبتی داشته است. مصاحبهها حاکی از آن است که این واژه حس گرمی، نوستالژی و تعلق خاطر را برمیانگیزد و به شهروندان اجازه میدهد تا عاملیت خود را در فرآیند ملتسازی احساس کنند. با این حال، برخی منتقدان دانشگاهی بر این باورند که دولت از این طریق میکوشد تا کمبود بودجههای عمرانی را با پول بخش خصوصی جبران کند و مسئولیت رفاه عمومی را برونسپاری نماید.
جغرافیای مقدس
پروژه «جغرافیای مقدس قزاقستان» تلاشی برای ایجاد یک شبکه نمادین از اماکن تاریخی و معنوی است تا بافت متکثر کشور را از طریق یک روایت واحد به هم پیوند دهد. تا سال ۲۰۲۵، بیش از ۲۰۰ مکان با اهمیت ملی و نزدیک به ۶۰۰ مکان با اهمیت محلی در این طرح شناسایی و ثبت شدهاند.
این پروژه دو هدف عمده را دنبال میکند:
یکپارچگی سرزمینی: اتصال مناطق جغرافیایی دور از هم (شمال، جنوب، شرق و غرب) از طریق مسیرهای زیارتی و گردشگری. برای مثال، اتصال مقبره خواجه احمد یسوی در ترکستان (جنوب) به بناهای تاریخی اولیتاو (مرکز) و کوهستانهای آلتای (شرق).
مقابله با رادیکالیسم: با ترویج زیارتگاههای صوفیانه و تاریخی، دولت قرائتی از اسلام را تقویت میکند که بومی، مداراگر و مبتنی بر سنتهای قزاقی است، در مقابل قرائتهای سلفی و وارداتی که با زیارتگاهها مخالفند.
گذار به الفبای لاتین
شاید بحثبرانگیزترین مولفه روحانی ژانگیرو، تصمیم برای تغییر خط از سیریلیک به لاتین باشد. این تصمیم که ابتدا قرار بود تا سال ۲۰۲۵ تکمیل شود، به دلیل چالشهای فنی و اجتماعی تا سال ۲۰۳۱ تمدید شده است.20
منطق استراتژیک
فاصلهگیری از جهان روسی: اگرچه مقامات رسمی قزاقستان همواره تأکید میکنند که این تغییر خط علیه روسیه نیست، اما تحلیلگران بینالمللی آن را گامی قطعی برای خروج از سایه فرهنگی (جهان روسی) و استعمار زدایی از ذهنیت زبانی میدانند.
همگرایی با جهان ترک: پذیرش الفبای لاتین، قزاقستان را به سایر کشورهای ترکزبان (ترکیه، آذربایجان، ازبکستان) نزدیکتر میکند. در سپتامبر ۲۰۲۴، سازمان کشورهای ترک (OTS) بر سر یک الفبای مشترک ۳۴ حرفی توافق کردند که قزاقستان نیز بخشی از این اجماع بود.
چالشها و دیدگاههای انتقادی
فرآیند تغییر خط با موانع جدی روبرو بوده است. نسخههای اولیه الفبای پیشنهادی (با استفاده از آپوستروفهای متعدد) به دلیل ناخوانایی و زشتی بصری با انتقاد شدید عمومی و متخصصان مواجه شد.21 علاوه بر این، نگرانی عمیقی وجود دارد که تغییر خط منجر به یک «شکاف فرهنگی» بین نسل جدید (لاتینخوان) و میراث مکتوب عظیم دوران شوروی (سیریلیک) شود.
از منظر پژوهشگران ایرانی، این تغییر خط یادآور تجربه تلخ گسستهای زبانی در تاریخ آسیای مرکزی است. تغییر مکرر از عربی به لاتین (۱۹۲۹)، سپس به سیریلیک (۱۹۴۰) و اکنون بازگشت به لاتین، لایههایی از حافظه تاریخی را دفن کرده است. دقیقاً در همین نقطه است که اهمیت همکاریهای آرشیوی با ایران برای بازخوانی متون پیش از قرن بیستم (که به خط فارسی-عربی بودند) برجسته میشود.
ستونهای ادبی و فلسفی
در فرآیند نوسازی هویت، دولت قزاقستان تنها به آینده نگاه نمیکند، بلکه با رویکردی گزینشی به بازخوانی گذشته میپردازد. دو شخصیت محوری، آبای کونانبایف و ابونصر فارابی، به عنوان نمادهای «خرد بومی» و «عقلانیت جهانی» در کانون این گفتمان قرار گرفتهاند.
آبای کونانبایف: قطبنمای اخلاقی ملت
آبای کونانبایف (۱۸۴۵-۱۹۰۴)، شاعر و متفکر بزرگ قزاق، نقشی فراتر از یک ادیب در گفتمان رسمی ایفا میکند. او به عنوان «پدر معنوی» نوسازی معرفی میشود که اندیشههایش پیششرط اصلاحات اجتماعی است.
جهانیسازی آبای و قیاسهای تمدنی
دستگاه فرهنگی قزاقستان به طور فعال میکوشد تا آبای را همتراز با متفکران جهانی نظیر کنفوسیوس و گوته معرفی کند. گولتاش کورمانبای، مدیر مرکز روحانی ژانگیرو، استدلال میکند که فلسفه اخلاقی آبای در باب عدالت اجتماعی، شایستهسالاری و انسانیت، محدود به قوم قزاق نیست و پیامی جهانی دارد.27 آثار او، بهویژه «کارا سوزدر» (کلمات حکمت)، به عنوان متون مرجع در مدارس تدریس میشوند، اما تلاشهای جدید بر عبور از حفظ کردن صرف و درک عمیق فلسفی آنها متمرکز است.
آبای و پیوند با ادبیات فارسی
نکته حائز اهمیت در روابط ایران و قزاقستان، شیفتگی عمیق آبای به ادبیات کلاسیک فارسی است. او خود را شاگرد معنوی فردوسی، حافظ، سعدی و نظامی میدانست و در اشعارش آشکارا از آنها نام برده و استمداد طلبیده است.
رئیسجمهور توکایف در دیدارهای دیپلماتیک دسامبر ۲۰۲۵، با اشاره به اینکه آبای با شاهنامه فردوسی مأنوس بوده است، از این واقعیت تاریخی برای تحکیم پیوندهای فرهنگی دو کشور بهره برد.3 در دانشگاههای قزاقستان، نشستهای تخصصی با عنوان «آبای در شرق» برگزار میشود تا ریشههای شرقی و ایرانی تفکر او را برای دانشجویان تبیین کند.
ابونصر فارابی: معلم ثانی و پل تمدنی
اگر آبای نماد «وجدان» ملت است، فارابی (۸۷۲-۹۵۰ میلادی) نماد «عقلانیت» و «علم» است. فارابی که در شهر اترار (در جنوب قزاقستان کنونی) زاده شده، شخصیتی است که هم در تاریخ ایران و هم در تاریخ قزاقستان جایگاهی رفیع دارد.
فارابی در گفتمان دولتسازی مدرن
جشن ۱۱۵۰ سالگی فارابی در سال ۲۰۲۰، فرصتی بود تا دولت قزاقستان، کشور را به عنوان مهد تمدن و علم در قرون وسطی برندسازی کند. نظریه «مدینه فاضله» فارابی به طرز ظریفی با اهداف برنامه روحانی ژانگیرو برای ساختن جامعهای فضیلتمند و مبتنی بر دانش گره زده شده است.
استفاده از فارابی همچنین کارکردی ضد رادیکالیسم دارد. با ترویج قرائت عقلگرا و فلسفی فارابی از اسلام، دولت الگویی از هویت مسلمان ارائه میدهد که با علم مدرن سازگار است و با تحجر مذهبی در تضاد میباشد.
همگرایی ایرانی-قزاقی حول محور فارابی
برخلاف برخی مناقشات ملیگرایانه بر سر مشاهیر تاریخی، ایران و قزاقستان رویکردی تعاملی در قبال فارابی اتخاذ کردهاند. در اواخر سال ۲۰۲۵، دو کشور پرونده مشترکی را برای ثبت میراث فارابی در یونسکو ارائه دادند که وزیر میراث فرهنگی ایران آن را «معجزه میراث مشترک» نامید. علاوه بر این، توافق برای ساخت یک مجتمع تاریخی-فرهنگی به نام فارابی در قزاقستان با همکاری معماران و محققان ایرانی، نشاندهنده عمق این همکاری است.
تعاملات فرهنگی ایران و قزاقستان؛ بازخوانی تاریخ مشترک
روابط فرهنگی ایران و قزاقستان در بستر «روحانی ژانگیرو» از سطح تعارفات دیپلماتیک فراتر رفته و به حوزههای راهبردی «بازیابی حافظه تاریخی» و «آرشیوپژوهی» وارد شده است. ایران به عنوان مخزن اسناد تاریخی منطقه، نقشی کلیدی در پروژههای هویتسازی قزاقستان ایفا میکند.
تحول دیپلماتیک ۲۰۲۵-۲۰۲۶
سفر رسمی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به آستانه در دسامبر ۲۰۲۵، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود. این سفر منجر به امضای «برنامه مبادلات فرهنگی ۲۰۲۶-۲۰۲۸» و توافقات متعدد در حوزههای رسانه، آرشیو و باستانشناسی شد.
اهدای ۲۷ نسخه خطی: استعمارزدایی از تاریخ
یکی از مهمترین دستاوردهای این تعاملات، اهدای ۲۷ نسخه خطی و سند تاریخی ارزشمند از سوی ایران به قزاقستان در جریان نمایشگاه «تاریخ استپ بزرگ در منابع ایرانی» بود. این اسناد که در موزه ملی آستانه به نمایش درآمدند، حفرههای بزرگی را در تاریخنگاری قزاقستان پر میکنند.
این مجموعه اسناد که شامل ۲۷ سند تاریخی مبادله شده است، از چهار منظر اصلی قابل طبقهبندی و تحلیل است که هر یک اهمیت تاریخی و هویتی ویژهای برای قزاقستان دارد:
۱. مکاتبات دیپلماتیک و اثبات استقلال سیاسی
بخش قابل توجهی از این اسناد شامل نامههای رسمی میان تاوکه خان (خان بزرگ قزاق) و شاه سلطان حسین صفوی، و همچنین مکاتبات خانها با دربار قاجار است. اهمیت راهبردی این نامهها در اثبات وجود «دیپلماسی مستقل» در آن دوران است. برخلاف روایتهای استعماری که ساکنان این مناطق را قبایل بدوی معرفی میکردند، این مکاتبات نشان میدهد که قدرتهای بزرگ آن زمان، خانات قزاق را به عنوان یک دولت مستقل و رسمی به رسمیت میشناختند.
۲. نقشههای تاریخی و بازیابی هویت جغرافیایی
این اسناد حاوی نقشههای دقیقی است که توسط کاتبان ایرانی از حوضه سیردریا و فرارود ترسیم شده و نام شهرها را به زبانهای فارسی و جغتایی ثبت کردهاند. اهمیت این نقشهها در امکان بازیابی نامهای اصیل جغرافیایی (توپونیمها) است که در دوران تزار و شوروی تغییر یافته بودند. همچنین، این دادهها کمکی حیاتی به باستانشناسان برای مکانیابی شهرهای گمشده تاریخی میکند.
۳. گزارشهای اقتصادی و رد نظریه عقبماندگی
اسناد مربوط به معادن فیروزه، مس، سرب و زغالسنگ در دشتهای استپ و مقایسه کیفیت آنها با معادن ایران، نشاندهنده وجود دانش فنی و مدیریت منابع طبیعی در قزاقستان پیشااستعماری است. این گزارشها به طور موثری نظریههای مبنی بر عقبماندگی اقتصادی عشایر در آن دوران را رد میکنند.
۴. گزارشهای مردمشناسی و ارائه روایت همدلانه
توصیفات دقیق سیاحان ایرانی از ساختار قبیلهای، سیستمهای کوچنشینی و دلاوریهای جنگجویان قزاق، تصویری متفاوت از جامعه آن روز ارائه میدهد. این اسناد یک روایت «شرقی» و همدلانه را در مقابل روایتهای شرقشناسانه، تحقیرآمیز و غربی (یا روسی) قرار میدهند.
ویژگیهای هنری و زیباییشناختی
باید اشاره کرد که این اسناد علاوه بر ارزش اطلاعاتی، به دلیل نگارش با خطوط نستعلیق و شکسته بر روی کاغذهای دستساز نفیس، به عنوان «شاهکارهای هنر دیوانی» شناخته میشوند و یادآور پیوند عمیق زیباییشناختی میان دو ملت ایران و قزاقستان هستند.
پیوندهای زبانی و نمادین
در جریان مذاکرات سطح بالا، رئیسجمهور توکایف به صراحت اعلام کرد که حدود ۴ درصد از واژگان زبان قزاقی ریشه فارسی دارند. واژگانی کلیدی مانند «آستانه» (به معنای پایتخت/آستان)، «پایدا» (فایده)، «اورازا» (روزه) و «داری» (دارو) نشاندهنده عمق نفوذ زبان فارسی در استپ است.
همچنین، دیگ بزرگ مقدس (Taikazan) در آرامگاه خواجه احمد یسوی که توسط استاد ایرانی «عبدالعزیز شرفالدین تبریزی» ساخته شده است، به عنوان نماد فیزیکی این اتحاد فرهنگی بارها مورد استناد قرار گرفته است.
رویدادهای فرهنگی مشترک (۲۰۲۵-۲۰۲۶)
پس از سفر رئیسجمهور ایران، مجموعهای از رویدادها برای نهادینه کردن این روابط برگزار شد:
شب فرهنگی ایران و قزاقستان (تهران، دسامبر ۲۰۲۵): این رویداد در کاخ نیاوران با حضور سفیر قزاقستان، اونتالاپ اونالبایف، و وزیر میراث فرهنگی ایران برگزار شد. تاکید بر «میراث مشترک، پیوند پایدار» و برگزاری نمایشگاه اسناد در تهران از ویژگیهای این مراسم بود.
هفتههای فرهنگی متقابل: طبق توافقات، برگزاری «روزهای فرهنگی ایران در قزاقستان» و بالعکس در برنامه سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ گنجانده شده است تا مردم دو کشور نیز فراتر از نخبگان سیاسی، با این اشتراکات آشنا شوند.
راهبرد و ابتکارات مرکز فرهنگی ایران در آلماتی: تحکیم بنیانهای دوستی بر محور مشاهیر
در راستای تقویت بنیانهای فکری دو کشور و نهادسازی روابط، مرکز فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلماتی با اتخاذ یک راهبرد فعال، رویدادهای علمی و فرهنگی هدفمندی را با تمرکز بر میراث مشترک فارابی و آبای طراحی و اجرا کرده است. این رویکرد، دیپلماسی فرهنگی را از سطح رویدادهای تشریفاتی به سطح تعاملات عمیق نخبگانی ارتقا داده است.
همایش بینالمللی «انسان خیرخواه و جامعه خیرخواه» در میراث فارابی
به ابتکار وابستگی فرهنگی سرکنسولگری ایران در آلماتی، همایش بینالمللی «انسان خیرخواه و جامعه خیرخواه و اخلاق امروز در میراث فارابی» در دانشگاه ملی فارابی قزاقستان برگزار شد. این رویداد با حضور هیئت علمی برجستهای از ایران شامل دکتر اعوانی، دکتر غلامی، دکتر مسعود امید، دکتر رضا ماحوزی و دکتر خلج منفرد، در کنار حسین آقازاده (وابسته فرهنگی)، نقطه عطفی در همکاریهای دانشگاهی بود.
در این همایش که با سخنرانی پروفسور بکژان میربایف (رئیس دانشکده فلسفه) و محسن فغانی (سرکنسول ایران) آغاز شد، ابعاد مختلف اندیشه فارابی واکاوی گردید:
دکتر اعوانی در سخنرانی خود با عنوان «فارابی فیلسوف سعادت»، تبیین کرد که فارابی برخلاف فیلسوفان یونانی که سعادت را در مرزهای دولت-شهر آتن میدیدند، نظریهای جهانی برای سعادت بشریت ارائه کرده است.
دکتر غلامی با تشریح «اصول اخلاقی فارابی»، پیوند میان عقل، اخلاق و شریعت را در اندیشه معلم ثانی برجسته کرد.
دکتر مسعود امید به موضوع بدیع «مرگ به مثابه فضیلت در آرمانشهر فارابی» پرداخت و مفهوم شهروند فاضل را بازتعریف نمود.
دکتر رضا ماحوزی فارابی را «فیلسوف بحران» نامید که توانست در عصر کشمکشها، وحدتی میان فلسفه، دین و سیاست ایجاد کند.
تأثیر این همایش به حدی بود که رئیس گروه مطالعات فرهنگ دانشکده فلسفه اذعان کرد که پس از شنیدن دیدگاههای هیئت ایرانی، نگرش خود را نسبت به فارابی تغییر داده است. همچنین توافق شد که این همایش به صورت سالانه و متناوب در ایران و قزاقستان برگزار شود و نمایشگاهی از کتب تخصصی فارابی و دستاوردهای علمی ایران نیز در حاشیه آن برپا گردید.
بزرگداشت ۱۸۰ سالگی آبای و یادبود حاجی محمد شادکام: ادبیات، پل دوستی
در اقدامی دیگر برای تقویت پیوندهای ادبی، نمایشگاه «ادبیات - پل دوستی ایران و قزاقستان» به مناسبت ۱۸۰ سالگی تولد آبای قونانبایف و بزرگداشت حاجی محمد شادکام (نویسنده و مترجم فقید قزاق-ایرانی) در آلماتی برگزار شد. این رویداد با همکاری فرهنگستان علوم قزاقستان و با حضور شخصیتهایی چون اولار اورازگالیولی موکاژانوف (رئیس فرهنگستان) و سو نا احمدی (سرکنسول ایران) اجرا گردید.
حاجی محمد شادکام به عنوان نماد پیوند دو ملت معرفی شد؛ شخصیتی که با تسلط بر زبان فارسی، آثار آبای را به فارسی ترجمه کرد و نقش بسزایی در معرفی متقابل فرهنگ دو کشور داشت.
در این رویداد و نشستهای مرتبط، بر «توصیه بیست و پنجم» آبای تأکید شد که در آن این حکیم قزاق صراحتاً هموطنان خود را به آموختن زبان فارسی برای کسب علم و حکمت فرا میخواند. این نکته به عنوان یکی از ستونهای راهبردی روابط فرهنگی مورد توجه قرار گرفت.
رونمایی از فرش-تابلوی نفیس «آبای-رودکی» و نقاشیهای «آبای-فردوسی» در این مراسم، تجسمی بصری از درهمتنیدگی روح ادبی دو ملت بود.
تحلیل انتقادی
دیالکتیک بالا به پایین و پذیرش اجتماعی
یکی از نقدهای اصلی وارده به برنامه روحانی ژانگیرو، ماهیت دستوری و بالا به پایین آن است. منتقدان معتقدند که هویت ملی امری ارگانیک است و نمیتوان آن را با بخشنامه ایجاد کرد. گزارشها نشان میدهد که در برخی موارد، معلمان و کارمندان دولت مجبور به شرکت در رویدادهای نمایشی میشوند که ممکن است به بدبینی منجر شود.
با این حال، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد بخشهایی از برنامه، بهویژه «توگان ژر» و بازخوانی تاریخ، با استقبال واقعی مردم روبرو شده است. جوانان قزاق تشنه دانستن درباره گذشتهای هستند که در کتب درسی شوروی سانسور شده بود و اسناد ایرانی دقیقاً به این عطش پاسخ میدهند.
جایگاه زنان در نوسازی هویت
تحلیلگران فمینیست اشاره میکنند که گفتمان ملیگرایی در قزاقستان همچنان مردسالارانه است و زنان را عمدتاً به عنوان «مادران ملت» یا «حافظان سنت» به تصویر میکشد. با این حال، پروژههایی در چارچوب روحانی ژانگیرو برای توانمندسازی زنان آغاز شده است، هرچند نقدها بر سر بازتولید کلیشههای جنسیتی در برخی متون درسی باقی است.
آینده زبان روسی و تعادل ژئوپلیتیک
حرکت به سمت الفبای لاتین و تقویت زبان قزاقی، به طور اجتنابناپذیری فضای تنفس زبان روسی را تنگتر میکند. این امر چالشی برای جامعه روستبار قزاقستان و روابط با مسکو است. با این حال، دولت با تدبیر داهیانه از کارت «فرهنگ ایرانی و اسلامی» استفاده میکند تا نشان دهد که جایگزین فرهنگ روسی، لزوماً ناسیونالیسم افراطی قومی نیست، بلکه بازگشت به یک هویت تمدنی باز و تاریخی (محور فارابی-آبای) است که در آن تعاملات با همه همسایگان، از جمله ایران، روسیه و چین، متوازن شده است.
جمع بندی
پروژه «روحانی ژانگیرو» و نوسازی هویت ملی در قزاقستان، تلاشی استراتژیک برای بقا و شکوفایی در جهان متلاطم قرن بیست و یکم است. قزاقستان با درک این واقعیت که استقلال سیاسی بدون استقلال فرهنگی شکننده است، به بازتعریف مختصات خود در تاریخ و جغرافیا پرداخته است.
در این مسیر، تعامل با ایران نقشی محوری و بیبدیل یافته است. ایران برای قزاقستان تنها یک همسایه جنوبی نیست؛ بلکه پنجرهای به گذشتهای است که قزاقستان برای ساختن آینده به آن نیاز دارد. تبادل ۲۷ نسخه خطی و همکاریهای گسترده در زمینه فارابیشناسی، نشان میدهد که «سنت» در قرائت قزاقی، امری ایستا نیست، بلکه منبعی پویا برای دیپلماسی و ملتسازی است.
برای ناظران و سیاستگذاران، پیام این تحولات روشن است: قزاقستان در حال تکوین هویتی است که اگرچه ریشههای ترکی و عشایری دارد، اما عمیقاً با میراث فارسی و اسلامی درآمیخته است و میکوشد با ابزارهای مدرن (دیجیتالسازی، الفبای لاتین، مدیریت شرکتی)، این میراث کهن را به سرمایهای برای آینده تبدیل کند. موفقیت این پروژه در گرو آن است که دولت بتواند تعادل ظریف میان این مولفههای متنوع را حفظ کرده و از تبدیل شدن نوسازی به یک پروژه صرفاً دولتی و دور از بدنه جامعه جلوگیری نماید.
آلماتی قزاقستان
منابع:
https://edizionicafoscari.unive.it/media/pdf/books/978-88-6969-454-7/978-88-6969-454-7-ch-13_NbhfG7G.pdf
https://www.erg.kz/files/redesign/about/contribution_first_en.pdf
https://astanatimes.com/2020/08/kazakh-expert-abai-kunanbayevs-philosophy-deserves-special-recognition-as-universal-school-of-thought/
https://qazinform.com/news/kazakhstan-iran-deepen-cultural-cooperation-with-ancient-manuscript-exchange-8a4802
https://en.tengrinews.kz/politics_sub/kazakhstan-and-iran-sign-eight-cooperation-documents-during-270438/
https://qazinform.com/news/presidents-of-kazakhstan-and-iran-make-joint-statement-7148d4
https://scholarspace.library.gwu.edu/downloads/6w924c52x?disposition=inline&locale=en
https://primeminister.kz/en/news/reviews/kr-akdm-kazakstanda-kogamdagy-ayelderdin-kukyktary-men-mumkindikterin-kotermeleu-zhane-ilgeriletu-boyynsha-tuzhyrymdamany-ozektendiru-zhumysy-zhurgizilude-32327
https://www.etd.ceu.edu/2020/arystanbek_aizada.pdf
نظر شما