معرفی قبایل پشتون - اورکزی

وایت کینگ (نویسنده بریتانیایی) در نوشته های خود درباره قبیله اورکزی گمان می‌برد که حدود هزار سال پیش، شاهزاده‌ای ایرانی به نام سکندر شاه منطقه تیراه را تصرف کرد و برخی او را نیای قبیله اورکزی می‌دانند.

روایتی افسانه ای از منشاء قوم اورکزی

براساس این افسانه وایت کینگ (نویسنده بریتانیایی)، شاهزاده سکندر در سرزمین خود عادت داشت کوزه‌های زنانی را که از چشمه‌های نزدیک کاخ او در اصفهان آب می‌آوردند، بشکند؛ سرگرمی‌ای که در افسانه‌های کهن به بسیاری از شاهزادگان نسبت داده می‌شود. مردم از این رفتار شاهزاده به پادشاه شکایت کردند. پادشاه او را سرزنش کرد، اما بی‌فایده بود و شاهزاده به کار خود ادامه داد، تا اینکه یک روز صبح با ناباوری دید کفش‌هایش وارونه شده است؛ نشانه‌ای از اخراج او از پادشاهی. از آن پس او را «ورکزا» نامیدند که در زبان پشتو به معنای «گم شو» یا «تبعیدشده» است.

شاهزاده سرزمین خود را ترک کرد و به اورغان در قلمرو وزیرستان، پایتخت پادشاه مسلمان کوهات، رفت و در دربار او به کاری گماشته شد. پس از مدتی، پادشاه ایران از کار خود پشیمان شد و نوازنده‌ای درباری (دُم) به نام بانگا را که دوست دوران کودکی شاهزاده بود، برای بازگرداندن او فرستاد. بانگا سرانجام به کوهات رسید، جایی که سکندر شاه از او استقبال کرد، او را برادر خود خواند و در دربار سلطنتی در کنار خویش نشاند. پادشاه کوهات از طریق بانگا دریافت که سکندر شاه پسر تبعیدشده پادشاه ایران است، از این‌رو یکی از دختران خود را به همسری او داد.

در همان زمان، تیراهی‌ها به حومه‌های کوهات یورش می‌بردند؛ بنابراین پادشاه کوهات، شاهزاده سکندر شاه را برای سرکوب تیراهی‌ها اعزام کرد. او از مسیر تورا پخا حرکت کرد و به تندا در دره مستوره رسید. وی تیراهی‌ها را شکست داد و آنان را به میدان تیراه راند و سپس از کوه‌های ننگرهار عبور داد؛ جایی که گفته می‌شود بازماندگانشان هنوز در آنجا ساکن‌اند. در این میان، پادشاه کوهات درگذشت و بانگا خود را به‌عنوان پادشاه جدید کوهات تثبیت کرد. سکندر شاه با نیروهای بانگا در محمدزئی، نزدیک کوهات، جنگید و شکست خورد. از این‌رو، ناچار شد در تیراه ساکن شود، در آنجا جای گرفت و با زنی تیراهی به‌عنوان همسر دوم ازدواج کرد.

از بانگا، قبیله بنگشِ کوهات پدید آمد. بازماندگان سکندر از سوی همسایگانشان «پسران ورکزا» خوانده شدند که این نام به‌تدریج به «ورکزئی» یا «اورکزی» تبدیل شد.(منبع: «تاریخ پَتان‌ها»، هارون رشید، جلد چهارم، ص ۵۲)

درگیری با مغولان

در سال‌های ۱۶۱۹ یا ۱۶۲۰ میلادی، محبت‌خان، استاندار کابل در زمان امپراتور جهانگیر، به‌طور فریبکارانه ۳۰۰ نفر از دولَت‌زئی‌های اورکزی را که از پیروان جنبش روشنیه(پیروان بایزید انصاری) بودند، قتل‌عام کرد. در غیاب او که برای دیدار با جهانگیر به روهتاس رفته بود، غیرت‌خان با نیرویی بزرگ از مسیر کوهات برای یورش به تیراه اعزام شد. وی تا دامنه گذرگاه سمپغه پیش رفت؛ گذرگاهی که در اختیار جنبش روشنیه به رهبری احداد و دولت‌زئی‌ها به رهبری ملک تور بود. راجپوت‌ها به گروه نخست حمله کردند و نیروهای خودِ غیرت‌خان به گروه دوم یورش بردند، اما سپاه مغول با تلفات سنگین عقب رانده شد.

معرفی قبایل پشتون - اورکزی
مردان قبیله اورکزی، ۱۸۶۱

با این حال، شش سال بعد، مظفرخان، پسر خواجه عبدالاحسن و استاندار وقت کابل، از مسیر گذرگاه سوگاوند و گردیز علیه احداد لشکر کشید و پس از پنج یا شش ماه نبرد، احداد کشته شد و سر او برای جهانگیر فرستاده شد. پیروانش به لواغر پناه بردند و سپس عبدالقدیر، پسر احداد، به همراه بیوه او علایی به تیراه بازگشتند. مرگ جهانگیر در سال ۱۶۲۷ میلادی، نشانه آغاز قیام عمومی افغان‌ها علیه سلطه مغول بود. مظفرخان در مسیر پیشاور به کابل مورد حمله اورکزی‌ها و آفریدی‌ها قرار گرفت و به‌شدت آسیب دید. در همین زمان عبدالقدیر به پیشاور حمله کرد، شهر را غارت نمود و دژ آن را به محاصره درآورد. اما به‌دلیل حسادت افغان‌ها، ناچار شد محاصره را رها کرده و به تیراه بازگردد و از آنجا به پیشاور دعوت شد. او در سال ۱۶۳۵ میلادی درگذشت.

مغولان لشکرکشی تازه‌ای علیه پیروان او در تیراه ترتیب دادند و سرانجام یوسف آفریدی و اسَر میر، رئیس اورکزی، وادار به تسلیم شدند و زمین‌هایی در پانی‌پت، نزدیک دهلی، دریافت کردند. هم‌زمان، عملیات نظامی در کُرم نیز انجام شد. با وجود این اقدامات، میر یاقوت، دیوان امپراتوری در پیشاور، در سال ۱۶۵۸ میلادی برای سرکوب شورش اورکزی‌ها و آفریدی‌ها به تیراه اعزام شد.(منبع: «گزت امپراتوری هند»، مجموعه استانی: سرحد شمال‌غربی، ص ۲۳۵)

چهره‌های برجسته اورکزی در هند: دوست محمد خان و جلال خان

دوست محمد خان، متولد ۱۶۷۲ میلادی، پسر نور محمد خان و از طایفه میرازی‌خیل اورکزی‌های تیراه بود. او در فاصله سال‌های ۱۶۹۷ تا ۱۷۰۳، در سال‌های پایانی حکومت اورنگ‌زیب عالمگیر، به هندوستان مهاجرت کرد. وی در سال ۱۷۰۷ امارت بوپال را بنیان نهاد و تا زمان مرگش در ۱۷۲۸ آن را گسترش داد. در اوج قدرت، ایالت بوپال حدود ۷ هزار مایل مربع (۱۸ هزار کیلومتر مربع) وسعت داشت. این ایالت در سال ۱۸۱۸ تحت‌الحمایه بریتانیا شد و تا سال ۱۹۴۹، یعنی زمان الحاق به اتحادیه هند، توسط نوادگان دوست محمد خان اداره می‌شد.

معرفی قبایل پشتون - اورکزی
پرتره گروهی از یک رئیس اورکزی و سه تن از افراد قبیله، حدود ۱۹۰۰ میلادی، رئیس قبیله بر روی صندلی دسته‌دار نشسته و عمامه‌ای راه‌راه بر سر دارد. او بالاپوش پشمی بلند و گلدوزی‌شده‌ای بر تن کرده که روی جلیقه مخملی با گلدوزی زرین پوشیده شده است. شلوار گشاد پَتانی و کفش‌های چرمی سنتی با نوک‌های برگشته به پا دارد و خنجر خیبری را با غلافی دارای یراق و سرغلاف فلزی حمل می‌کند. سه مرد قبیله‌ای اطراف او مسلح به تفنگ‌های فتیله‌ای جزایل، خنجر خیبری و سپر فلزی دال با چهار برجستگی هستند. این تصویر توسط مؤسسه Arts Photo Works of India با عنوان «همسایگان ناآرام ما، پَتان‌ها» منتشر شده است.

پدر جلال خان، هزار میر اورکزی از طایفه میرانزئی‌خیل، در دوران امپراتور شاه‌جهان به هند آمد و زمین‌داری چند روستا را در منطقه دوآب یمنا–گنگ به دست گرفت. پس از مرگ پدر، جلال خان جانشین او شد و افزون بر آن، روستاهای دیگری در پرگنه تانا بهاون به دست آورد و در نزدیکی آن دژی ساخت و شهر جلال‌آباد (سَهارَنپور، اوتار پرادش) را بنیان نهاد. در سال ۱۷۰۹، جلال خان با هفتاد تا هشتاد هزار سیک از سپاه بندا سینگ روبه‌رو شد و با تنها چند صد نفر، دژ خود را با موفقیت دفاع کرد. به‌پاس این پیروزی، در ۳۱ اوت ۱۷۱۰ میلادی، از سوی ناظم دهلی، منصب فوج‌داری سهارنپور به او اعطا شد. وی در دوران جهاندارشاه به رتبه دو هزار و پانصد رسید و در زمان فرخ‌سیر نیز ارتقای بیشتری یافت. جلال خان در سپتامبر ۱۷۱۸ میلادی درگذشت.

اورکزی‌ها در دوره درانی

از زمان افول امپراتوری مغول، قبایل اورکزی عملاً مستقل بودند، هرچند گاه به‌طور غیررسمی تابع کابل محسوب می‌شدند. سید غلام محمد در دوران تیمور شاه، درباره اورکزی‌ها چنین می‌نویسد:

«قبیله افغان (اورکزی) شامل چندین هزار خانواده است و در نواحی کوهستانی تیراه، خیبر و جلال‌آباد سکونت دارند. آنان موظف‌اند نیرویی از سربازان در اختیار پادشاه کابل بگذارند و سردارانشان برای حفاظت و باز نگه‌داشتن گذرگاه‌های قلمرو خود، در ناحیه پیشاور ساکن بوده یا تیول در اختیار دارند.»(منبع: راورتی، «یادداشت‌هایی درباره افغانستان»، ص ۹۵)

معرفی قبایل پشتون - اورکزی
کاخ اسلام‌نگر، بوپال، ساخته‌شده به‌دست دوست محمد خان اورکزی

در دوره دُرّانی، رئیس اورکزی‌ها از طایفه عبدالعزیزخیل بود و روابط بسیار صمیمانه‌ای با پادشاهان سدوزایی کابل داشت. خان‌خیل‌های عبدالعزیزخیل دارای دست نوشته ای از احمدشاه ابدالی بودند که بر اساس آن، سکنی و مقرری‌های نقدی به آنان اعطا می‌شد. در سال‌های ۱۷۹۶–۱۷۹۷ میلادی، اورکزی‌ها نیروی پیاده‌ای متشکل از ده هزار نفر در اختیار زمان‌شاه برای حمله به پنجاب قرار دادند. از همان آغاز، درانی‌ها اداره امور قبیله اورکزی را از طریق خان‌های بنگشِ هنگو انجام می‌دادند. در دوره سلطه بارکزایی‌ها و سیک‌ها بر منطقه، اورکزی‌ها تحت مدیریت سلطان محمد خان بارکزایی، حاکم کوهات، قرار داشتند.(منبع: «تاریخ پَتان‌ها»، هارون رشید، جلد چهارم، ص ۷۰)

نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ایران در پیشاور

منبع:

تاریخ پَتان‌ها»، هارون رشید، جلد چهارم، ص ۷۰

گزت امپراتوری هند، مجموعه استانی: سرحد شمال‌غربی، ص ۲۳۵

کد خبر 26386

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =