وداع تاریخی امت با پیشوای بیبدیل خود
مقاله به قلم: آقای عادل فراز
روزنامه: اردو زبان هندوستان اکسپرس (دهلی نو) مورخ: 12 ژوئیه 2026
مراسم تشییع پیکر شهید امت، حضرت آیت الله سید علی خامنهای (ره)، در تاریخ 9 ژوئیه در شهر مقدس مشهد برگزار شد. مراسم تشییع پیکر ایشان، فصلهای جدید بسیاری را در تاریخ گشود. این مراسم دشمنان را غافلگیر کرد و پیامهای مهمی نیز داشت. مردم ایران با رهبر شهید خود وداعی آبرومندانه داشتند. میلیونها نفر به خیابانها آمدند و فصل جدیدی از مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل را گشودند. مردمی که میلیاردها دلار برای ایجاد نفرت از انقلاب و نظام هزینه کردند و رهبری ارشد برای تغییر قدرت به شهادت رسید، همین مردم ایران با آگاهی و استقامت خود، تمام ترفندها و تبلیغات دشمن را نقش بر آب کردند. رئیس جمهور آمریکا نیز به نظر میرسید از مقاومت مردم ایران شوکه شده است و وحشت او را بر آن داشت تا دوباره به ایران حمله کند. دشمن میخواست با حمله به مراسم تشییع جنازه، مردم ایران را بترساند، اما میلیونها نفر حاضر در شهر مقدس مشهد با سر دادن شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر ترامپ» نیت خود را آشکار کردند.
همین مقاومت مردم ایران، ترامپ را دیوانه کرد، به طوری که در مصاحبهای با «آکسیوس» گفت: «از دیدن جمعیت در مراسم تشییع جنازه ایشان (رهبر شهید حضرت آیتالله خامنهای (ره)) شوکه شدم. انتظار داشتم که خامنهای محبوبیت خود را در ایران از دست داده باشد و مردم از او متنفر باشند، اما از دیدن جمعیت در تهران شوکه شدم.» سوال این است که چه کسی به ترامپ اطلاع داده است که حضرت آیتالله خامنهای (ره) محبوبیت خود را در ایران از دست داده و مردم از او متنفرند؟ اعتراض برای شکایات و خواستههای عمومی به هیچ وجه به معنای نفرت مردم از نظام نیست. اعتراض به تورم و سایر مسائل، حق دموکراتیک مردم است. رهبر شهید انقلاب هرگز خواستههای عمومی را نامشروع ندانسته است، اما در چند روز گذشته از اعتراضات نیز حمایت کرده و شیطنتهای اشرار را محکوم کرده است. زیرا شیطنتهایی که به نام اعتراض انجام شد، کار توطئههای دشمن بود که واقعیتهای آن نیز آشکار شده است. مردم ایران قطعاً از مسائلی مانند تورم عصبانی بودند، اما این عصبانیت را نمیتوان نفرت از نظام نامید. اگر مردم از نظام متنفر بودند، پس از شهادت آیتالله خامنهای، سیل خروشان مردم علیه حملات آمریکا و اسرائیل به خیابانها نمیآمد. بلکه برخی از کسانی که از نظام عصبانی بودند، پس از شهادت رهبری ارشد، از احساس شرم رنج میبردند. بدیهی است که سخنان ترامپ روشن میکند که حمله به ایران تصمیمی بیملاحظه و نابخردانه بوده است. آمریکا، با عشق کورکورانه خود به اسرائیل و نگرانی برای حفاظت از آن، در حال فرو رفتن در باتلاقی است که خروج از آن بسیار دشوار است. با این حال، ترامپ با نشان دادن شرارت ذاتی خود، همچنین گفت: «شاید اشکهای مردم ایران فقط یک نمایش بود.» اگر این اشکها و این غم فقط یک نمایش بود، پس چرا مردم ایران باید از خانههای خود بیرون میآمدند؟ نحوهی حضور مردم ایران در خیابانها و سر دادن شعارهای حمایت از رژیم، مخالفت با دیکتاتوری آمریکا و «انتقام»، نشان از مقاومت دارد، نه ریاکاری. از سوی دیگر، به نظر میرسید نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نیز از وحدت مردم ایران میترسد. دلیل اصلی ترس او موفقیت دیپلماتیک ایران بود. حضور بیش از صد کشور در مراسم تشییع پیکر مطهر حضرت آیت الله خامنهای (ره)، این موفقیت را برجستهتر کرد. دشمن با شهادت آیت الله خامنهای فکر میکرد که ایران را در سطح دیپلماتیک نیز منزوی کرده است، اما نتیجه دقیقاً برعکس شد.
امروز، حمایت جهانی با ایران است و به نظر میرسد جهان در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل ایستاده است. برخی از دولتها که متحد آمریکا محسوب میشوند، از شرکت در مراسم تشییع جنازه فاصله گرفتهاند، اما این فاصله نمیتواند نظر جهانی را تغییر دهد. تمام جهان، از جمله ایران، به خوبی میدانست که متحدان آمریکا نمیتوانند در این مراسم شرکت کنند، بنابراین هیچ کس از عدم شرکت آنها تعجب نکرد. آمریکا نیز اکنون به شدت متوجه شده است که حمایت اسرائیل خاک آن را آلوده کرده است. گاهی اوقات این درد حتی به زبان مقامات آمریکایی نیز میآید. از آنجایی که اسرائیل فرزند نامشروع آمریکا است، از ابراز علنی این درد خودداری میکنند، اما وقتی درد افزایش مییابد، جهان نالهها را میشنود. وقتی جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، میگوید: «اسرائیل دیگر متحد قدرتمندی ندارد»، او نه تنها انزوای دیپلماتیک اسرائیل را با این جمله توصیف میکند، بلکه درد خود را از این که حتی در چنین انزوایی، آمریکا باید در کنار اسرائیل بایستد، ابراز میکند. از آنجایی که اسرائیل به هیچ کس وفادار نیست، حتی به پدر نامشروع خود نیز نگاه میکند، به همین دلیل است که نتانیاهو به اظهارات جی دی ونس واکنش نشان داد و گفت: «معاون رئیس جمهور آمریکا اشتباه میکند، اسرائیل در هند از حمایت فوقالعادهای برخوردار است.» جی دی ونس حتی به اظهارات نتانیاهو پاسخی نداد، زیرا دولت هند هم طرفدار اسرائیل است و هم تحت فشار آمریکا. با این حال، جی دی ونس، ترامپ و خود نتانیاهو به خوبی میدانند که موضع دولتها هرگز بیانگر افکار عمومی نیست. اگر نتانیاهو در مورد حمایت از نخست وزیر مودی صحبت میکرد، نمیتوان انکار کرد که دولت مودی در طرفداری از اسرائیل از همه جلوتر است. از آنجایی که حزب آر اس اسRSS (حزب تندرو و شالوده اصلی حزب حاکم بی جی پی) در هند قدرت را در دست دارد، که طرفداری آن از صهیونیسم بسیار آشکار است، هیچ کس از حمایت دولت از اسرائیل تعجب نمیکند، اما موضع هندیها در مقابل دولت است.
حزب اپوزیسیون کنگره ملی خوشبینی نتانیاهو را رد کرده است. این حزب اپوزیسیون اعلام کرد: «شکی نیست که اسرائیل عمیقاً در دولت مودی ریشه دوانده و نخستوزیر مودی کورکورانه به آن ایمان دارد، اما کرور کرور هندی چنین فکر نمیکنند. آنها نسلکشی انجام شده توسط اسرائیل در غزه را محکوم میکنند، نسلکشیای که حتی کودکان نیز در آن در امان نبودند.» جایرام رامش، دبیرکل حزب کنگره و سخنگوی روابط عمومی، از سکوت نخستوزیر مودی انتقاد کرد و گفت: «سکوت مودی این واعظ جهانی خودخوانده و تشنه جایزه در مورد اقدامات اسرائیل، خیانت به میراث فرهنگی و ارزشهای هند است. این کاملاً غیرقابل قبول است.» حتی پس از این بیانیه محکومکننده کنگره، اگر نتانیاهو ادعا کند که از هندیها حمایت میکند، به این معنی است که انزوای دیپلماتیک تعادل روانی خود را از دست داده است. در حال حاضر، دولت هند در یک بلاتکلیفی دیپلماتیک قرار دارد. در ابتدا، دولت کاملاً در کنار اسرائیل بود، زیرا نخستوزیر مودی متقاعد شده بود که ایران در عرض چند روز شکست خواهد خورد. اما وقتی جنگ بیش از یک هفته طول کشید و به اصطلاح قدرتی مانند آمریکا شروع به از دست دادن قدرت کرد، زمین از زیر پای نخستوزیر خالی شد. دولت ناتوان،آقای ویکرام مصری، مشاور وزیر امور خارجه، را برای تسلیت به مناسبت شهادت آیتالله خامنهای به سفارت ایران فرستاد، اما دیگر خیلی دیر شده بود. ایران همچنین چندین آزمون دیپلماتیک از هند گرفت. آزمون نهایی زمانی بود که دعوتنامهای برای نخستوزیر مودی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیتالله خامنهای ارسال شد. نخستوزیر هرگز انتظار نداشت که این دعوتنامه مستقیماً خطاب به او باشد، بنابراین برای حفظ اعتبار دیپلماتیک، دولت مجبور شد هیئتی را به تهران بفرستد. دولتی که حتی در مورد شهادت آیتالله خامنهای تسلیت نگفت، مجبور شد هیئتی را به تهران بفرستد. حالا این را موفقیت دیپلماتیک ایران بنامید یا شکست دیپلماتیک هند. هوش ملت ایران نیز با این واقعیت سنجیده میشود که دولت همان روز را برای تشییع جنازه انتخاب کرد، روزی که دویست و پنجاهمین سالگرد روز استقلال در ایالات متحده جشن گرفته میشد. در اصطلاح عامیانه، این را میتوان «تزیین رنگ با حشیش» نیز نامید. دوم، آیاتی از قرآن کریم متناسب با هیئتهایی که برای شرکت در مراسم تشییع آمده بودند، انتخاب شد و از طریق آنها پیامهای مهمی به همه کشورها و هیئتهای شرکتکننده همراه با اعلام انسانیت آنها از قرآن کریم داده شد. تشییع جنازه آیتالله خامنهای از تهران به عراق تاریخساز شد. این اولین تشییع جنازهای بود که در کشور دیگری برگزار شد و مردم مانند سیل به آنجا هجوم آوردند. آمریکا تلاشهای بیشماری برای ایجاد سوءظن در مردم عراق نسبت به انقلاب اسلامی انجام داد، اما همه آنها بیفایده بود. همین احساس شکست، آمریکا را مجبور کرد تا با وجود «امضای تفاهمنامه» برای مذاکره، به ایران حمله کند. مردم در حالی که ایران به شدت بمباران میشد، برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آمدند، حتی خط آهن تهران به مشهد منفجر شد. با وجود این، مردم ایران بیباکانه برای وداع با آیتالله خامنهای به مشهد رسیدند. حقیقت این است که وقتی ملتی به خدا توکل میکند، از هیچ نیرویی نمیترسد. با این حال! مراسم وداع با یک رهبر تاریخساز نیز تاریخساز شد. خداحافظ، شهید امت!
https://www.dailyhindustanexpress.com/e/arch/12072026/page-05.html
نظر شما