۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۳

اقتصاد هنر در ژاپن

اقتصاد هنر، صیانت از میراث ناملموس و تجاری‌سازی صنایع دستی در پرتو مکتب مونوزوکوری (Monozukuri)
اقتصاد هنر در ژاپن

در ساختار اقتصادی و فرهنگی ژاپن معاصر، حفظ هنرهای سنتی و انتقال بین‌نسلی مهارت‌های دستی، تنها یک رسالت نمادین یا موزه‌ای قلمداد نمی‌گردد؛ بلکه به عنوان بخش تفکیک‌ناپذیری از اقتصاد خلاق و هویت صنعتی این کشور در بازارهای جهانی تعریف شده است.

مقدمه:

در ساختار اقتصادی و فرهنگی ژاپن معاصر، حفظ هنرهای سنتی و انتقال بین‌نسلی مهارت‌های دستی، تنها یک رسالت نمادین یا موزه‌ای قلمداد نمی‌گردد؛ بلکه به عنوان بخش تفکیک‌ناپذیری از اقتصاد خلاق و هویت صنعتی این کشور در بازارهای جهانی تعریف شده است. هسته بنیادین این رویکرد، در مفهوم و مکتب مونوزوکوری (Monozukuri)  نهفته است. اگرچه این واژه در ترجمه تحت‌اللفظی به معنای «ساختن اشیاء» است، اما در ادبیات آکادمیک و صنعتی ژاپن، به یک وضعیت ذهنی، تعهد عمیق به تولید بی‌نقص، وقف هنر شدن و توانایی بهبود مستمر سیستم‌ها و فرآیندها دلالت دارد.

این گزارش ، با استناد به داده‌های مستند وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن (METI)، قوانین حمایتی دولتی و آرای نظریه‌پردازان برجسته ژاپنی، به بررسی ابعاد متقاطع اقتصاد هنر، چالش‌های بازار و سیاست‌های نهادی ژاپن در حفظ میراث ناملموس (Dento Kogeihin) می‌پردازد.

۱.  ریشه‌های ایدئولوژیک اقتصاد هنر: مکتب مینگی (Mingei)

برای درک جایگاه امروزین اقتصاد هنر در ژاپن، بررسی مبانی فکری آن ضروری است. در اواخر دهه ۱۹۲۰ و اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی، هم‌زمان با نفوذ گسترده ماشین‌آلات صنعتی، جنبشی فکری و هنری تحت عنوان مینگی - هنر مردمی یا Folk Craft  - در ژاپن شکل گرفت. این جنبش که توسط فیلسوف و زیبایی‌شناس برجسته ژاپنی، مونه‌یوشی یاناگی Muneyoshi Yanagi -  که با نام سوتسو یاناگی نیز شناخته می‌شود رهبری می‌گردید، بر ارزش‌های نهفته در سادگی، کارایی و میراث فرهنگی اشیاء روزمره‌ای که توسط صنعتگران گمنام روستایی ساخته می‌شدند، تاکید داشت. یاناگی معتقد بود که «انرژی تجسم‌یافته در صنایع دستی» برآمده از زیبایی زندگی روزمره است و باید در برابر تهاجم تولید انبوه صنعتی مورد صیانت قرار گیرد. این چارچوب فکری، پایه و اساسی را بنا نهاد که دهه‌ها بعد، دولت ژاپن سیاست‌های کلان اقتصادی خود را برای حفظ صنایع دستی به عنوان دارایی‌های ارزشمند ملی بر روی آن استوار ساخت.

۲.  واقعیات میدانی و آماری بازار صنایع دستی سنتی (دنتو کوگی)

علیرغم ارزش‌گذاری بالای فرهنگی، اقتصاد هنر سنتی ژاپن در دهه‌های اخیر با چالش‌های ساختاری و بحران‌های بازار مواجه بوده است. بررسی گزارش‌های آماری وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن (METI) تصویر دقیقی از این دگردیسی اقتصادی ارائه می‌دهد. در دوران شکوفایی اقتصادی ژاپن، ارزش کل تولیدات صنایع دستی سنتی در سال ۱۹۸۳ میلادی به اوج خود یعنی ۵۴۰ میلیارد ین (معادل تقریبی ۴.۷ میلیارد دلار) رسید. اما پس از ترکیدن حباب اقتصادی در سال ۱۹۹۱ و تغییرات بنیادین در سبک زندگی و ترجیحات مصرف‌کنندگان، این بازار با افت شدیدی مواجه شد؛ به گونه‌ای که ارزش تولیدات در سال‌های اخیر به حدود ۹۶ میلیارد ین تقلیل یافته است.

متناسب با این افت اقتصادی، بحران نیروی انسانی و خروج استادکاران از چرخه تولید نیز به شدت احساس شده است. تعداد شاغلین در بخش صنایع دستی سنتی از حدود ۲۸۸ هزار نفر در سال ۱۹۷۹ به حدود ۶۲ هزار و ۶۹۰ نفر کاهش یافته است. این داده‌های مستند نشان می‌دهد که اتکای صرف به ارزش‌های سنتی، بدون خلق تقاضای جدید و تجاری‌سازی مدرن، برای بقای اقتصاد هنر ناکافی است. از این رو، سیاست‌گذاران ژاپنی رویکرد خود را از «تولید سنتی برای مصرف سنتی» به «نوآوری در کاربرد، ضمن حفظ اصالت تکنیک» تغییر داده‌اند.

۳.  سازوکارهای حمایتی دولت: نظام «گنجینه‌های ملی زنده (Ningen Kokuhō)

در پاسخ به خطر زوال مهارت‌های اصیل، دولت ژاپن یکی از پیشرفته‌ترین و دقیق‌ترین سیستم‌های حمایت حقوقی و مالی از میراث ناملموس را در سطح جهان طراحی کرده است. مبنای این سیستم، «قانون حمایت از اموال فرهنگی» مصوب سال ۱۹۵۰ میلادی است. بر اساس این قانون، مهارت‌های هنری نظیر سرامیک‌سازی، نساجی، لاک‌تراشی (Urushi)، فلزکاری و هنرهای نمایشی، به عنوان «اموال فرهنگی ناملموس مهم تعریف می‌شوند.

وزارت آموزش، فرهنگ، ورزش، علم و فناوری ژاپن، اساتید و هنرمندانی را که به بالاترین سطح استادی در این مهارت‌ها دست یافته‌اند، به عنوان «حافظان اموال فرهنگی ناملموس» تایید می‌کند که در ادبیات عمومی به آن‌ها گنجینه ملی زنده (Ningen Kokuhō) گفته می‌شود. این ساختار حمایتی کاملاً برنامه‌ریزی‌شده و دارای سقف بودجه‌ای است. دولت ژاپن بودجه‌ای ثابت معادل ۲۳۲ میلیون ین در سال را برای این بخش تخصیص داده است. بر این اساس، هر هنرمند برگزیده سالانه ۲ میلیون ین کمک‌هزینه ویژه دریافت می‌کند. به دلیل محدودیت بودجه، در هر زمان تنها حداکثر ۱۱۶ نفر می‌توانند در قید حیات این عنوان را در اختیار داشته باشند و تا زمانی که جایگاهی به دلیل فوت خالی نگردد، شخص جدیدی جایگزین نمی‌شود. دریافت این بودجه مشروط به الزام هنرمند برای برگزاری کارگاه‌های آموزشی، نمایشگاه‌های عمومی و از همه مهم‌تر، تربیت شاگردان و انتقال سینه‌به‌سینه این مهارت‌هاست. بدین ترتیب، دولت ژاپن بودجه هنری را مستقیماً به تضمین بقای هنر پیوند زده است.

۴.  پیوند مونوزوکوری با رقابت‌پذیری صنعتی و اقتصاد مدرن

مفهوم حفظ هنر در ژاپن به کارگاه‌های سنتی محدود نمانده است. پروفسور تاکاهیرو فوجیموتو (Takahiro Fujimoto)، نظریه‌پرداز برجسته دانشگاه توکیو و مؤلف آثاری کلیدی در زمینه اقتصاد تولید و قدرت عملیاتی ژاپن، در تحقیقات خود به صورت مستند اثبات کرده است که قابلیت‌های سازمانی و صنعتی ژاپن ریشه در همین مفهوم «مونوزوکوری» دارد.

فوجیموتو در نظریات خود تبیین می‌کند که شرکت‌های ژاپنی متمرکز بر  گِمبا 現場- Genba  ، توانمندی‌های خود را از طریق ارتباطات متداوم و انطباق معماری محصولات با دقت و وسواس سنتی ارتقا می‌دهند. گمبا در زبان ژاپنی به معنای «محل واقعی انجام کار» یا «صحنه وقوع رویداد» است . این واژه یکی از محوری‌ترین مفاهیم در درک فرهنگ کار، مدیریت صنعتی و تفکر عملیاتی ژاپن است. این مفهوم که از کارگاه‌های سنتی اساتید صنایع دستی (Shokunin) تا خطوط تولید مدرن و پیچیده شرکت‌های فراملیتی ژاپن ریشه دوانده، مرز میان «تئوری پشت میز» و «واقعیت میدانی» را مشخص می‌سازد. برخلاف دیدگاه‌های سنتی مدیریتی که دفتر مدیرعامل را مرکز اصلی فرماندهی می‌داند، در تفکر ژاپنی ارزش واقعی فقط و فقط در گمبا خلق می‌شود و سایر بخش‌ها (از جمله مدیران و ستاد) تنها وظیفه پشتیبانی از گمبا را بر عهده دارند.

بر اساس آرای فوجیموتو، این «دی‌ان‌ای مونوزوکوری» که روزگاری تنها در خلق ظروف سرامیکی یا کیمونوهای دست‌باف تجلی می‌یافت، امروزه رمز موفقیت صنایع پیچیده ژاپنی نظیر خودروسازی (مانند سیستم تولید تویوتا) و رباتیک است. این رویکرد علمی نشان می‌دهد که اقتصاد هنر و میراث ناملموس، تنها یک مقوله تاریخی نیست، بلکه زیرساخت فکری و فرهنگی نیروی کار ژاپن برای تولید محصولات با کیفیت در اقتصاد جهانی است. تجاری‌سازی هنر سنتی در ژاپن امروز با استفاده از این زیرساخت، شامل تلفیق طرح‌های سنتی در محصولات لوکس مدرن (مانند قطعات داخلی خودروهای سفارشی یا تجهیزات الکترونیک با پوشش‌های سنتی اوروشی) است که ارزش افزوده‌ای دوچندان برای اقتصاد این کشور به همراه دارد.

در واقع، در مکتب «مونوزوکوری» گمبا محلی است که دانش نهایی، مهارت دستی و حس مسئولیت‌پذیری در آن تجلی می‌یابد.

آنچه برای ایران می تواند مفید باشد :

با عنایت به غنای بی‌بدیل هنرهای سنتی، صنایع دستی و میراث ناملموس در ساختار فرهنگی و تاریخی، بررسی دقیق استراتژی‌های اقتصادی و حمایتی ژاپن، الگوهای راهبردی و عملیاتی دقیقی را برای سیاست‌گذاری در طرف ایرانی فراهم می‌آورد.

  • نخست؛ ایجاد یک نظام حقوقی و مالی مدون، مشابه سیستم «گنجینه‌های ملی زنده» ژاپن، با تخصیص بودجه‌های هدفمند به اساتید برجسته مشروط بر تعهد قطعی آنان به تربیت نسل جدید و مستندسازی شیوه‌های کار، می‌تواند از انقراض مهارت‌های هنری اصیل بومی به طور موثری جلوگیری نماید.

  • دوم؛ مطالعه روند نزولی بازار سنتی ژاپن و عبور آن‌ها از این بحران، این واقعیت را اثبات می‌کند که تولیدات صنایع دستی باید از حصار کالاهای صرفاً تزئینی و موزه‌ای خارج شده و با نیازهای زندگی مدرن و سلایق بازارهای جهانی پیوند بخورند. تلفیق کاربردی هنرهای سنتی با صنایع روزمره، ضمن حفظ اصالت تکنیک، یگانه مسیر پایدار برای خلق ثروت و پویایی اقتصاد هنر است.

  • سوم؛ ترویج مفهوم و فرهنگ بنیادین مشابه «مونوزوکوری» در نظام آموزشی و صنعتی، که در آن تعهد به کمال و دقت هنری به عنوان یک ارزش ملی در تمامی سطوح تولید (از صنایع دستی تا صنایع سنگین و فناوری‌های نوین) نهادینه شود، می‌تواند رقابت‌پذیری محصولات و برند ملی را در بازارهای بین‌المللی ارتقا بخشد.

کد مطلب 27514

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =