عصر چای در حیاط خاطرهها
عصر بهاریِ جمعه، چهارم اردیبهشتماه ۱۴۰۵، با اطلاع قبلی به دیدار خانم میلنا رویایی، استاد زبان فارسی، نائل شدم. بانویی کوچکاندام و مهربان که خودش خانهی حیاطدار و سرسبزش را برای نوشیدن چای پیشنهاد کرده بود و من نیز با طیب خاطر پذیرفتم. این دیدار ساعت پنج عصر آغاز شد و نزدیک به دو ساعت به درازا کشید.
نخستین بار خانم رویایی را در افتتاحیه فیلم ایران در «کینوتکا» دیدم؛ چنان برازنده و مسلط سخن میگفت که به گمانم ایرانی است. بار دوم در برنامه شب شعر کودکان مدرسه میناب، این آشنایی تازهتر شد. از همانجا در دلم عهد کردم که در فرصتی مناسب برای آشنایی بیشتر و هم تکریم یک معلم زبان فارسی در بلگراد، به دیدارش بشتابم.
در ورودی خیابانِ منتهی به منزلشان، او را دیدم که با شوقی وصفناپذیر میز چوبی حیاط را برای پذیرایی چیده بود و در آستانه در، با لبخندی مادرانه به استقبال آمد.
خانم میلنا در لابهلای یادآوری خاطراتش گفت که پس از اتمام دوره لیسانس در بلگراد، به واسطه حضور برادرش در دانشگاه سوربن، برای ادامه تحصیل در مقطع فوقلیسانس رشته مهندسی معماری به فرانسه میرود. در آن دوران با آقای رویایی (برادر یدالله رویایی، شاعر معاصر ایران) آشنا میشود و پس از اتمام تحصیل، این دو زوج به ایران بازمیگردند و زندگی مشترکشان را در تهرانِ پیش از انقلاب اسلامی آغاز میکنند. سالها اقامت در ایران سبب شد زبان فارسی را در دل خانواده و جامعه ایرانی بیاموزد. سال ۱۹۸۵ میلادی با تنها فرزندش به بلگراد بازمیگردد و رحل اقامت در این شهر میافکند.
صربستان در سالهای ۱۹۹۰ با مشکلات جنگ و اقتصاد دستبهگریبان بود و این شرایط، خانم میلنا را به فکر کاری دوم برای تأمین مالی انداخت. سال ۱۹۹۲، به صورت اتفاقی در روزنامه پولیتیکا، آگهی آموزش زبان فارسی در رایزنی فرهنگی ایران را میبیند و قصد میکند برای دریافت گواهینامه زبان فارسی به آنجا مراجعه کند. با رایزنی تماس میگیرد و در میان صحبت با آقای وفایی، رایزن فرهنگی وقت، از او خواسته میشود حضوری به مرکز فرهنگی بیاید. روز بعد، رایزن فرهنگی پس از گفتوگو با خانم میلنا به زبان فارسی و خواندن چند صفحه از متون فارسی توسط نامبرده، به او پیشنهاد تدریس زبان فارسی میدهد. پیشنهادی که خودش آن را «شگفتانهای عجیب» توصیف میکند؛ کسی که برای دریافت گواهینامه زبان فارسی رفته بود، ناگهان با پیشنهاد معلمی مواجه شد.
امروز خانم میلنا به دلیل کهولت سن و بیماری کمبینی، تنها یک شاگرد خصوصیِ زبان فارسی دارد و به گفته خودش، هیچ دستمزدی بابت این تدریس دریافت نمیکند.
دستاورد این دیدار دو چیز بود:
نخست از ایشان خواستم شاگرد زبانآموزشان را به رایزنی معرفی کند تا از نظر دریافت مدرک آموزش زبان فارسی ارزیابی شود.
دوم آنکه به مناسبت نودمین سال روابط دیپلماتیک ایران و صربستان، رایزنی قصد دارد ویژهنامهای منتشر کند؛ از خانم میلنا خواسته شد مقالهای از تجربه حضور خود در ایران و تدریس در رایزنی فرهنگی ایران در بلگراد و جلوههای فرهنگیِ میان دو کشور بنویسد تا در آن ویژهنامه منتشر شود.
رایزنی فرهنگی ج. ا. ایران در صربستان - بلگراد
نظر شما