از تحصن دانشگاه تا صندوق رأی؛ جنبش دانشجویی چگونه سیاست صربستان را تغییر داد؟
فاجعه نوویساد؛ چگونه یک حادثه به بحران اعتماد تبدیل شد؟
نقطه آغاز جنبش همچنان برای فهم ماهیت آن تعیینکننده است. اول نوامبر ۲۰۲۴ بخشی از سایبان بتنی ایستگاه راهآهن نوویساد فرو ریخت؛ حادثهای که شمار قربانیان آن در نهایت به ۱۶ نفر رسید. در افکار عمومی منتقد دولت، این رویداد به سرعت از یک حادثه ساختمانی فراتر رفت و به نمادی از پرسشهای مربوط به کیفیت پروژههای عمومی، شفافیت قراردادها، فساد و مسئولیتپذیری نهادهای دولتی تبدیل شد. متن اولیه نیز درست بر همین نقطه تأکید دارد: مسئله اصلی دانشجویان از ابتدا صرفاً خود حادثه نبود، بلکه این پرسش بود که «چه کسی مسئول است و چرا نظام نهادی نتوانسته است پاسخ روشن بدهد؟»
نقطهای که جنبش ماهیت دانشجویی مشخصتری پیدا کرد، حمله ۲۲ نوامبر ۲۰۲۴ به دانشجویان دانشکده هنرهای دراماتیک بلگراد بود که هنگام ادای احترام به قربانیان تجمع کرده بودند. پس از آن، تحصن دانشکدهها گسترش یافت و دانشگاههای بلگراد، نوویساد، نیش و کراگویواتس به شبکه اعتراضی پیوستند. خبرگزاریها در دسامبر همان سال از توقف فعالیت دهها دانشکده گزارش میدادند.
چهار مطالبه اصلی اولیه نیز نشان میدهد این جنبش در آغاز، برنامه ایدئولوژیک گستردهای نداشت: انتشار کامل اسناد بازسازی ایستگاه نوویساد؛ شناسایی و پیگرد عاملان حمله به دانشجویان و استادان؛ لغو اتهامات علیه دانشجویان و شهروندان بازداشتشده؛ و افزایش ۲۰ درصدی بودجه آموزش عالی. بعدها مطالبه تحقیق درباره حادثه نامعلوم ۱۵ مارس ۲۰۲۵ نیز به آن افزوده شد.
این محدود بودن مطالبات یکی از منابع قدرت جنبش بود: دانشجویان میتوانستند ادعا کنند موضوع اصلی آنان «حکومت چه کسی؟» نیست، بلکه «نهادها چگونه باید کار کنند؟» است.
چرا دانشجویان و نه احزاب سیاسی؟
یک ویژگی مهم ساختار جنبش دانشجویی صربستان از ابتدا غیرمتمرکز، بدون رهبر رسمی و متکی بر «مجمع»ها یا مجامع دانشجویی بود. تصمیمها در دانشکدهها از طریق جلسات و رأیگیری جمعی گرفته میشد و چهرهای واحد که بتوان جنبش را به او تقلیل داد وجود نداشت.
این شکل سازماندهی از منظر فرهنگ سیاسی صربستان اهمیت زیادی دارد. سیاست این کشور طی دهههای گذشته به شدت شخصیتمحور بوده است؛ از دوره اسلوبودان میلوشویچ تا دوران طولانی حضور الکساندر ووچیچ در رأس قدرت. دانشجویان، دستکم در مرحله نخست، دقیقاً در نقطه مقابل این الگو ایستادند: نه رهبر کاریزماتیک معرفی کردند، نه خود را شاخه جوانان یک حزب دانستند و نه اجازه دادند احزاب مخالف مالکیت سیاسی اعتراضها را در دست بگیرند.
این فاصلهگیری از احزاب، امکان جذب گروههایی را فراهم کرد که ممکن بود به اپوزیسیون حزبی اعتماد نداشته باشند. کشاورزان، معلمان، استادان دانشگاه، هنرمندان و شهروندان عادی در مراحل مختلف به اعتراضها پیوستند، بیآنکه لازم باشد عضویت یا هویت حزبی مشترکی داشته باشند. سند اولیه نیز همین مسئله را از عوامل موفقیت نسبی دانشجویان در حفظ نقش پیشرو میداند.
دادههای افکار عمومی این نکته را تقویت میکنند. در نظرسنجی CRTA در فوریه ۲۰۲۵، ۶۴ درصد از پاسخدهندگان از اعتراضهای دانشجویی حمایت میکردند و حدود ۸۰ درصد با بیشتر مطالبات آنها موافق بودند؛ نزدیک به یکسوم جامعه نیز گفته بود در یکی از اعتراضها شرکت کرده است. مهمتر اینکه ۷۲ درصد منشأ اعتراضها را فساد و غفلت حکومتی میدانستند، نه آنچه رسانههای حامی دولت «انقلاب رنگی» مینامیدند.
سال ۲۰۲۵؛ از دانشگاه به بزرگترین بسیج خیابانی صربستان
سال ۲۰۲۵ زمان تبدیل یک جنبش دانشگاهی به جنبشی ملی بود. دانشجویان از سکوتهای نمادین، تحصن خیابانها، پیادهروی میان شهرها و دوچرخهسواری استفاده کردند. حدود ۸۰ دانشجو حتی در آوریل ۲۰۲۵ مسیر نوویساد تا استراسبورگ را با دوچرخه پیمودند تا پیام اعتراضها را به نهادهای اروپایی منتقل کنند.
اوج بسیج خیابانی در ۱۵ مارس ۲۰۲۵ رقم خورد. «آرشیو اجتماعات عمومی» شمار شرکتکنندگان در تجمع بلگراد را بین ۲۷۵ هزار تا ۳۲۵ هزار نفر تخمین زد و احتمال داد جمعیت حتی بیشتر بوده باشد؛ وزارت کشور رقم بسیار پایینتری، حدود ۱۰۷ هزار نفر، اعلام کرد.
نمادهای جنبش نیز اهمیت فرهنگی داشتند. «دست قرمز» یا کف دست خونین، سکوتهای چنددقیقهای، راهپیماییهای طولانی و استقبال مردم شهرها از دانشجویان، نوعی زبان مشترک اعتراضی ایجاد کرد. برخلاف تظاهرات کلاسیک حزبی، بخش زیادی از هویت جنبش نه از سخنرانی رهبران، بلکه از آیینهای جمعی و نمادهای ساده ساخته شد. از این منظر میتوان گفت دانشجویان صرفاً اعتراض نکردند؛ آنها نوعی فرهنگ مشارکت سیاسی جدید ایجاد کردند.
واکنش حکومت؛ امتیازدهی، تغییر دولت و جنگ بر سر روایت
واکنش دولت صربستان یکدست نبود. در فوریه ۲۰۲۵ دولت اعلام کرد بودجه آموزش عالی را حدود ۱۲ میلیارد دینار، معادل ۲۰ درصد، افزایش داده و بعداً اصلاحاتی در قانون آموزش عالی و کاهش بخشی از شهریه دانشجویان خودپرداز را تصویب کرد. دولت این اقدامات را تحقق یکی از مطالبات دانشجویان معرفی کرد. اما دانشجویان درباره تحقق کامل مطالبات ــ بهویژه انتشار همه اسناد و رسیدگی قضایی ــ با دولت اختلاف داشتند.
جنبش همچنین نخستین پیامد سیاسی مهم خود را در رأس دولت ایجاد کرد. میلوش ووچویچ، نخستوزیر وقت، ۲۸ ژانویه ۲۰۲۵ پس از حمله به دانشجویان در نوویساد استعفا کرد و مجلس در ۱۹ مارس استعفای او را رسماً تأیید کرد.
در سوی دیگر، رئیس جمهور الکساندر ووچیچ و بخشی از رسانههای نزدیک به حکومت بارها اعتراضها را در چارچوب «انقلاب رنگی» و دخالت خارجی تفسیر کردند؛ از منظر تحلیلی، دو روایت رقیب شکل گرفت: دانشجویان بر «فساد، نهاد و پاسخگویی» تأکید کردند؛ حکومت بر «ثبات، نظم و خطر مداخله خارجی». بخش مهمی از مبارزه سیاسی از خیابان به عرصه تعریف معنای اعتراض منتقل شد.
جنبش دانشجویی و ورود به انتخابات
مهمترین تحول بعدی آن است که جنبش در فاصله ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ از مطالبهگری نهادی به مطالبه انتخابات زودهنگام رسید. این تغییر ساده نیست. جنبشی که مشروعیت خود را تا حدی از فاصلهگرفتن از احزاب و سیاست حرفهای به دست آورده بود، اکنون با یک پرسش دشوار مواجه شد: آیا میتوان ساختار سیاسی را تغییر داد بدون آنکه وارد انتخابات شد؟
انتخابات محلی ۲۹ مارس ۲۰۲۶ نخستین آزمون جدی بود. در ۹ مورد از ۱۰ واحد محلی، فهرستهای دانشجویی، مشترک دانشجویی ـ اپوزیسیون یا فهرستهایی با حمایت دانشجویان حضور داشتند. ائتلاف حاکم، قدرت را در هر ده منطقه حفظ کرد، اما در بعضی مناطق رقابت بسیار نزدیکتر از گذشته بود؛ در بور، برای نمونه، فهرست مورد حمایت دانشجویان نزدیک به ۴۰ درصد رأی گرفت و نیز این انتخابات را همراه با تنش، خشونت و موارد متعدد بینظمی توصیف کرد.
اما تحول اصلی در سپتامبر رخ داد. کمیسیون انتخابات جمهوری صربستان در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ رسماً فهرست «Studentska lista – Studenti pobeđuju»؛ «فهرست دانشجویی ـ دانشجویان پیروز میشوند» را برای انتخابات زودهنگام پارلمانی ۲۵ اکتبر ثبت کرد. این فهرست در برگه رأی شماره ۳ است.
طبق آمار رسمی کمیسیون انتخابات، نزدیک به ۷۰ هزار امضای تأییدشده برای حمایت از این فهرست ارائه شده است.
فهرست ۲۵۰ نفره نیز برخلاف بسیاری از احزاب حول یک سیاستمدار شکل نگرفته است؛ پزشکان، استادان، هنرمندان و متخصصان مختلف در آن حضور دارند و نخستین نام فهرست، ایلیا سردانوویچ، پزشک اهل نوویساد، است. خود دانشجویان تأکید کردهاند که نمیخواهند یک «رهبر» تازه یا کیش شخصیت ایجاد کنند.
این دقیقاً مهمترین آزمایش جنبش است: آیا ساختار افقی مجمعها در منطق سلسلهمراتبی پارلمان و حکومت دوام میآورد؟ جنبش دانشجویی اکنون تا چه اندازه قدرت سیاسی دارد؟
تا اینجا باید میان «محبوبیت اعتراض» و «رأی انتخاباتی» تفاوت گذاشت. نظرسنجی CRTA در ژوئن ۲۰۲۶ نشان داد حمایت از اعتراضها پس از یک سال و نیم همچنان حدود ۶۰ درصد بوده است. در میان رأیدهندگانی که انتخاب خود را مشخص کرده بودند، ۴۴.۹ درصد گفته بودند به فهرست دانشجویی رأی میدهند و ۳۵.۷ درصد از SNS حمایت میکردند. این نظرسنجی بر نمونه ۲۳۲۴ نفری انجام شده است.
این ارقام را نباید پیشبینی قطعی انتخابات تلقی کرد؛ زمان نظرسنجی چند ماه پیش از انتخابات بوده و بخشی از رأیدهندگان نیز مردد بودهاند. اما دادهها یک واقعیت مهم را نشان میدهند: جنبش دانشجویی از مرحلهای عبور کرده که صرفاً «صدای خیابان» باشد و اکنون به یک قطب بالقوه انتخاباتی تبدیل شده است.
ساختار اپوزیسیون نیز در برابر آن بازآرایی شده است. تعدادی از احزاب مخالف، از جمله حزب دموکرات، جبهه سبز ـ چپ و جنبش سیاسی ـ مدنی کرِنی پرومِنی تصمیم گرفتهاند از فهرست دانشجویی حمایت کنند یا خود نامزد مستقلی ارائه نکنند؛ در مقابل، بخشی از اپوزیسیون از جمله ائتلاف «صربستان اروپایی» فهرست جداگانه دارد.
بنابراین انتخابات پیش رو فقط رقابت دانشجویان و دولت نیست؛ آزمونی درباره توان جنبش برای جذب رأیدهندگان اپوزیسیون بدون فروپاشی هویت مستقل خود نیز هست.
تا ۱۵ اکتبر، کارزار وارد مرحله نهایی شده است. فهرست دانشجویی تجمع پایانی خود را برای ۲۲ اکتبر در میدان اسلاویا بلگراد اعلام کرده و گروههایی از شهرهای غربی صربستان قصد دارند پیاده به پایتخت بیایند؛ روشی که مستقیماً ادامه همان فرهنگ راهپیماییهای دانشجویی سال ۲۰۲۵ است.
چرا این جنبش از منظر رصد فرهنگی اهمیت دارد؟
اگر جنبش دانشجویی را فقط به عنوان اعتراض ضد ووچیچ تحلیل کنیم، بخش مهمی از اهمیت آن نادیده میماند.
این حرکت نشانه تغییر در شیوه مشارکت سیاسی نسل جوان صربستان است. سیاست برای بخشی از نسل دانشجو از عضویت حزبی به مجمع، شبکه اجتماعی، راهپیمایی، گروه محلی، نماد و مشارکت مستقیم منتقل شده است.
از سوی دیگر، جنبش موفق شده زبان «فساد» را از یک مفهوم اقتصادی یا حقوقی به موضوعی اخلاقی تبدیل کند. شعارهایی مانند «دستان شما خونین است» فساد را نه فقط اتلاف پول عمومی، بلکه پدیدهای مرتبط با امنیت و حتی جان شهروندان معرفی میکنند. همین تغییر معنایی توضیح میدهد چرا سقوط سایبان یک ایستگاه توانست چنین دامنه اجتماعی گستردهای ایجاد کند.
عامل سوم، بازگشت دانشگاه به مرکز زندگی عمومی است. دانشگاههای صربستان در دهه ۱۹۹۰ نیز در اعتراضهای ضد میلوشویچ نقش داشتند. جنبش جدید نسخه تکراری آن تجربه نیست، اما دوباره دانشگاه را از نهادی آموزشی به یکی از مراکز تولید سرمایه اجتماعی و سیاسی تبدیل کرده است.
و سرانجام، جنبش دانشجویی اکنون در آستانه مرحلهای است که بیشترین خطر را برای هویت اولیه آن دارد: نهادینهشدن. ورود به انتخابات میتواند توان آن را برای تغییر واقعی افزایش دهد، اما همزمان ممکن است اختلافنظرهای داخلی، ضرورت انتخاب رهبران، سازشهای پارلمانی و مسئولیت اداره دولت را پیش روی جنبشی قرار دهد که تا امروز قدرتش در غیرحزبی و افقی بودن بوده است.
جمعبندی؛ از «مطالبه پاسخ» به «مطالبه قدرت»
جنبش دانشجویی صربستان را میتوان تاکنون در سه مرحله دید. مرحله نخست، از نوامبر ۲۰۲۴، جنبشی برای حقیقتیابی و مسئولیتپذیری پس از فاجعه نوویساد بود. مرحله دوم در ۲۰۲۵ شکل گرفت؛ زمانی که تحصن دانشگاه، سکوتهای اعتراضی و راهپیماییها به بزرگترین بسیج اجتماعی صربستان در سالهای اخیر تبدیل شد. مرحله سوم از ۲۰۲۶ آغاز شده است: تبدیل جنبش به بازیگری که میخواهد نه فقط حکومت را تحت فشار قرار دهد، بلکه از طریق انتخابات در ساخت نهادهای سیاسی مشارکت کند.
به همین دلیل، پرسش اصلی امروز دیگر این نیست که «آیا دانشجویان میتوانند مردم را به خیابان بیاورند؟» تجربه ۲۰۲۵ نشان داد که پاسخ مثبت است.
پرسش مهمتر این است: آیا جنبشی بیرهبر که بر مجمع، اعتماد اجتماعی و استقلال از احزاب بنا شده است میتواند سرمایه خیابانی خود را به قدرت انتخاباتی و سپس به اصلاح نهادی تبدیل کند، بدون آنکه ویژگیهایی را که موجب اعتماد جامعه به آن شد از دست بدهد؟
انتخابات پارلمانی ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ نخستین پاسخ جدی به این پرسش خواهد بود. به همین دلیل این انتخابات را باید نه فقط یک رقابت حزبی، بلکه مرحلهای تازه در تحول فرهنگ سیاسی نسل جوان صربستان دانست.
نظر شما