ثروت‌اندوزی سینماگران پاکستانی و هندی با سرقت فیلم نامه

در پاکستان، بسیاری از کسانی که نه در عمر خود داستانی نوشته‌اند، نه داستانی خوانده‌اند، و نه حتی رمانی به زبان اردو یا هندی مطالعه کرده‌اند، با سرقت داستان فیلم‌های هندی به‌عنوان «نویسندهٔ فیلم» شناخته شده‌اند. این افراد حتی نام نویسندگانی چون کرشن چندر، راجندر سنگ بیدی و خواجه احمد عباس را نمی‌شناسند، با آنکه از زمان درگذشت این نویسندگان مدت زیادی نمی‌گذرد.

روزی روزگاری، فیلم‌های چربه و آثاری که با کپی کامل از یک داستان ساخته می‌شدند، فروش بسیار خوبی داشتند و تماشاگران نیز از این واقعیت بی‌خبر بودند که فیلم‌ساز، داستان را دزدیده است. فیلمنامه‌نویسان، علاوه بر رمان‌ها، از فیلم‌های موفق کشور همسایه نیز بهره‌برداری می‌کردند. فیلم‌سازان نیز نه از رسوا شدن می‌ترسیدند و نه از این کار احساس شرمندگی و ندامت داشتند. بسیاری از رازها و روایت‌هایی که در کتاب‌های مربوط به سینما آمده است نشان می‌دهد که چه در صنعت فیلم پاکستان و چه در بالیوود، افراد فرصت‌طلب به‌وفور دست به چنین سرقت‌هایی زده‌اند.

امروز شاید ارائهٔ یک داستان کهنه با فیلمنامه‌ای کلیشه‌ای و بازیگران تازه کمی دشوار باشد، اما در دهه‌های گذشته این روند کاملاً رایج بود و حتی به‌عنوان یک شیوهٔ تجاری پذیرفته می‌شد. آنچه در ادامه می‌آید گزیده‌ای از کتاب فلم نگری کا اندهیرا اجالا اثر شفیق احمد، نویسنده و ستون‌نویس هندیِ وابسته به روزنامه‌نگاری سینمایی است.

در آن دوران، فیلمنامه‌نویسان بخش‌هایی از چند رمان انگلیسی را با یکدیگر درآمیخته و از آن «چربه‌ای تازه» می‌ساختند و سپس این داستان جدید را به تهیه‌کننده می‌فروختند.

این کار را اصلاً «دزدی» نمی‌دانستند؛ بلکه نوعی هنر و مهارت به‌شمار می‌رفت—هنری که هر کسی توان تسلط بر آن را نداشت، و تنها افراد تحصیل‌کرده و شیفتهٔ رمان‌های انگلیسی در آن تبحر داشتند. نویسندگان، تهیه‌کنندگان و کارگردانان پاکستانی با رفتن به افغانستان، فیلم‌های هندی را تماشا می‌کردند و سپس با نسخه‌برداری از آنها، فیلم‌هایی با نام‌های تازه در کشور خود می‌ساختند. اما از زمانی که ویدئو اختراع شد و نوارهای فیلم‌های هر دو کشور به‌صورت غیرقانونی در هر دو طرف مرز در دسترس قرار گرفت، سرقت داستان‌ها برای فیلم‌سازان پاکستانی و هندی بسیار آسان‌تر شد.

در پاکستان، بسیاری از کسانی که نه در عمر خود داستانی نوشته‌اند، نه داستانی خوانده‌اند، و نه حتی رمانی به زبان اردو یا هندی مطالعه کرده‌اند، با سرقت داستان فیلم‌های هندی به‌عنوان «نویسندهٔ فیلم» شناخته شده‌اند. این افراد حتی نام نویسندگانی چون کرشن چندر، راجندر سنگ بیدی و خواجه احمد عباس را نمی‌شناسند، با آنکه از زمان درگذشت این نویسندگان مدت زیادی نمی‌گذرد.

داستان‌های سرقت فیلمنامه در سینمای هند و پاکستان بسیار فراوان است؛ اما در این نوشتار تنها چند نمونهٔ محدود ذکر می‌شود.

نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان مشهور پاکستانی حسن طارق سال‌ها پیش فیلمی به نام انجمن ساخت که در آن، بازیگر معروف سنتوش و هنرپیشهٔ مشهور صبیحه ایفای نقش کرده بودند. با اکران این فیلم، حسن طارق تحسین فراوانی دریافت کرد و فیلم از نظر تجارتی نیز بسیار موفق شد. اما حدود پانزده روز پس از نمایش انجمن، از ایستگاه تلویزیونی جالندهر هند، فیلم بینظیر به کارگردانی بمل رای پخش شد. برنامه‌های تلویزیون جالندهر در لاهور نیز قابل دریافت بودند، و مردم لاهور با دیدن آن فیلم شگفت‌زده شدند؛ زیرا آشکار شد که حسن طارق، انجمن را در واقع با تقلید از بینظیر ساخته است. همان اندازه که او پیش از این ستایش شده بود، پس از این افشاگری ناقدان به همان اندازه او را مورد نکوهش قرار دادند.

حسن طارق تغییرات اندکی در داستان ایجاد کرده بود، و همین تغییرات را پرسن کاپور (برادر جتیندر) به کار گرفت و با حضور جتیندر و ریکها فیلمی به نام دیدارِ یار ساخت. انجمن از نظر تجاری در پاکستان اثری کاملاً موفق بود، اما نسخهٔ تقلیدی آن یعنی دیدارِ یار در هند به‌شدت شکست خورد. گفته می‌شود جتیندر هر چه از بازیگری اندوخته بود، در این فیلم از دست داد.

در فیلم همراز ساختهٔ بی. آر. چوپره، سنیل دت، راج‌کمار و ومّی بازی کرده بودند. نسخه‌ای پاکستانی از این فیلم نیز ساخته شد (که نامش فراموش شده)، با بازی محمد علی و زیبا. اما در آن نسخه، نقش راج‌کمار را مسعود اختر بازی کرد و با وجود اینکه نقش اصلی بود، آن را به نقش فرعی تبدیل کردند؛ در مقابل، نقش فرعی سنیل دت گسترش یافت و محمد علی در نقش قهرمان ظاهر شد. در همراز، شخصیت زن (ومّی) در پایان می‌میرد، اما در نسخهٔ پاکستانی، محمد علی و زیبا در پایان به یکدیگر می‌رسند. نقش کودک را در نسخهٔ هندی ساریکا بازی کرده بود، اما در فیلم پاکستانی آن نقش را یک پسر بچه ایفا می‌کرد.

فیلم‌ساز پریم‌جی، فیلم میرا سایه را با بازی سنیل دت و سادهنا ساخت؛ فیلمی که سادهنا در آن نقش دوگانه داشت. نسخهٔ پاکستانی این فیلم با نام پرچهائیاں تولید شد و در آن محمد علی و زیبا بازی می‌کردند.

در فیلم هندی دهرکن، سنجه خان و ممتاز نقش‌آفرینی کرده بودند. پرویز ملک، تهیه‌کننده و کارگردان پاکستانی، نسخه‌ای تقلیدی از این فیلم با نام پهچان ساخت که ندیم و شبنم در آن حضور داشتند. یک فیلم دیگر پاکستانی به نام انهونی نیز در پاکستان فروش خوبی داشت، اما کاملاً تقلیدی از فیلم راجا جانی با بازی دهرمیندر و هیما مالنی بود.

در فیلم سمادهی ساختهٔ پرکاش مهره، دهرمیندر نقش پدر و پسر را به صورت دوگانه ایفا کرده بود. بر اساس همین داستان، در پاکستان فیلم حقیقت ساخته شد که در آن محمد علی نقش پدر را در برابر دیبا بازی کرد و نقش پسر را وحید مراد در کنار بابره شریف ایفا نمود.

گلزار فیلم آندهی را با بازی سنجیو کمار و سچیترا سین ساخت، و انیل گنگولی فیلم کورا کاغذ را با حضور وجه آنند و جیا بهادری تولید کرد. داستان این دو فیلم بسیار موفق را نذرالاسلام در پاکستان در هم آمیخت و فیلم آئینه را خلق کرد که فروش خارق‌العاده‌ای داشت. چند سال بعد، در هند، کی. سی. بوکاریا آئینه را عیناً بازسازی کرد و فیلم پیار جهلکتا نهی را با بازی مثهن چکرورتی و پدمِنی کولهاپوری ساخت؛ و این نسخهٔ تقلیدی نیز بسیار موفق شد.

راج کمار کوهلی، فیلم مولا جت (به زبان پنجابی، از پاکستان) را دقیقاً تقلید کرد و فیلم جینے نہیں دوں گا را ساخت. فیلم نوکر بیوی کا نیز نسخهٔ کاملاً تقلیدی از فیلم پنجابی پاکستانی نوکر وھٹی دا بود. حتی فیلم پتی، پتنا اور طوائف او نیز کپیِ کامل فیلم پاکستانی بازارِ حسن بود. جالب آن‌که در هر دو نسخهٔ اصلی و هندیِ این فیلم، نقش قهرمان زن را سلمیٰ آغا ایفا کرده بود.

در فیلم پاکستانی ثریا بوپالی، شاهِد، رانی و وحید مراد نقش‌آفرینی کرده بودند. نسخهٔ کاملاً تقلیدی این فیلم در هند با نام سلمیٰ ساخته شد که در آن سلمیٰ آغا، راج ببر و فاروق شیخ بازی کرده بودند.

راجیش کهنه نیز فیلم پاکستانی مهربانی را تقلید و نسخهٔ هندی آن را با نام الگ الگ تولید کرد. مهربانی در پاکستان موفق شد، اما الگ الگ در هند به‌شدت شکست خورد.

فیلم پاپ کی کمائی ساختهٔ پهلاج نهلانی، تقلیدی از فیلم پاکستانی فیصله بود. پهلاج نهلانی از پاپ کی کمائی پول زیادی به‌دست آورد، به همین دلیل فیلم دومش روپیه را نیز با تقلید از فیلم پاکستانی قسمت ساخت. این روند او ادامه یافت، چنان‌که فیلم آندهیاں او نیز نسخه‌ای تقلیدی از یک فیلم پاکستانی بود.

فیلم پاکستانی تیرے بنا کیا جینا در پاکستان به‌شدت شکست خورد، اما انیس بزمی در هند همین فیلم را تقلید کرد و داستان آن را به روِیندر پیست فروخت؛ و او بر اساس آن فیلم هم تو چلے پردیس را ساخت. این نخستین فیلم انیس بزمی بود.

در میان نویسندگان و تهیه‌کنندگان، هنوز قدری حیا باقی مانده است؛ به‌گونه‌ای که فقط داستان فیلم‌ها را می‌دزدند و نام آن‌ها را عوض می‌کنند. اما سریش گروور از این هم فراتر رفت؛ او فیلم پاکستانی بیوی هو تو ایسی را بدون هیچ تغییری تقلید کرد و حتی فیلم هندی خود را با همان نام ساخت. در نسخهٔ پاکستانی بیوی هو تو ایسی، شبنم، شفیع شاه، فیصل و آرزو نقش‌های اصلی را بازی کرده بودند، در حالی که نسخهٔ هندی این فیلم با بازی ریکها و فاروق شیخ ساخته شد.

https://urdu.arynews.tv/film-industry-and-script-writer/

کد خبر 25625

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =