اشاره: دکتر محمدیونس طغیان ساکایی، استاد بازنشسته ادبیات دانشگاه کابل است. او ۳۸ سال در دانشگاه کابل تاریخ ادبیات و ادبیات حماسی تدریس کرده و شش عنوان کتاب درسی برای دانشجویان ادبیات تالیف کرده است. از او رسالهها و مقالات متعددی در بخش ادبیات بهویژه در زمینه شاهنامهپژوهشی نشر و چاپ شده است. آقای ساکایی معتقد است که تحریم نوروز به معنای دشمنی با طبیعت است. به گفته او، طالبان نخستین کسانی نیستند که با این جشن طبیعت دشمنی کرده باشند، بلکه اعراب از همان نخستین سالهایی که به سرزمینهای ما رسیدند، با همه عرف و عادات مردم مخالفت کردند. از نظر دکتر ساکایی، جشن نوروز از آسیای میانه تا خاورمیانه برگزار میشود و افغانستان جایگاه مرکزی این جشن است. امین کاوه، گزارشگر ارشد و تحلیلگر روزنامه ۸ صبح، به مناسبت نوروز با او گفتوگو کرده است.
استاد، در مورد پیدایش نوروز به خوانندهگان بگویید. از چه زمانی نوروز جشن گرفته میشده است؟
ساکایی: در نوروزنامه منسوب به خیام، بانی نوروز، جمشید را دانستهاند. در نوروزنامه آمده است: "چون جمشید موقع تحویل سال را یافت، پس آن را نوروز نام نهاد و آن روز را جشن گرفتند". ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه خویش درباره نوروز آورده که: "چون جمشید به پادشاهی رسید، دین را تازه کرد و به پاس اینکار، همان روز را نوروز خواندند و جشن گرفتند. " او در روایت دیگر آورده: "چون جمشید گردونه ساخت و در آن نشست و جنیان و شیاطین او را بر هوا میبردند، مردمان با دیدن این کار شگفتانگیز این روز را جشن گرفتند".
اما فردوسی در شاهنامه چنین آورده است:
همه کردنیها چو آمد به جای
ز جای مهی برتر آورد پای
به فرّ کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فروردین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
آیا برگزاری مراسم نوروز که در عصر ما در کشورهای حوزه نوروز برگزار میشود، به همین روال بوده است؟ شما چه دگرگونیهایی را در مراسم نوروزی میبینید؟
ساکایی: جشن نوروز از قدیمیترین جشنهای مردمان آسیای میانه و ایران تا خاور میانه است؛ اما در این میانه؛ افغانستان جایگاه مرکزی این جشن است و بلخِ باستان، مرکز و شهر اصلی که تاکنون بزرگترین مراسم نوروز در آن برگزار میشود. استاد صدرالدن عینی در کتاب «یادداشتها» ی خویش درباره مراسم نوروز آورده است که: "این جشن در بخارا یک ماه دوام داشته است. تا همین ۵۰ سال پیش من به یاد دارم که جشن نوروز در اندراب تا چهل روز ادامه داشت. در نوروز مردم اندراب بیشتر جشن دهقان داشتند و زمینها را آماده کشت میکردند. به یاد دارم که دهقانان در این روز، شاخها و گردن گاوان را با روغن زغیر چرب میکردند. میدیدم که مردم لباس نو میپوشیدند. اما جشن در اولین جمعه پس از نوروز در مزار خواجه بوسعید در قریه صیاد برگزار میشد. پس از آن تا چهل روز در هر جمعه بر گرد و بر مزارات با برگزاری مسابقههای پهلوانی این جشن ادامه داشت. جوانان در برابر هم زورآزمایی میکردند و جایزه میگرفتند. " اما جشن مرکزی و بزرگ؛ همان جشن گل سرخ بود که در مزار شریف برگزار میشد و تا چهل روز ادامه داشت. مردم از سراسرکشور به مزارشریف سفر میکردند. رجوع مردم به حدی بود که همه هتلها و مسافرخانهها پر از مهمان میبود و همه مردم شهر مزار مهماندار میبودند. یعنی کمتر خانوادهای در مزارشریف میبود که از یک یا چند خانواده میزبانی نمیکرد. مواردی را هم شنیدهام که برخی از زائران بدون شناخت قبلی مهمان مردم بلخ میشدند و از ایشان به گرمی پذیرایی میشده است. همه مردم بلخ خود را مهماندار تلقی کرده و برای پذیرایی از مهمانان، خود را ملزم میپنداشتند.
در کشورهای همسایه ما مخصوصا در تاجیکستان، این جشن با شکوه، هرچه بیشتر برگزار میشود. پیش از استقلال تاجیکستان در عصر اتحاد جماهیر شوروی نیز این جشن در همه آسیای میانه برگزار میشد. در این دوره مقالات متعدد و رسالههایی به زبان روسی تألیف شده است. اما پس از سقوط آن دولت و پدید آمدن کشورهای مستقل جشن نوروز با شکوه بیشتر مخصوصا در تاجیکستان برگزار میشود. در ایران که میدانیم این جشن تا ۱۳ روز ادامه دارد و روز سیزدهم رسما تعطیلی است که آن را «سیزده بهدر» میگویند و مردم به دامنه کوهها برای لگد کردن سبزه میروند و در هر سبزه زاری جشنی برپا میکنند.
پیش از نوروز کدام جشنهای دیگر برگزار میشده و این جشنها چه نام داشته است؟
ساکایی: قدما علاوه بر نوروز، جشنهای سده و مهرگان را نیز برگزار میکردهاند. این دو جشن تا عصر غزنویان ادامه داشته است و در اشعار شاعران این دوره از برگزاری این جشنها یاد شده است، چنانکه عنصری درباره جشن سده میگوید:
سده جشن ملوک نامدار است
ز افریدون از جم یادگار است
و فرخی که ارتباط این جشن را با افروختن آتش در یک شعر خویش چنین آورده است:
جشن سده را رسم نگهداشتی ای شاه
آتش به تخش بردی از خانه چارم
چون آتش سوزنده بیفروزد و آتش
آن یک رخ ساقی و دگر جام دمادم
یا در این بیتها از منوچهری:
آمد ای سید احرار شب جشن سده
شب جشن سده را حرمت بسیار بود
برفروز آتش برزین که در این فصل شتا
آذر برزین پیغمبر آذار بود
می خور ای سید احرار شب جشن سده
باده خوردن بلی از عادت احرار بود
در مورد آتش افروختن در این جشنها چه میدانید؟ چرا معمولا در نوروز آتش میافروزند؟ هدف از افروختن آتش در این جشنها چیست؟
ساکایی: آتش افروختن در جشن سده و همچنین آتش افروختن در شب نوروز، از رسومات مردم قدیم بوده است. گمان من بر این است که مردم در شب پیش از روز برگزاری جشنها آتش میافروختهاند تا همه مردم را آگاه سازند. به یاد دارم که سالی، شاگردان ادبیات برای گذراندن عید قربان به خانههایشان میرفتند. من از شاگردان خواسته بودم که خاطرات خود از آن سفر را برایم بنویسند. همه شاگردان خاطرات جالب نوشته بودند. اما در آن میان، یکی از شاگردان که به غزنی میرفته، خاطرهای را نوشته بود که خیلی جالب بود. او نوشته بود، وقتی که از میدانشهر میگذشتهاند، شام بوده و هوا اندکی تاریک میشده است. او دیده است که در چندین جای، مردم آتشهای بزرگ افروخته بودند. او از شخصی که در کنارش نشسته بوده، پرسیده که این آتشها از برای چیست؟ شخص گفته، مگر تو خبر نداری که فردا عید است. آتشافروزی به معنای اعلام و اخبار یک خبر مهم است. گمان من از چهارشنبهسوری هم همین است.
از چهارشنبهسوری یاد کردید. اندکی اطلاعات در مورد آن بدهید. چرا چهارشنبهسوری؟
ساکایی: گمان من از چهارشنبه سوری هم همین است؛ چون چهارشنبه سوری در آخرین چهارشنبه سال که پس از آن نوروز میآید، برگزار میشده است. مردم به گرد آتش جمع میشدند و به مناسبت اعلام نوروز از روی آتش میپریدند. چرا در چهارشنبه؟ چرا در شب نوروز این اعلام را نمیکردند؟ به این دلیل که در فرهنگ مردم ما چهارشنبه حاجت دوباره دارد و به خاطر تداوم این جشن، چهارشنبه را با حاجت دوبارهاش سور گرفتند و رسیدن نزدیک نوروز را اعلام کردند.
در عصر کنونی که زندگی مردم با تکنولوژی گره خورده است و کمتر به مسائلی از ایندست پرداخته میشود، برگزاری نمادین جشن نوروز چه جایگاهی میتواند در چنین فضای داشته باشد؟
ساکایی: نوروز یک پدیده طبیعی است و این روزِ نخست سال، در بخشی از جهان ما است. سال نو را همه ملل جهان جشن میگیرند. ببینید که سال نو مسیحی با چه شکوهی در سراسر جهان برگزار میشود. سال نو چینی که روز اول فوریه است، نهتنها در سرزمین چین که در همه کشورهای با اقلیت چینی بهویژه در جنوبشرق آسیا برگزار میشود.
شما میدانید که طالبان با چه نگرشی به نوروز میاندیشند. آیا بیم فراموشی آئین نوروز وجود دارد؟
ساکایی: تحریم نوروز به معنای دشمنی با طبیعت است که هیچ نیرویی نمیتواند جلوی آن را بگیرد. طالبان نخستنین کسانی نیستند که با این جشن طبیعت دشمنی کرده باشند، اعراب از همان نخستین سالهایی که به سرزمینهای ما رسیدند، با همه عرف و عادات مردم مخالفت کردند. بسیاری از رسوم و رواجهای مردم را منسوخ کردند، اما نتوانستند نوروز را تحریم کنند. حالا مردم این جشن را صبغه دینی دادهاند؛ چون نوروز را بیشتر در مزارات برگزار میکنند. حالا جشن نوروز را با تختنشینی حضرت علی(ع) ارتباط میدهند و از هیچ دلیلی برای ادامه برگزاری این جشن دریغ ندارند.
اجازه بدهید به مسائل دیگری که مربوط به نوروز میشود، نیز بپردازیم. هفت سین با نوروز چه نسبتی دارد و از چه تاریخی برخوردار است؟
ساکایی: هفت سینی را که در نوروز آماده میکنند، نماد باروری و سبزی است. درباره این هفت سین گفته میشود که اصلا هفت شین بوده است: «شقایق، شهد، شربت، شراب، شمشاد، شمع و شیرین» که آن را هفت سین ساختهاند: «سیر، سرکه، سبزی، سنجد، سیب، سمارق و سبزه.» این هفت سین نسخه اسلامی همان هفت شین پیش از اسلام است.
حضرت سعدی سروده بود:
علم دولت نوروز به صحرا برخاست
زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست
منبع: روزنامه هشت صبح
لینک:
https://8am.media/fa/nowruz-a-natural-and-unsanctioned-event/
نظر شما