زبان قبچاقی بخشی از هویت قزاق ها

پس از فروپاشی شوروی سابق و انحلال متدولوژی و ایدئولوژی مارکسیسم ـ لنینیسم در اثر اجرای طرح و پروژه گلاسنوست و پروستریکای قورباچوف، ملت‌های در بند ایدئولوژی سوسیالیسم همچون گوی گریزان از کمان، به‌سرعت از نماد حکومت سوسیالیستی، یعنی روسیه و فرهنگ روسی، دور شدند و تلاش کردند یا هویت جدیدی برای خود تعریف کنند و یا هویت اصلی و تاریخی خود را بازشناسی و بازخوانی کرده، به آن رجوع کنند. مقوله بازیافت هویت در میان ملت‌های آسیای مرکزی، از مهم‌ترین، پرحاشیه‌ترین و بحث‌برانگیزترین مقولات بوده و هست. چیستی هویت اصلی، چگونگی دوری و جدایی از هویت عارضی ـ روسی، نحوه تعامل با فرهنگ‌ها، مدنیت‌ها و مکاتب جدید سیاسی، اجتماعی و تمدنی جهان معاصر، و همچنین موضوع انتگراسیون و گرایشات، از جمله چالش‌ها و یا حداقل مسائل بحث‌برانگیزی است که این ملت‌ها با آن درگیر هستند. برخی از آنان با اتخاذ سیاستی اساسی و راهبردی، راه و هدف خود را معین کرده و با سیاست‌گذاری هدفمند در سیاست داخلی و خارجی، همت خود را به کار بسته‌اند.

طرح مطلب-رویکرد هویتی

    پس از فروپاشی شوروی سابق و انحلال متدولوژی و ایدئولوژی مارکسیسم ـ لنینیسم در اثر اجرای طرح و پروژه گلاسنوست و پروستریکای قورباچوف، ملت‌های در بند ایدئولوژی سوسیالیسم همچون گوی گریزان از کمان، به‌سرعت از نماد حکومت سوسیالیستی، یعنی روسیه و فرهنگ روسی، دور شدند و تلاش کردند یا هویت جدیدی برای خود تعریف کنند و یا هویت اصلی و تاریخی خود را بازشناسی و بازخوانی کرده، به آن رجوع کنند.

مقوله بازیافت هویت در میان ملت‌های آسیای مرکزی، از مهم‌ترین، پرحاشیه‌ترین و بحث‌برانگیزترین مقولات بوده و هست. چیستی هویت اصلی، چگونگی دوری و جدایی از هویت عارضی ـ روسی، نحوه تعامل با فرهنگ‌ها، مدنیت‌ها و مکاتب جدید سیاسی، اجتماعی و تمدنی جهان معاصر، و همچنین موضوع انتگراسیون و گرایشات، از جمله چالش‌ها و یا حداقل مسائل بحث‌برانگیزی است که این ملت‌ها با آن درگیر هستند. برخی از آنان با اتخاذ سیاستی اساسی و راهبردی، راه و هدف خود را معین کرده و با سیاست‌گذاری هدفمند در سیاست داخلی و خارجی، همت خود را به کار بسته‌اند.

کشور قزاقستان با ترسیم نقشه راه و شاخصه‌های هویت، هدف خود را ایجاد قزاقستانی مدرن، با حفظ و حراست و کسب انرژی از میراث تمدنیِ به‌یادگارمانده در دشت قبچاق و تأکید بر هویت قزاقی تعیین کرده است. این کشور پس از فراز و فرودهای متعدد، انجام مطالعات تئوریک و تجربه عملی دکترین حقوقی ـ سیاسی در طول سال‌های گذشته، نهایتاً با اصلاح قانون اساسی، متن منقحی را به تصویب رسانده و بر آن اساس، مجلس ملی تحت عنوان «قورولتای» را تشکیل داده و تصمیم‌گیری در امور مهمه را به عهده قورولتای گذاشته است.

در حوزه فرهنگ و قوام مردمی، اولاً با اهمیت دادن به موضوع سابقه و قدمت دولتمداری قزاق، مطالعات تاریخی در خصوص دوره آلتین اوردو، خانات قزاق، میراث باقی‌مانده از دولت قبچاقی، جایگاه زبان و فرهنگ قزاقی، و همچنین ارتباط ارگانیک و مورفولوژیک آن با ترکی قبچاقی را توسعه بخشیده است.

علاوه بر این، در روزهای اخیر، دولت قزاقستان موقعیت زبان قزاقی را در کنار زبان روسی، با استناد به قانون اساسی، ارتقا بخشیده و تدابیری را در راستای توسعه دامنه کاربردی زبان قزاقی اتخاذ کرده است. همچنین توجه ویژه به شخصیت‌های تاریخی همچون خواجه احمد یسوی، ترخان فارابی، و نیز توجه به جایگاه منطقه ترکستان در تاریخ، در راستای تکمیل و تثبیت هویت قزاقی شکل می‌گیرد.

رئیس‌جمهور قزاقستان در مناسبت‌های مختلف به تک‌تک این مقولات پرداخته و جدیت خود را در راستای سیاست‌های اتخاذشده اعلام کرده است. وی معتقد است که تقویت جایگاه زبان قزاقی به‌صورت طبیعی و تدریجی در حال انجام است، اما این روند نیازمند حمایت نظام‌مند دولت است تا زبان دولتی بتواند به‌طور پیوسته در حوزه‌های جدید، از مدیریت دولتی گرفته تا علم و فناوری‌های پیشرفته، جایگاه خود را تثبیت کند.

توقایئو در این خصوص می‌گوید: «مسئله زبان برای بسیاری از کشورها همواره موضوعی مهم بوده و همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حل موفق این مسئله تا حد زیادی ثبات سیاسی و اجتماعی هر کشور را تضمین می‌کند و قزاقستان نیز از این قاعده مستثنا نیست. ما باید با در نظر گرفتن عوامل داخلی و خارجی، در این حوزه بسیار حساس، خویشتنداری راهبردی و مدارای لازم را از خود نشان دهیم. با این حال، این امر به‌هیچ‌وجه به معنای کاهش توجه به توسعه همه‌جانبه زبان دولتی نیست؛ زبانی که اطمینان دارم به مرور زمان به زبان ارتباط میان اقوام تبدیل خواهد شد. در واقع، این روند هم‌اکنون نیز به‌تدریج در حال تحقق است. دولت، موفقیت‌های شهروندانی را که در گسترش زبان دولتی نقش دارند، ارج نهاده و مورد تشویق قرار می‌دهد؛ موفقیت‌هایی که افزون بر جنبه فرهنگی، دارای اهمیت سیاسی نیز هستند. امروز نیز به شماری از آنان نشان‌ها و افتخارات دولتی اعطا خواهد شد.»

توقایئو بارها تأکید کرده است که سیاست زبانی نیازمند ظرافت، اعتدال و مسئولیت‌پذیری است. از دیدگاه وی، هرگونه اقدام افراطی یا تبعیض بر اساس زبان، تهدیدی علیه ثبات ملی محسوب می‌شود و توسعه زبان قزاقی نباید موجب تضییع حقوق شهروندانی شود که به زبان‌های دیگر سخن می‌گویند. «در مورد زبان‌ها، موضع من کاملاً روشن است. من فردی کاملاً مداراگر هستم. به اقتضای حرفه‌ام زبان‌های متعددی آموخته‌ام و سال‌ها در خارج از کشور فعالیت کرده‌ام، اما اکنون مسئله شخص من نیست. مطابق قانون اساسی، زبان دولتی ما زبان قزاقی است. زبان روسی نیز بر اساس قانون اساسی، در کنار زبان دولتی مورد استفاده قرار گرفته و وظایف زبان رسمی را انجام می‌دهد. بنابراین، در این زمینه هیچ تناقضی وجود ندارد. هر کس می‌تواند به زبانی که برایش راحت‌تر است سخن بگوید. امروز جوانان ما به زبان دولتی، روسی، انگلیسی و زبان‌های دیگر تسلط دارند و این موضوع بسیار ارزشمند است.

ایجاد فضای هیجانی پیرامون مسئله زبان و به‌ویژه مبارزه با آن، همان‌گونه که در برخی کشورها شاهد بودیم و نتایج آن را نیز امروز مشاهده می‌کنیم، اقدامی کاملاً نادرست و بی‌خردانه است. بنابراین، بیایید آرام، مداراگر و خردمند باشیم. ملت ما ملت بسیار خوبی است. من به مردم قزاقستان افتخار می‌کنم و اطمینان دارم که همواره در کنار یکدیگر خواهیم بود.»

توقایئو در مقاله خود با عنوان «استقلال از هر چیز گرانبهاتر است» به جایگاه زبان قزاقی در جامعه پرداخته و تأکید کرده است که گسترش استفاده از این زبان به معنای محدود شدن سایر زبان‌ها، به‌ویژه زبان روسی، نیست.

وی خاطرنشان می‌کند که امروز سهم شهروندان قزاق و دیگر اقوامی که به زبان دولتی تسلط دارند، به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است و تمامی سازوکارهای حقوقی و تضمین‌های لازم فراهم شده‌اند تا زبان قزاقی به عامل وحدت‌بخش همه مردم کشور تبدیل شود.

در عین حال، رئیس‌جمهور تأکید می‌کند که گسترش زبان مادری کشور هرگز به معنای محدود کردن سایر زبان‌ها نیست و تمامی اقوام ساکن قزاقستان امکان حفظ و توسعه زبان و سنت‌های فرهنگی خود را خواهند داشت. به باور وی، آشنایی نسل جوان با چندین زبان، افق فکری آنان را گسترش داده و توان رقابت کشور را افزایش می‌دهد.

نهایتاً، رئیس‌جمهور قزاقستان با در نظر داشت بروز تقابلات احتمالی در جریان تملک و تصاحب میراث باقی‌مانده از گذشته، که میراث مشترک بسیاری از ملل و اقوام و کشورها می‌تواند باشد، پیش‌دستی کرده و برای فرار از این چالش و به‌منظور زمینه‌سازی برای طرح اهداف در سطح بین‌المللی، استراتژی «احترام متقابل» بین ملل و دولت‌ها را مطرح کرده است.

با در نظر داشتن این گرایشات و رویکردها و تلاش‌ها، شاید یکی از پرچالش‌ترین مقولات و پرتعارض‌ترین موضوعاتی که قزاقستان روی آن دست گذاشته است، تصاحب و تملک میراث زبان و فرهنگ ترکی قبچاقی باشد. لذا دولت قزاقستان در راستای زمینه‌سازی برای تملک آن، ضمن ارتقای جایگاه زبان قزاقی در کشور، به موضوع اثبات استقرار زبان قزاقی بر خط امتداد و در مرکز تداوم زبان قبچاقی بیشتر توجه کرده و سرمایه‌گذاری علمی ـ فرهنگی می‌کند. هرچند این امر از حیث زبان‌شناسی و تاریخی قابل اثبات است، ولی همراه با چالش‌ها و اختلاف‌نظرهاست.

با این حال، قزاقستان برای تثبیت جایگاه زبان قزاقی در کشور، به قدمت و جایگاه زبان قبچاقی به‌عنوان ریشه و جوهره زبان قزاقی بیشتر همت می‌گمارد.

جایگاه زبان ترکی قبچاقی

زبان قبچاقی به‌عنوان یکی از شاخه‌های زبان ترکی، در طول تاریخ از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. دشت قبچاق و یا صحرای بزرگ ترکستان قدیم، محل ظهور و شکل‌گیری زبان و فرهنگی بوده است که به موازات دیگر شاخه‌های زبان ترکی، همچون ترکی کاشغری، ترکی خاقانی و ترکی جغتایی ـ خوارزمی، منطقه وسیعی از آسیا را تحت تأثیر خود قرار داد.

به اذعان کارشناسان حوزه فرهنگ، تاریخ و زبان: «هفتصد سال پیش، نقشه ژئوپلیتیکی و فرهنگی اوراسیا به‌واسطه یک رمزگان زبانی مشترک به هم پیوند خورده بود. در گستره‌ای وسیع از آلتای تا دانوب، شامل دشت‌های قزاقستان امروزی، منطقه ولگا، سواحل شمالی دریای سیاه و حتی مصر مملوکی، زبان قبچاقی در چنین قلمرو وسیعی از جهان به‌عنوان زبان ارتباطات میان‌قومیتی، تجارت و دیپلماسی و زبان دینی و حقوقی مورد استفاده قرار می‌گرفت.»

در همین راستا، زبان‌شناسان و پژوهشگران قزاقی مدعی هستند که زبان قبچاقی در قرون وسطی نقشی جهانی ایفا می‌کرد که از نظر کارکرد، با جایگاه امروزی زبان‌های انگلیسی یا روسی قابل مقایسه است. آنان برای اثبات این ادعا به شواهدی هم استناد می کنند. یکی از شواهد تاریخی این جایگاه، وجود یک دفترچه راهنما برای بازرگانان در سده چهاردهم میلادی است که در شهر کافا (فئودوسیا) تدوین و یافت شده است. در این متن، پدری پیش از اعزام فرزندش به مسیر جاده ابریشم بزرگ، به او چنین سفارش می‌کند: «پیش از آن‌که همراه کاروان راهی سفر شوی... باید ریش بگذاری، سرت را بتراشی، یک خدمتکار، دو کنیز استخدام کنی و زبان قبچاقی را بیاموزی.»

البته نباید فراموش کرد که، بر اساس سنت معمول در حوزه خاورشناسی، پژوهشگرانی نیز در این حوزه به‌طور هدفمند  این ادعا را مردود می دانند. آنان در مطالعات و پروژه‌های خود این تصور را القا کرده‌اند که دشت قبچاق، در تأثیرپذیری از فرهنگ کوچ‌نشینی، عمدتاً فاقد سنت مکتوب بوده است. هر چند این ردیه به‌عنوان یک واقعیت تاریخی و قضیه قطعی مطرح گردید و در اندک زمان شیوع پیدا کرد و به‌عنوان قضیه‌ای غیرقابل انکار منتشر شد. با این حال، حامیان نظریه جهان شمولی ترکی قبچاقی با انتشار آثار مکتوب قبچاقی، سعی کردند عکس  نظر مخالفان را ثابت کنند. یکی از این آثار، اثر سه‌جلدی الکساندر گارکاوتس با عنوان «میراث مکتوب قبچاقی» است که در مجموع ۳۷۹۲ صفحه را در بر می‌گیرد. این اثر تحولی اساسی در مطالعات قبچاق‌شناسی ایجاد کرد و وجود یک فرهنگ نوشتاری غنی، متنوع و دارای گونه‌های مختلف ادبی را به نمایش گذاشت.

پژوهشگرانی نیز هستند که بیشتر به دوره شکل‌گیری زبان و فرهنگ معاصر قزاقی توجه دارند و ادبیات و فرهنگ کلاسیک قزاقی را نادیده می‌گیرند و این دو را جدا از هم و مستقل مطرح می‌کنند. آنان ریشه و بنیاد زبان و ادبیات معاصر قزاقی را با قبچاقی از یک منشأ نمی‌دانند. به زعم این گروه، زبان و فرهنگ قبچاقی در یک بازه زمانی عرض اندام کرده و عمر آن به پایان رسیده است.

قزاق‌ها اکنون با در نظر داشتن این اختلاف‌نظر، با دو چالش روبه‌رو هستند. مشکل اول، شناسایی و احیای آثار مکتوب قبچاقی است که در طول سالیان دراز مخفی باقی مانده و در زیر گردوغبار کهنگی گم شده است.

چالش دوم عبارت است از پیوندزنی زبان و فرهنگ معاصر قزاقی به زبان و فرهنگ دیرین و کلاسیک قبچاقی.

قزاق‌ها می‌بایست با اتکا و استناد به زبان‌شناسی و مشترکات فونئتیک، مورفولوژیک و لئکسیک بین قزاقی معاصر و قبچاقی، این‌همانی را ثابت کنند.

در سال‌های اخیر، نسبت به این دو موضوع پژوهش‌ها و فعالیت‌های مختلفی صورت گرفته است. پژوهشگران از طریق ریشه‌شناسی و تصنیفات و تقسیمات زبان ترکی، در موضوع فوق مطالبی را بیان داشته‌اند که حائز اهمیت است.

چیستی زبان قبچاقی

زبان قزاقی به زیرگروه زبان قبچاقی ـ نوغایی از خانواده زبان‌های تُرکی تعلق دارد و وارث زبان قبچاقیِ قرون وسطی به شمار می‌رود. اما در دویست سال اخیر، فرایند تبدیل فضای یکپارچه زبانی قبچاق به زبان‌های متعدد ملی و مستقل آغاز شد. این رویداد که توأم با تهاجم فرهنگی روسی و تغییر الفبای اصیل ترکی، یعنی الفبای اسلامی ـ عربی ـ فارسی، به حروف لاتین و سیریلیک بود، پایه‌های اجتماعی زبان ادبی واحد را تضعیف کرد و در نهایت به تجزیه آن به مجموعه‌ای از گویش‌ها و زبان‌های محلی انجامید.

امروزه زبان‌شناسان، زبان ترکی قبچاقی را به شاخه‌های مختلف تقسیم می‌کنند که عبارت‌اند از:

۱- قبچاقی ـ بلغاری شامل نیم‌زبان‌های باشقیردی و تاتاری.

۲- قبچاقی ـ قوموقی شامل نیم‌زبان‌های ارمنی ـ قبچاقی، تاتاری کریمه، قره‌چای ـ بولقاری (قفقاز شمالی)، قوموقی، کاراییم، مملوکی (مصر)، اورومی (جنوب‌شرقی اوکراین و اوروم‌زبانان گرجستان).

۳- قبچاقی ـ قرقیزی شامل نیم‌زبان‌های قرقیزی فرغانه، قرقیزی پامیر، تاتاری سیبری و آلتایی.

۴- قبچاقی ـ نوقایی شامل نیم‌زبان‌های قره‌قالپاقی، قزاقی، نوقایی و قبچاق ـ ازبکی.

با این حساب، میراث به‌وجودآمده در بستر زبان قبچاقی، تنها مختص اقوام و باشندگان دشت قبچاق نبوده؛ بلکه سایر اقوام و باشندگان در جغرافیای وسیعی از منطقه آسیای غربی، مرکزی و شرقی نیز از این میراث بهره‌مند بودند و آثار تولیدشده در این بستر زبانی را به‌عنوان آثار و میراث مشترک همه اقوام ترک می‌دانستند.

این تصور و یا عقیده، منطبق بر واقعیت هم بود؛ زیرا بین زبان‌های ترکی کلاسیک، اعم از اویغوری، کاشغری، خاقانی و اوغوزی، در آن حدی که بین زبان‌های معاصر ترکی وجوه افتراق و اختلاف وجود دارد، این افتراقات و تفاوت‌ها وجود نداشت. آنان، علیرغم اختلاف جزئی در زبان، اشتراک کلی فرهنگی در زمینه تولید و تعلق میراث فرهنگی  با هم داشتند.

دوران طلایی زبان قبچاقی

زبان قبچاقی؛ بخشی از هویت قزاقی!؟
(تلاش‌ها، چالش‌ها)

دوران طلایی زبان قبچاقی در دوره حاکمیت اردوی زرین (آلتین اوردو) شکل گرفته است. اردوی زرین که در ادبیات تاریخی حاکمیت شوراها از آن به‌عنوان زنجیره‌ای بی‌پایان از یورش‌ها، چپاولگری، تخریب و ویرانی شهرها یاد می‌شد، میراث تاریخ‌نگاری روسیِ پیش از انقلاب و حاصل سنت تاریخ‌نگاری شوروی بود. این روایت، برای مدت طولانی، به‌عنوان یک اصل بدیهی پذیرفته می‌شد. اما در سال‌های اخیر، «اردوی زرین» به‌مثابه مدل تمدنی استپ در بستر تاریخ، به‌صورت نظام‌مند و هدفمند مورد بازنگری قرار گرفته است.

در همین راستا،   توقایئو، رئیس‌جمهور قزاقستان، کشورش را وارث مستقیم اردوی زرین (اولوس جوچی) معرفی کرده و مطالعه این دوره تاریخی را به یکی از مهم‌ترین اولویت‌های ایدئولوژیک و علمی دولت تبدیل کرده است. وی تأکید می‌کند که نهادهای حکمرانی، سنت‌های دموکراسی استپی و بنیان‌های فرهنگی قزاقستان، پیوندی ناگسستنی با دوران حکومت خاندان جوچی دارند.

به باور رئیس‌جمهور، میراث این امپراتوری بزرگ کوچ‌نشین باید به‌عنوان سرمایه مشترک ملت‌های اوراسیا شناخته شود و از هرگونه بهره‌برداری سیاسی و کلیشه‌های کهنه تاریخ‌نگاری به دور بماند. وی تأکید دارد که تاریخ ملت قزاق بسیار پیش‌تر از قرن پانزدهم و تشکیل خانات قزاق آغاز شده و ریشه در امپراتوری‌های بزرگ استپی دارد.

«قزاقستان وارث مستقیم اردوی زرین است. از منظر ژئوپلیتیکی، اولوس جوچی نقشی عظیم در سرنوشت سراسر اوراسیا ایفا کرد. این دولت به کاتالیزوری نیرومند برای تحولات بزرگ تاریخی تبدیل شد و الگوی منحصربه‌فردی از تعامل میان فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را شکل داد. ریشه‌های دولت‌داری ما در لایه‌های عمیق همین دوره تاریخی قرار دارد و ما وظیفه داریم این میراث را در سطح جهانی معرفی و ترویج کنیم.»

توقایئو خواستار بازنگری بنیادین در شیوه نگارش تاریخ ملی شده و بر ضرورت کنار گذاشتن برداشت‌های استعماری و اروپامحور تأکید می‌کند؛ برداشت‌هایی که طی سال‌های طولانی، تمدن کوچ‌نشینان را صرفاً نیرویی ویرانگر معرفی کرده‌اند.

«ما باید از دگم‌ها و کلیشه‌هایی که از بیرون بر ارزیابی فرهنگ‌های کوچ‌نشین تحمیل شده‌اند، رهایی یابیم. برای مدت طولانی، در علم تاریخ جهان، نگاه اروپامحور بر مطالعه امپراتوری‌های استپی حاکم بود و آنها را تنها به‌عنوان نیرویی مخرب به تصویر می‌کشید. در واقع، اردوی زرین، دولتی بسیار پیشرفته با نظام اداری کارآمد، شهرهای توسعه‌یافته، فرهنگی غنی و شبکه گسترده بازرگانی بود.»

«در همین راستا، ما در حال تدوین تاریخ آکادمیک جدید و چندجلدی قزاقستان هستیم. برجسته‌ترین پژوهشگران داخلی و خارجی در این پروژه مشارکت دارند. تاریخ ما باید بر پایه داده‌های دقیق علمی، منابع دست اول و اسناد آرشیوی نوشته شود و از هرگونه تحریف ناشی از ملاحظات سیاسی و مقطعی به دور باشد.»

سخنان رییس جمهور عاری از حقیقت نیست و طبق اذعان کارشناسان این حوزه، قلمرو اردوی زرین منحصر به دشت قبچاق نبود؛ بلکه تنها خاستگاه «اردوی زرین»، دشت قبچاق بود، اما دایره نفوذ آن بسیار فراگیر و گسترده بوده است. میدان مانور امرای «اردوی زرین» به جغرافیای محدود بسنده نمی‌شد. آنان سرزمین روسیه زرد را درنوردیدند و از بلندی‌های قفقاز به غرب و جنوب تاختند، حتی تا سرزمین کنعان پیش رانده و در سایه اهرام مصر، دولت نظام‌مند مملوکان مصر را تشکیل دادند. جالب است که آنان به هر کجا که رسیدند، در فرهنگ، هنر و سیاست تأثیرگذار بودند.

به عبارت روشن‌تر، اگر بگوییم اردوی زرین قلمرو وسیعی از دشت قبچاق تا مصر را در پهنه مسکو و خزر دربر می‌گرفت، سخن مبالغه‌آمیزی نگفته‌ایم. هم‌اکنون این بخش از جهان در دست ده‌ها کشور با ایدئولوژی و اولویت‌گذاری‌های مختلف و متفاوت است. در چنین بستری، زبان قبچاقی رشد کرد و در جغرافیایی وسیع به اثرآفرینی و هنرنمایی پرداخت. اگر میراث اردوی زرین در جغرافیایی وسیعی پخش شده و خدمات این سیستم به فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی در حد وفور شناسایی شده است، در اینجا سوالی خودنمایی می کند که در مقام توزیع سهام فرهنگی سایر مناطق و به عبارتی دقیق مناطق غیر قبچاق در کجای این تقسیمات و افراز ارث قرار می گیرند؟ زیرا آثاری که در آن دوره تولید شده است بخش اعظم آن در چارچوب فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی است. در احیای این آثار به این ویژگی در چه حدی اهمیت دادخ خواهد شد.

در دوره اردوی زرین، برخی از آثار ادبی و تاریخی که به زبان قبچاقی نوشته شده است  مرتبط با ادبیات ایرانی است که از جمله  می توان به «ترجمه گلستان سعدی به ترکی» اثر سیف سرایی، «خسرو و شیرین» اثر قطب و آثاری همچون «یوسف و زلیخا»، «محبت‌نامه خوارزمی» و نخستین «ترجمه ترکی شاهنامه فردوسی اثر سید شریف الآمدی» به دستور پادشاه مملوکی مصر، قانصوه، اشاره کرد. «ترجمه شاهنامه فردوسی» که در اصل به زبان اوغوز غربی، توأم با برخی واژگان قبچاقی است، به دستور قانصوه، پادشاه مصر در دوره مملوکان، و توسط سید شریف الآمدی ترجمه شده است. این اثر، نخستین ترجمه منظوم شاهنامه است. اینجانب طی مقاله‌ای موسع به زبان فارسی در خصوص این ترجمه نگاشته و منتشر کرده‌ام.

البته این آثار به موازات آثار قبچاقی تولید شده است. از آن جمله  می‌توان به اثر «کودئکس کومانیکوس» (Codex Cumanicus) اشاره کرد که یکی از مهم‌ترین یادگارهای مکتوب زبان قبچاقی است. این اثر، ترکیبی از قواعد زبانی، آموزش واژگان روزمره، ادبیات شفاهی و ادعیه است و بیشتر به‌عنوان یک کتاب دینی در خصوص دین مسیحیت مطرح است. نسخه اصلی «کودئکس کومانیکوس» در کتابخانه کلیسای سن‌مارک در ونیز نگهداری می‌شود. کودئکس، واژه‌ای لاتینی به معنای نسخه و کتاب است. کومانی نیز در غرب عنوانی است که به قبچاق‌ها داده‌اند. «کوس» هم پسوند تعلق است؛ یعنی کتاب کومانی‌ها. کومان هم به احتمال زیاد همان قومان و قونان (هرجاپرندگان) بوده که با توجه به کوچ‌نشینی قبچاق‌ها و اوتراق کردنشان در هر مکان و صحرا و پراکنده‌شدنشان در مناطق وسیع، چنین نامی برگرفته شده است.

از دیگر آثار مربوط به زبان قبچاقی و اردوی زرین می‌توان به این آثار اشاره کرد:

«کتاب الدرة المضیئة»؛ «کتاب التحفة الزکیة فی اللغة الترکیة»؛ «کتاب الإدراک للسان الأتراک» اثر ابوحیان؛ فرهنگ لغت جمال‌الدین الترکی؛ فرهنگ‌ها و دستورنامه‌های مملوکی ـ قبچاقی.

این آثار که بیشتر به زبان قبچاقی و عربی نوشته شده‌اند، از ارزشمندترین منابع برای شناخت زبان، فرهنگ و تاریخ قبچاق‌ها و اردوی زرین به شمار می‌روند.

باید توجه داشت هرچند زبان رایج در خلق آثار اردوی زرین، زبان قبچاقی است و الفبای قبچاقی عبارت از الفبای اصیل ترکی با ریشه فارسی و عربی است، لیکن فرهنگ حاکم در آن اساساً فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است. در اینجا باز این سوال در ذهن می آید که در مقام احیای آثار قبچاقی آیا احیای الفبای ترکی قبچاقی نیز مد نظر و محور توجهات می باشد؟

به نظر می رسد که آثار خلق‌شده به زبان قبچاقی می‌تواند به‌عنوان آثار مشترک ایران و اسلام  و دشت قبچاق نیز مطرح شود. به‌ویژه با توجه به ترجمه منظوم شاهنامه فردوسی، این سخن بیشتر نماد و نمود دارد.

نقطه عطف در قبچاقی و انتقال به قزاقی

صدارت و بالندگی زبان قبچاقی با افول ستاره بخت آلتین اوردو به خاموشی گرایید و زبان قبچاقی، شکوه و جلالت و پویایی خود را به اقوام مختلف بخشید و میراث قبچاق قطعه‌قطعه و بین وراث تقسیم و تقطیع شد.

با وجود این فروپاشی، هسته اصلی زبان قبچاقی در سرزمین قزاقستان بیش از هر جای دیگر، اصالت و انسجام خود را حفظ کرد. تأثیر این زبان بر قزاقی معاصر را می‌توان در تمامی سطوح مشاهده کرد:

فونئتیک ـ نظام آوایی: حفظ اصل هماهنگی واکه‌ها و ویژگی‌های خاص دستگاه همخوانی زبان قبچاقی.

لئکسیک ـ گنجینه واژگانی: بخش عمده اصطلاحات بنیادین مربوط به زندگی کوچ‌نشینی، دامداری، روابط اجتماعی، گیاهان و جانوران استپ بزرگ، تقریباً بدون تغییر از زبان قبچاقی قرون وسطی به زبان قزاقی منتقل شده است.

مورفولوژی ـ ساختار دستوری: نظام صرف اسم‌ها، صرف افعال و ساخت‌های تحلیلی فعلی در زبان قزاقی امروزی، تا حدودی با الگوهای صرفی موجود در آثار مکتوب قبچاقی مطابقت دارد.

با این وجود، در هر سه بخش فونئتیک، مورفولوژی و لئکسیک ـ واژگان، بین قزاقی امروزی و زبان قبچاقی تفاوت بسیار است.

در قزاقی امروزی، لهجه‌های برخی اقوام و تیره‌های قزاق بر زبان غالب گشته و لهجه جای زبان را گرفته است.

از نظر تبدل و تحول حروف، تغییرات بنیادینی در قزاقی معاصر می‌بینیم. به‌عنوان مثال، در شاخه‌های مختلف زبان ترکی، حرف «ژ» به‌ندرت موجود است و حتی تصور و عقیده زبان‌شناسان بر آن است که حرف «ژ» در ترکی موجود نیست. در زبان قزاقی معاصر، تا حد افراط از حرف «ژ» استفاده می‌شود و حرف «یائ» غالباً به «ژ» تبدیل می‌شود. «یول» یعنی راه، به «ژول» و یا «یورک» به معنای دل، به «ژورک» تبدیل شده است. در زبان قبچاقی، حرف «ژ» موضوعیت ندارد و همین تبدل یک حرف، کلی به زبان قزاقی آسیب رسانده است.

تفاوت فاحشی هم در مورفولوژی و حتی در جمله‌بندی بین قزاقی و قبچاقی می‌بینیم که این امر سبب شده است متکلمین قزاقی، امروزه نتوانند با متون کلاسیک و متون قبچاقی ارتباط برقرار کنند.

تغییر الفبا نیز معضل مضاعفی است که ارتباط و تداوم قزاقی امروزی با زبان قبچاقی را نتواند به‌وضوح نشان دهد.

با تغییر الفبای کلاسیک ترکی به الفبای سیریلیک، ضربه‌ای که بر زبان قزاقی و پیوند با ریشه‌اش وارد شد، جبران‌ناپذیر بود. گسستی که از طریق تغییر الفبا بین زبان قزاقی کلاسیک و زبان قبچاقی با زبان معاصر قزاقی به‌وجود آمد، سبب شد که با توجه به حجم تفاوت‌ها و افتراقات قبچاقی و قزاقی، دو زبان مجزا تصور شوند.

این مشکل در اغلب زبان‌های ترکی که با تغییر الفبا مواجه شده‌اند، وجود دارد و زبان امروزی آنان تفاوت اساسی با زبان‌های ریشه‌ای و دیرین و دیروزین خود دارند. زبان ترکی استانبولی با ترکی عثمانی، زبان ترکی آذربایجانی با ترکی آذربایجانی کلاسیک، زبان ازبکی با زبان جغتایی، زبان تاتاری با زبان قبچاقی، تفاوت‌هایی پیدا کرده‌اند که به دلیل تغییر الفبا، این زبان‌ها با ریشه و اصالت خودشان گسست پیدا کرده و از هم فاصله گرفته‌اند.

اما برعکس، زبان ترکی اویغوری که به دلیل حفظ الفبای نیاکان و الفبای هزار و اندی ساله خود، پیشرفتی منطقی، منسجم، مستمر و متصل داشته است.

زبان اویغوری را می‌توان به‌عنوان زبان واحد در دوره‌های مختلف مورد مطالعه قرار داد، ولی زبان‌هایی همچون قزاقی و یا ترکی استانبولی را نمی‌توان با استناد به زبان دیرین خود در دوره‌های مختلف مطالعه کرد.

توجه داشته باشیم که الفبا و تغییر بی‌اساس آن، در چه حدی به زبان و سیر تاریخی و پیشرفت مستمر و مرحله‌به‌مرحله آن آسیب می‌رساند.

از این جهت است که وقتی می‌گوییم زبان جغتایی و یا قبچاقی و یا ترکی (آذربایجانی) و یا اویغوری، منظور زبان‌هایی با تاریخ دیرین و هزارساله است؛ ولی وقتی می‌گوییم قزاقی، ازبکی، تاجیکی، ترکی استانبولی و یا آذربایجانی، زبان‌های جوان امروزی هستند.

زبان‌هایی همچون قبچاقی، هم دایره شمولشان وسیع بود، هم اقوام مختلفی را حول یک فرهنگ و مدنیت گرد آورده بودند و هم این‌که وحدت‌بخش و انسجام‌دهنده اقوام و نیروی انسانی و دارایی‌ها و داشته‌ها بودند.

به اذعان کارشناسان، مراکز فرهنگی و سیاسی قبچاق‌ها، کانون‌های فرهنگی پیشرفته و چندوجهی بودند.

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که در دیار قبچاقی، جوامع اسلامی، مسیحی، یهودی و آیین‌های بومی در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند، اما مهم‌ترین عامل وحدت‌بخش میان آنان، زبان مشترک قبچاقی بود.

اکنون همین امر مورد توجه سیاستمداران قزاق قرار گرفته است و سعی می‌کنند با تصاحب میراث کهن و به‌روز کردن آن، زمینه‌ساز شکل‌گیری همگنی زبانی منحصربه‌فردی باشند که در سراسر قزاقستان حول محور زبان قزاقی به منصه ظهور برسد و بتواند گویش‌های کاملاً متمایز و متقابلاً نامفهوم را در خود هضم کند.

با این وجود، در صورت نیل به این هدف، دایره شمول آن تنها محصور در قلمرو سیاسی قزاقستان کنونی نخواهد بود. مطالعه تاریخ زبان قبچاقی نیز در منطقه می‌تواند در راستای پیوند و ارتباط ماهوی زبان قزاقی با زبان قبچاقی، جلب توجه کند.

از نظر پایداری آوایی، بسیاری از واژگان موجود در «کودئکس کومانیکوس» از لحاظ آوایی با واژه‌های قزاقی یکسان و یا بسیار نزدیک به هم هستند؛ برای نمونه، واژه‌های at (اسب)، kel (بیا)، tav (کوه؛ در قزاقی: tau) و suv (آب؛ در قزاقی: su) بیانگر تطابق‌های منظم آوایی‌اند.

همچنین تحول واجی [v] به [u] در پایان برخی واژه‌ها، نمونه‌ای از سیر طبیعی تکامل آوایی این زبان به شمار می‌رود.

از منظر ساختار صرفی نیز، نظام حالت‌های دستوری (شش حالت در زبان قبچاقی)، پسوندهای جمع -lar/-ler که در زبان قزاقی به صورت‌های -lar/-ler، dar/-der و -tar/-ter و تحت تأثیر همگونی پیش‌رونده تحول یافته‌اند، و نیز شناسه‌های شخصی افعال (نظیر men kelemin به معنای «من می‌آیم») طی حدود هفتصد سال، هرچند بدون تغییرات بنیادین باقی مانده‌اند، ولی در برخی متون پیشاقبچاقی همچون دیوان حکمت یسوی، پسوند جمع، شکل واحدی به صورت «لر و لار» داشته است.

در دوره قبچاقی، در حدی که در قزاقی معاصر تفاوت وجود دارد، متفاوت نیست.

در قبچاقی نیز «لار و لر» علامت جمع است؛ فقط در قزاقی، به‌خاطر تغلب لهجه بر زبان، پسوندهای «دار ـ در» و «تار ـ تر» علامت جمع در کنار «لار و لر» هستند. ما در اغلب متون قبچاقی، علامت جمع را به صورت «دار و در» و «تار و تر» نمی‌بینیم.

از این‌رو، با توجه به سیر تاریخی زبان قبچاقی و وجود شباهت‌های بنیادین، می‌توان مسامحتاً قبول کرد که این زبان، با وجود برخی مهملات، توانست ساختار دستوری و هسته واژگانی خود را در طول قرون متمادی و در قالب الفباهای گوناگون حفظ کند و در نهایت به شالوده اصلی زبان قزاقی معاصر تبدیل شود.

به عبارت روشن‌تر، فعالان زبانی توانستند به هر طریق ممکن، با ایجاد رگه‌های ارتباطی بنیادین بین قبچاقی و قزاقی، شالوده اصلی زبان قزاقی معاصر را تشکیل دهند و ساختار دستوری آن را تنظیم کنند.

الفبای اصیل ترکی قبچاقی

هرچند زبان قبچاقی با برخورداری از انعطاف‌پذیری تمدنی منحصربه‌فرد، تأثیر عمیق و گسترده‌ای بر شکل‌گیری و توسعه سنت نوشتاری جهان بر جای گذاشت و آثار بسیار مهمی در حوزه‌های مختلف و با الفباهای متعدد به این زبان تولید شد، اما نباید فراموش کرد که زبان قبچاقی بیشتر متأثر از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و الفبای فارسی بود. آثاری که به زبان قبچاقی در حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی با الفبای فارسی به‌وجود آمد، بسیار ارزشمند است.

البته بخش کوچکی از آثار، و عمدتاً ادعیه، با الفبای ارمنی و یونانی ـ لاتینی و آلمانی نگارش یافته است که این چندالفبایی، به دلیل وسعت قلمرو زبان نوشتاری قبچاقی در میان اقوام و ادیان مختلف بوده و به دلیل برطرف کردن نیاز موردی، موسمی و موضوعی متکلمان و گویشوران مسیحی به‌وجود آمده است.

تنها الفبایی که می‌توان از آن به‌عنوان الفبای زبان ترکی قبچاقی نام برد، الفبای اسلامی ـ فارسی است. همه آثار در میان نویسندگان به زبان قبچاقی و با الفبای فارسی بوده و تنها چند اثر دینی، به اقتضای تبلیغ دین مسیحی یا آیین‌های دیگر، به الفبای لاتینی و ارمنی نگارش یافته است.

برخی از شرق‌شناسان به غلط، با استناد به این چند صفحه اثر و دفترچه رفع نیاز مذهبی که با الفبای غیرعربی تألیف گردیده، درصدد تخریب سیر تاریخی زبان و الفبای قبچاقی و خودی انگاشتن الفباهای بیگانه هستند.

زبان قبچاقی در دوره‌های مختلف صدارت اردوی زرین، در قالب خط فارسی، به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گرفت. این موضوع نه‌تنها از طریق فرهنگ‌های لغت مملوکی، بلکه به‌واسطه یافته‌های ارزشمند و نسبتاً جدیدی همچون «انجیل قبچاقی اورنبورگ» نیز تأیید می‌شود؛ اثری که در سال ۱۸۲۰ میلادی در شهر آستاراخان با حروف فارسی ـ عربی به چاپ رسید.

این شواهد نشان می‌دهد که سنت نگارش قبچاقی بر پایه خط فارسی ـ عربی تا سده نوزدهم همچنان زنده و پویا بوده و می‌توان آن را از پیشگامان زبان نوشتاری کهن قبچاقی ـ قزاقی دانست.

با توجه به اهمیت الفبای فارسی ـ عربی و ارتباط مستقیم آن با فرهنگ و تمدن اسلامی، و با توجه به ضرورت آموزش خط نیاکان و آگاهی از تاریخ و فرهنگ بومی، شایسته است نسبت به آموزش و یادگیری الفبای کهن توجه ویژه داده شود و آموزش خط و الفبای فارسی به‌عنوان الفبای تاریخی زبان قزاقی از مقتضیات فرهنگی تلقی گردد.

حتی آموزش زبان فارسی در درک و ادراک شعر قبچاقی و قزاقی کلاسیک، بسیار گره‌گشا و مفید می‌تواند باشد.

توجه ویژه به اردوی زرین به عنوان حلقه اتصال قبچاقی-قزاقی

زبان قبچاقی؛ بخشی از هویت قزاقی!؟
(تلاش‌ها، چالش‌ها)  

دوره اردوی زرین (اولوس جوجی) یکی از مهم‌ترین مراحل در فرایند انسجام قبایل قبچاق و شکل‌گیری بنیان مشترک قوم قزاق محسوب می‌شود. در فاصله سده‌های سیزدهم تا پانزدهم میلادی، در گستره وسیع این حکومت، آنچه امروزه «زبان ادبی اردوی زرین» یا «قبچاقی متأخر» نامیده می‌شود، شکل گرفت. این زبان بر پایه واژگان اصیل قبچاقی استوار بود و در عین حال، از طریق ارتباطات فرهنگی در نواحی پیرامون دریاچه آرال و رود سیردریا، عناصر گویش‌های اوغوزی را نیز جذب کرده بود. این زبان از جایگاه رسمی حکومتی برخوردار بود و مهم‌ترین وظایف اداری و سیاسی را در قلمرو قزاقستان قرون وسطی بر عهده داشت:

زبان دیوان عالی خانات: فرمان‌های رسمی (یارلیق‌ها)، مکاتبات دیپلماتیک بین‌المللی و اسناد حقوقی به زبان قبچاقی اردوی زرین تنظیم می‌شدند. اسناد بایگانی‌شده، از جمله فرمان‌های خان‌های توقتامیش و تیمور قوتلوغ، که با خطوط اویغوری و عربی نوشته شده‌اند، نمونه‌های برجسته‌ای از این زبان به شمار می‌روند.

در همین دوره، شاهکارهای ادبی و منظومه‌های دینی و تعلیمی چون «خسرو و شیرین» اثر قطب، «محبت‌نامه» اثر خوارزمی و «نهج‌الفرادیس» اثر محمود علی، به زبان قبچاقی پدید آمدند.

زبان این آثار، بیانگر پیوستگی مستقیم و بی‌وقفه با زبان ژیرائوهای قزاق ـ شاعران و اندیشمندان استپی همچون آسان قایغی، قازتوغان و شالکییز ـ در دوره‌های بعدی است.

پس از فروپاشی نهایی اردوی زرین در سده پانزدهم و تأسیس خانات قزاق، سلاطین قزاق مجموعه‌ای از اصطلاحات حقوقی، اداری و دیپلماتیکِ شکل‌گرفته طی قرون متمادی را به دولت جدید منتقل کردند.

واژگان مورد استفاده در دادگاه‌های بیگ‌ها، مجموعه‌های حقوق عرفی استپ (از جمله «قاسقا جولی» خان قاسم)، اصطلاحات نظامی و عناوین حکومتی، همگی مستقیماً از معیار زبانی قبچاقی اردوی زرین به ارث رسیده بودند.

از این‌رو، مرحله اردوی زرین در تحول زبان قبچاقی، این دیدگاه را که زبان قزاقی در سده‌های پانزدهم و شانزدهم به‌طور خودجوش و از گویش‌های پراکنده کوچ‌نشینان پدید آمده است، به چالش می‌کشد.

زبان قزاقی از اردوی زرین، یک سنت ادبی و مکتوب نیرومند، توسعه‌یافته و هنجارمند را به ارث برد؛ سنتی که بعدها به یکی از مهم‌ترین ارکان معنوی و فرهنگی دولت نوپای قزاق تبدیل شد.

بنابراین، زبان و فرهنگ قبچاقی با آن ویژگی‌های خود، امروزه به‌عنوان ریشه و بخشی از هویت قزاق‌ها و کشور قزاقستان مطرح می‌شود و به باور پژوهشگران و دولتمردان قزاقستان، زبان قبچاقیِ دوره اردوی زرین، یکی از نزدیک‌ترین زبان‌های تاریخی به زبان قزاقی امروزی بوده است.

به همین دلیل، آثار مکتوب قبچاقی اهمیت ویژه‌ای در پژوهش‌های مربوط به ریشه‌های تاریخی زبان و فرهنگ قزاق دارند و کشور قزاقستان با برگزاری سمپوزیوم‌های مختلف بین‌المللی، سعی دارد این ایده را در سطح جهانی طرح و تبلیغ نماید و همچنین در راستای جریان احیای هویت قزاقی فعال باشد. البته این امر با سیاست اتخاذی کشور قزاقستان بر اساس استراتژی رئیس‌جمهور این کشور، نتیجه خواهد داد.

راه‌های دیپلماتیک و حقوقی برای نیل به هدف

آقای توقایئو با اتخاذ ایده­ی احترام متقابل در سیاست خارجی، زمینه مساعدی را در سطح بین‌المللی برای انجام برخی ایده‌های بزرگ فراهم می‌کند تا به جای بروز تعارض و تقابل بین‌المللی و منطقه‌ای، تفاهم و همکاری مشترک منطقه‌ای و بین‌المللی حاصل آید.

در راستای تبلیغ و اجرای چنین ایده‌ها و سیاست‌های بنیادین و ایجاد تحولات اساسی در زمینه فرهنگ، زبان و هویت کشور قزاقستان، مصمم است سطح و جایگاه زبان قزاقی را ارتقا بخشد.

ارتقای سطح زبان قزاقی در داخل و خارج، اولاً به احیای هویت تعریف‌شده کمک خواهد کرد و از سوی دیگر، ظرفیت علمی و ساختاری زبان قزاقی را برای فراگیری و پذیرش زبان قبچاقی به‌عنوان ریشه ارتقا خواهد بخشید.

در این صورت است که تلاش‌های همه‌جانبه کشور قزاقستان در جا انداختن برخی ادعاها و ایده‌ها منتج به نتیجه خواهد بود؛ تلاش‌هایی از قبیل پیوند دادن زبان قزاقی امروز با زبان قبچاقی دیروز و اثبات پیوند ماهوی و پدر ـ پسری این دو زبان.

به عبارت روشن‌تر، اگر زبان قزاقی معاصر از حیث ساختاری، گرامر و کمیت گویشوران در سطح مقبول نباشد، هضم و پذیرش این نکته که ریشه و اصالت زبان قزاقی همان زبان قبچاقی است، سخت خواهد بود و محتملاً مدعیان معارضی نیز در این میان پیدا شوند.

کشور قزاقستان مصمم است با توجه به این امور مهم، برای زبان قزاقی پشتوانه مردمی، اقتصادی، حقوقی و حاکمیتی فراهم کند. در همین راستا، در سال‌های اخیر تلاش کرده است جایگاه زبان قزاقی را ارتقا بخشد و نسبت به رواج گسترده آن در بین عموم مردم و سطح جامعه، به موازات آموزش آن در مدارس، دانشگاه‌ها و در نهادهای رسانه‌ای، تبلیغی و اعلانی ـ انظاری، توجه ویژه داشته باشد. توجه دولت و حاکمیت قزاقستان به این امر، در کنار تلاش‌های اجتماعی، رسانه‌ای و آموزشی، اقدامات قانونی و حقوقی را نیز دربر دارد.

اصلاح عبارت مربوط به زبان روسی در پیش‌نویس قانون اساسی جدید قزاقستان نیز حکایت از توجه قزاقستان به اهمیت زبان قزاقی دارد. اخیراً کمیسیون اصلاحات قانون اساسی قزاقستان، در جریان بررسی پیش‌نویس قانون اساسی جدید، عبارت مربوط به جایگاه زبان روسی را اصلاح کرده و واژه‌ای را که پیش‌تر مفهوم «برابر» را در خصوص استفاده از زبان روسی در نهادهای دولتی و ارگان‌های مستقل محلی القا می‌کرد، با واژه «در کنار» جایگزین کرده است.

هرچند به اذعان مقامات قزاقستان، این تغییر صرفاً برای ایجاد هماهنگی اصطلاح‌شناختی و شفافیت حقوقی انجام شده و تغییری در وضعیت حقوقی زبان روسی ایجاد نمی‌کند، ولی در ارتقای رسمیت‌بخشی و رویکرد حمایتی نسبت به زبان قزاقی، نقش داشته و آن را ارتقا می‌بخشد.

مطابق قانون اساسی، تنها زبان دولتی جمهوری قزاقستان، زبان قزاقی است و زبان روسی همچنان به‌صورت رسمی در کنار آن، در نهادهای دولتی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

این اصلاحات، بخشی از روند گسترده بازنگری قانون اساسی و اصلاح ساختار حکمرانی کشور به شمار می‌رود.

رئیس کمیسیون اصلاح قانون اساسی نیز، در واکنش به بحث‌های گسترده پیرامون بندهای زبانی پیش‌نویس قانون اساسی، اعلام کرد که زبان قزاقی به‌طور صریح و بدون هیچ‌گونه ابهامی، به‌عنوان تنها زبان دولتی جمهوری قزاقستان تثبیت شده است.

وی تأکید کرد که این جایگاه تغییرناپذیر بوده و تا زمانی که دولت قزاقستان وجود داشته باشد، زبان قزاقی نیز از جایگاه رسمی خود برخوردار خواهد بود.

البته کارشناسان سیاسی، این اقدام را تصمیمی متوازن و واقع‌بینانه ارزیابی کرده و حفظ وضعیت فعلی زبان روسی در کنار تثبیت جایگاه زبان قزاقی را در راستای حفظ ثبات اجتماعی و جلوگیری از ایجاد تنش‌های زبانی مؤثر می‌دانند. به عقیده آنان، قزاقستان کشوری چندقومیتی است و سیاست زبانی باید ضمن تقویت زبان دولتی، شرایط لازم برای همزیستی اقوام مختلف را نیز حفظ کند.

از نگاه کارشناسان، اصلاح جدید بیش از آن‌که تغییری سیاسی باشد، جنبه حقوقی و فنی دارد و در عین حال نشان‌دهنده تلاش دولت برای تقویت نقش زبان قزاقی، بدون ایجاد شکاف در جامعه است.

نتیجه‌گیری

جمهوری قزاقستان پس از استقلال رویکرد تشکیل یک جمهوری قزاقستان مدرن با تکیه بر ارزشها و سنت کوچ نشینی اتخاذ نمود. در این راستا با فرض وجود ثبات در جامعه بین المللی و امنیت و صلح و عدم تعرض در جهان داوطلبانه از پی گیری برنامه و داشته های هسته ای خود دست کشید و آن را به قدرتهایی بخشید که تنها عامل ایجاد اختلال  در امنیت جهان و تهدید کننده صلح جهانی هستند. همچنین به موازات این اقدام فعالیت های علمی و فرهنگی خود را در زمینه تثبیت و تحکیم هویت تاریخی خود آغاز کرد. جامعه علمی قزاقستان با توسعه شرقشناسی و مطالعات تاریخی و حمایت های سیاسی القائات سوسیالیستی حاکم بر جوامع سوسیالیستی در دوره شوروی سابق را طرد و از اذهان مردم پاک نموده و با  شروع به ارایه نظریات جدیدی در این خصوص شد. قزاقستان با تاکید بر سنت استپ نشینی و با اتکا به مدنیت و تمدن دشت قبچاق در صدد ارایه و تثبیت این تفکر است که شاکله اساسی ملت قزاق در زمان حاکیت آلتین اوردو- اردوی زرین و حاکمیت خانات قزاق شکل گرفته و امروزه قزاقستان وارث میراث فرهنگی دوران طلایی دشت قبچاق و زبان-فرهنگ قبچاقی است. پژوهشگران قزاقی شدیدا در تلاش هستند که با استناد به مطالعات تاریخی و فرهنگی و زبانشناسی این همانی را در خصوص رابطه ارگانیک و ماهوی زبان فرهنگ قزاقی با زبان و فزهنگ قبچاقی را به اثبات برسانند. بنابر مطالعات شرقشناسی معاصر در خصوص میراث قبچاقی، این تصور تاریخی را که نیاکان قزاق‌های امروزی «مردمانی فاقد سنت مکتوب» بوده‌اند، رد می‌کند. بر اساس نظریه پردازان معاصر استپ بزرگ، دارای فرهنگی نوشتاری پیشرفته در حوزه‌های حقوق، فلسفه، دین و اداره حکومت بوده که در آثار حقوقی، دینی، ادبی و نجوم بازتاب یافته است.

با توجه به این رویکرد قزاقستان پیوند زبان قبچاقی با زبان قزاقی معاصر، در راستای تصاحب میراث اردوی زرین و قلمرو زبان قبچاقی، و به دنبال آن ایجاد یک پشتوانه تاریخی دیرین و محکم برای زبان و فرهنگ قزاقی و دولتمداری قزاق‌ها، بسیار مهم و حیاتی است. این امر مستقیماً به احیای هویت مرتبط است و دولت و ملت قزاقستان، به‌طور جدی به دنبال احیای فرهنگ و تاریخ خود بوده و در این راه از هر ابزاری بهره می‌گیرند. آنان حتی در مناسبات بین‌المللی، دیپلماسی فرهنگی و علمی و سیاست خارجی، برای این امر، مسیرها و برنامه‌های مقتضی را گشوده‌اند.

توسعه دیپلماسی فرهنگی با رویکرد شناسایی و تأمین اسناد مکتوب در این خصوص با کشورهای مختلف، از جمله جمهوری اسلامی ایران، تشکیل نمایشگاه‌های فرهنگی و تاریخی، تبادل اقلام فرهنگی ـ تاریخی و برگزاری سمپوزیوم‌های بین‌المللی در راستای شناساندن دوران طلایی و تبلیغ سیاست فرهنگی و زبانی، در همین چارچوب قرار می‌گیرد.

نهایتاً، قزاقستان با نگاهی به گذشته، به آینده‌ای روشن می‌اندیشد و با تأسی از تجربه تاریخی، به زبان نه با شعار، بلکه با کاربرد فعال شفاهی و نوشتاری آن در زندگی روزمره، اهمیت می‌دهد. پاسداری از زبان را صرفاً مسئله‌ای مبتنی بر منفعت عملی نمی‌داند، بلکه آن را موضوعی مرتبط با بقای معنوی و هویتی یک قوم در بستر جهانی‌شدن تلقی می‌کند.

با توجه به این رویکرد و با در نظر داشت حضور بنیادین ایران فرهنگی و مفاهیم فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی در کالبد، پیکره و روح زبان و فرهنگ قبچاقی و قزاقی، همچنین وجود واژه‌های فارسی و عربی ـ اسلامی کثیر در زبان ترکی قبچاقی و قزاقی معاصر، فرصت مناسب‌تر و بهتری در راستای تعریف و جهت‌گیری فعالیت‌های فرهنگی کشورمان در قزاقستان و توسعه همکاری‌های مشترک فراهم خواهد بود که نباید نسبت به این امر غفلت کرد.

منابع:

نخستین ترجمه منظوم شاهنامه فردوسی به ترکی، ر. ا. دوزال، مجله غروب، تبریز.

فتوحات مغول، پروفسور بارتولد، انتشارات امیرکبیر.

دیوان حکمت، خواجه احمد یسوی، تصحیح ر. ا. دوزال، غالیه، انتشارات الهدی، تهران.

الکساندر گارکاوتس، میراث مکتوب قبچاقی.

سایت های محلی:

https://e-history.kz/ru/seo-materials/show/28759

https://philological.vestnik.shakarim.kz/index.php/my/article/view/63 https://ru.wikipedia.org/wiki/%D0%9A%D1%8B%D0%BF%D1%87%D0%B0%D0%BA%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9_%D1%8F%D0%B7%D1%8B%D0%BA

https://kun.uz/ru/news/2026/02/10/v-novoy-konstitutsii-kazaxstana-izmenyat-normu-o-russkom-yazyke

https://www.rbc.ru/politics/09/02/2026/6989f8d59a79474a19493801

کد مطلب 26980

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =