حس طرد و تبعیض مبتنی بر هویت مذهبی در شیعیان ترکیه
نریمان مورکوچ
مقاله حاضر بر اساس پایان نامه دکتری با عنوان «فهم هویت و تمایلات مذهبی در شیعیان جعفری ایغدیر» تهیه شده و به دلایل مساله حس طرد و تبعیض در میان شیعیان ترکیه میپردازد.
با توجه به این که نویسنده بر اساس مطالعات میدانی و مصاحبه با اقشار مختلف جامعه شیعی به بررسی علل و چگونگی احساس طرد و تبعیض در میان شیعیان پرداخته است محتوای مقاله از اهمیت قابل توجهی برای فهم فضای جامعه شناختی شیعیان ترکیه دارد.
وجود پیشداوری های عمومی علیه شیعیان در میانه توده عمومی اهل سنت، کافرپنداری شیعیان، تفاوت در نوع عبادات به خصوص استفاده از مُهر و عدم تکتف و مراسم عزاداری عاشورا از جمله مواردی است که منجر به حس بیگانگی در شیعیان در جامعه اهل شنت ترکیه میشود. این پژوهش نشان میدهد که جعفریان در ترکیه، بهویژه در مناطق با اکثریت اهلسنت، هنوز با سطوحی از تبعیض اجتماعی، پیشداوری دینی و طرد مواجهاند. هرچند شرایط نسبت به گذشته بهبود یافته و نقش رسانهها و تحصیلات در کاهش این شکاف مؤثر بوده است، اما تفاوت در فقه، نمادهای مذهبی، و هویت دینی، همچنان مانعی در مسیر پذیرش کامل و همزیستی بدون تنش است.
نویسنده معتقد است که گرچه نشانههایی از همزیستی مسالمتآمیز وجود دارد، اما کماکان شکاف فرهنگی و فقهی باقی است و تغییر نگرش از «دیگری مذهبی» به «هموطن مذهبی متفاوت» در حال وقوع است، ولی کامل نشده است.
با توجه به این که در بخش نخست مقاله به صورت مبسوط به تعریف تشیع پرداخته شده بود و آن بخش با هدف ترجمه مقاله همخوانی نداشت، مورد تلخیص قرار گرفت.
آدرس اصل مقاله:
Morkoç, N. (2023). Türkiye’de Caferilerin mezhebi kimliklerinden dolayı yaşadıkları dışlanma ve ayrımcılık. Akademik Hassasiyetler, 10(23), 346-380. https://doi.org/10.58884/akademik-hassasiyetler.1338154
مقدمه
تعداد و تراکم جمعیت پیروان مذهب شیعه امامیه (جعفری) در کشورهای مختلف متفاوت است. در ترکیه طی سی سال گذشته، مشاهده میشود که مذهبها نمود بیشتری یافتهاند و یکی از مذاهبی که نمود بیشتری پیدا کرده، مذهب جعفری است که جمعیت قابل توجهی از آنها بهویژه در استانهای قارص، ایغدیر و استانبول ساکناند. از آنجا که در ترکیه سرشماری بر مبنای نشانی انجام میشود [و وضعیت مذهبی افراد مورد پرسش قرار نمیگیرد]، ارائهی آمار دقیقی از جمعیت جامعه جعفری در ترکیه ممکن نیست. با این حال، به دلیل غالب بودن جمعیت اهلسنت در میان مسلمانان ترکیه، جعفریان در اقلیت قرار دارند.
در ترکیه، شاخههای گوناگونی از مذهب شیعه با دیدگاهها و باورهای متفاوت حضور دارند. از اینرو، بهمنظور تمرکز بیشتر و مشخص شدن دامنهی مطالعه، قلمرو پژوهش به استان ایغدیر محدود شده است. در این استان، با نمایندگان مذهبی جعفری، زنان خانهدار، کسبه، دانشجویان و کارمندان ــ یعنی گروههایی از اقشار مختلف جامعه ــ مصاحبه صورت گرفته است. این مصاحبهها با مراجعه به منابع کتابخانهای، بهطور عمیق تحلیل شدهاند. پرسشی که در آغاز پژوهش در ذهنم شکل گرفت، این بود: «آیا جعفریان ایغدیر با تبعیضی مواجه هستند؟» و اگر تبعیضی وجود دارد، «این تجربه چگونه برایشان رخ میدهد و چگونه بر زندگی روزمرهی آنان تأثیر میگذارد؟»
این تحقیق بر سه محور اساسی تمرکز خواهد داشت: نخست، تبیین چیستی تشیع جعفری در ترکیه از منظر دینی و قومی؛ دوم، تحلیل احساسات شیعیان جعفری نسبت به هویت مذهبیشان در بستر مفهوم «برچسبزنی»؛ و سوم، بررسی مشکلاتی که جعفریان در عرصهی عمومی با آن مواجهاند، از جمله مسائل مربوط به استفاده از مهر در مکانهای عبادی، تأثیر نمادهای دینی/مذهبی بر هویت اجتماعی، و بازتاب این نمادها در حوزههای گفتاری و کنشی.
در این تحقیق، با بهرهگیری از روشها و تکنیکهای جامعهشناسی دین و فرهنگ، تلاش شده است تأثیر باورهای دینی شیعیان جعفری بر شکلگیری هویت مذهبی آنان بررسی شود. همچنین موضوعاتی نظیر «نحوهی تأثیر روابط اجتماعی آنان با اهلسنت بر ادراک مذهبیشان» و «نقش مراسم عاشورا در نمایان شدن هویت مذهبی جعفری» مورد پژوهش قرار گرفتهاند.
1. تشیع جعفری بهمثابه «تفسیر خاصی از شخصیت حضرت علی»
تشیع جعفری در تمام ادوار تاریخ تشیع، پرجمعیتترین مذهب شیعی بوده است. از آنجا که امام جعفر صادق [ع] بهعنوان بنیانگذار این مذهب شناخته میشود، پیروان این مذهب را جعفری مینامند. همچنین به دلیل باور به دوازده امام، به آنها «امامیه» یا «اثنا عشریه» نیز گفته میشود.[1] شیعیان امامیه در تعریف مذهبی خود، به جعفریه بودن تصریح دارند.[2]
در دیگر منابع شیعی، جعفریگری به معنای پیروی از مذهب امام جعفر صادق، و اعتقاد به پیشوایی دینی دوازده امام ــ در رأس آنان حضرت علی ــ در جهان اسلام تعریف میشود. در حالیکه در ترکیه معمولاً از تعبیر «تشیع» (Şiilik) استفاده میشود، در کشورهایی همچون ایران، عراق، افغانستان، جمهوری آذربایجان، لبنان و بحرین از اصطلاحات «تشیع» و «جعفریگری» توأمان بهره برده میشود. در اینجا، مقصود از مذهب جعفری، صرفاً یکی از مذاهب کلاسیک اسلامی مانند حنفی یا شافعی و فتاوای فقهی امامان آنها نیست. بلکه جعفریگری بهمثابه «مکتب» درک میشود. یعنی در این مکتب، امامان به فرمان الهی و تبیین پیامبر منصوب شدهاند و این انتصاب را «حجت الهی» میدانند. از این رو، توضیحات دینی دوازده امام ــ از جمله امام جعفر صادق ــ ریشه در آموزههای وحیانی اسلام دارند که بر پیامبر نازل شده است.[3]
در دوران عباسیان (از سال 111 هجری)، شیعیان دورهای درخشان و رشدیافته را تجربه کردند. در این دوران، امام محمد باقر و امام جعفر صادق شاگردان خود را تربیت کرده امام جعفر صادق، حلقه درسیای شبیه به دانشگاه ایجاد کرد. در این دانشگاه علوم اسلامی تدریس میشد و شاگردان تربیت مییافتند. بنابر نقل منابع شیعی، فیلسوفان و شاگردانی از مناطق مختلف در جلسات درس او شرکت میکردند و پس از بازگشت به سرزمینهای خود، به تبلیغ شیعه میپرداختند. روایت هایی مبنی بر حضور امام ابوحنیفه، بنیانگذار مذهب حنفی، و شماری از علمای اهل سنت در دروس امام جعفر صادق نقل شده است.[4]
به نظر دفتری، امام جعفر صادق با تداوم آموزههای پدرش امام باقر، و با تکیه بر محیط علمی برجستهاش، اصولی را تدوین کرد که امروزه پایههای اعتقادی مذهب جعفری را تشکیل میدهند. نخستین اصل، «امامت با نص» بود. بدین معنا که امامی از خاندان پیامبر، پیش از وفات پیامبر و به امر الهی، به عنوان جانشین معین شده است. چون این انتصاب، منشأ الهی دارد، پذیرش یا رد آن توسط مردم، بیاهمیت تلقی میشود. از آنجا که امامت، وظیفهای الهی است، مشروعیت آن وابسته به بیعت یا پذیرش عمومی نیست. برای مثال، اینکه آیا امام جعفر صادق اداره جامعه شیعیان را عملاً به دست گرفته یا نه، مهم نیست؛ زیرا او امام منصوب از سوی خدا در زمان خود بود. علاوه بر این، اصل امامت با نص، به حضرت علی بازمیگردد و بر این اساس، امام منصوب الهی برای مشروعیت خود نیازمند مبارزه با قدرت سیاسی زمان خود نبود. این اصل، پایهگذار تمایز میان امامت و خلافت شد.[5]
اصل دوم که امام جعفر صادق آن را گسترش داد، اعتقاد به برخورداری امام از «علم خاص دینی» بود. این دانش، به واسطه نص الهی به امام منتقل میشد. این علم را حضرت علی از پیامبر دریافت کرده و از طریق نص به امام جعفر صادق منتقل شده بود. امام جعفر صادق این علم را با آموزهی «عصمت» تقویت نمود. عصمت به معنای مصونیت از گناه و خطاست که ویژگی پیامبران دانسته میشود. افزون بر این، امام جعفر صادق «تقیه» را از ملزومات ایمان معرفی کرد. تقیه، به معنای پنهانسازی عقیده برای حفظ آن در برابر خطر، شرطی حیاتی برای بقا و استمرار ایمان تلقی میشد. چراکه شخصی غیر از خلیفه رسمی، در صورت ادعای رهبری دینی منصوب الهی، هم خود و هم پیروانش را در معرض خطر قرار میداد. تقیه، امامان و شیعیان را از آزار و ظلم محافظت میکرد و به این ترتیب، چه در کوتاهمدت و چه در بلندمدت، ابزاری برای حفظ هویت دینی تلقی میشد.[6]
در باور جعفری، اعتقاد به اینکه امامان (خلفا) از جانب خداوند و پیامبر منصوب شدهاند، شرط ایمان کامل است. همچنین باور به اینکه امامت تا قیامت در نسل امام حسین ادامه خواهد داشت، جزو ارکان اعتقادی است.[7] در جعفریگری، اطاعت از امامان وجوب شرعی دارد و در این زمینه، کلینی در کتاب خود که روایات امام جعفر صادق را گردآورده، مسأله امامت را بر اساس احادیث شرح داده است. به روایت او، امام علی، امام حسن و امام حسین اماماند و اطاعت از آنها از سوی خداوند واجب شده است. بر اساس یکی از این روایات، امام جعفر صادق در تفسیر آیهای از سوره نساء (آیه 54) چنین گفته است: «ما اهل بیت، قومی هستیم که خداوند عزّ و جلّ، اطاعت از ما را بر مردم واجب کرده است. به ما سهمی از غنیمت تعلق میگیرد. بهترین اموال به ما داده میشود. ما راسخان در علم هستیم. و ما کسانی هستیم که دیگران ما را مورد حسد قرار دادهاند، و در حق ما چنین نازل شده است: "حسد میبرند بر آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده است؟"[8]
از این مطالب چنین برمیآید که امامان بهعنوان مرجعی ممتاز و واجبالاطاعه برای مردم تلقی میشوند. این امتیاز، به صورت دریافت بهترین مال و علم جلوه میکند. از همین رو با استناد به آیه ۵۴ سوره نساء، ادعا میکنند که بهسبب این امتیاز ویژه، مورد حسادت قرار گرفتهاند. در روایاتی که کلینی نقل کرده است، از دیدگاه امام جعفر صادق، امامان توسط خداوند منصوب شدهاند. آنان حافظان علم الهی بر روی زمیناند که این باور بر پایه احادیثی استوار شده است که دلالت بر نصب الهی امامان دارند. بر این اساس، رها کردن حضرت علی و امامان پس از او، امت پیامبر را دچار بدبختی کرده است. از منظر جعفریان، این موضوع از طریق حدیثی که از سوی خداوند به پیامبر (ص) وحی شده و پیامبر آن را بازگو کرده، چنین نقل شده است:
«رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: خداوند تبارک و تعالی فرمود: از امت تو کسانی که به دلیل ترک ولایت علی و اوصیای پس از تو، شقی شدهاند، حجت من بر آنان تمام شده است. زیرا در علی و سایر اوصیا، سنت تو و پیامبران پیش از تو وجود دارد. آنان پس از تو حافظان علم من هستند.»[9]
«رسول خدا فرمودند: بهدرستی که جبرئیل، نام اوصیای پس از من و نام پدرانشان را به من اعلام کرده است.»[10]
چنانکه تعیین پیامبران بهدست خداوند است، تعیین امام نیز امری الهی و مستقل از خواست مردم است (مطیعی، ۱۹۹۵، ص. ۲۰۴). در موضوع انتخاب خلیفه دو شیوه وجود دارد: نصب با نص (آیه و حدیث) یا انتخاب توسط امت. در سنت اهلسنت، برای انتصاب خلیفه بر اساس نص دینی، دلیل قطعی وجود ندارد (همان، ص. ۲۷۴)، اما در سنت شیعی، امام با نص الهی منصوب شده و این امر از طریق احادیث نقل شده است. نخستین امام، حضرت علی (ع) است. تبعیت از راه علی، یکی از ارکان بنیادین مذهب جعفری است. هر کس که بخواهد در راه پیامبر گام بردارد و به رستگاری برسد، باید به امامت و ولایت علی ایمان داشته باشد.
کلینی از ابوحمزه ثُمالی، چنین روایت کرده است که از امام محمد باقر (علیهالسلام) شنیدم که فرمود: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «خداوند میفرماید: بر کسانی از امت تو که شقی شدهاند، حجت من چنین تمام شده است: آنها ولایت علی را ترک کردند، دشمنان او را ولیّ خود قرار دادند، برتریهای او و اوصیای پس از او را انکار کردند. زیرا برتری تو، برتری آنان است، اطاعت از تو، اطاعت از آنان است، حق تو، حق آنان است، عصیان نسبت به تو، عصیان نسبت به آنان است. آنان پس از تو پیشوایان راه حقاند. روح تو در آنان است، و روح تو را من در وجودت قرار دادهام. آنان از خاک تو آفریده شدهاند، از نسل و گوشت و خون تویند. خداوند متعال درباره آنان سنت تو و سنت پیامبران پیش از تو را جاری ساخته است. آنان پس از تو حافظان علم من هستند. این حق من بر گردن آنان است. آنان را برگزیدهام، برای خود خاص گردانیدهام، از آنان خشنودم. هرکس آنان را دوست بدارد، ولایتشان را بپذیرد و برتری آنان را تصدیق کند، نجات خواهد یافت. جبرئیل نام آنان و نام پدرانشان و همچنین کسانی که آنان را دوست دارند و برتریشان را میپذیرند، به من خبر داده است.»[11]
پس از واقعه کربلا، در میان مسلمانان نوعی گرایش سیاسی نسبت به حضرت علی و فرزندان او پدید آمد که زمینهساز شکلگیری تشیع شد. در میان فرقههای شیعی، بیشترین پیروان متعلق به امامیهاند.[12] امامیه مذهبی است که به قرآن و اهلبیت پیامبر (ص) ایمان داشته و شریعتمحور است. پیروان واقعی اهلبیت، جعفری حقیقی محسوب میشوند.[13] امروزه این مذهب بهعنوان مذهب رسمی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شده است.
شیعیان جعفری، بر پایه احادیث پیامبر، باور دارند که امام دوازدهم، امام مهدی، از فرزندان حضرت فاطمه (س) است و هماکنون زنده است. پس از درگذشت امام حسن عسکری (ع)، هشتمین فرزند امام حسین، در سال ۲۶۰ هجری، تنها فرزند او که نامش محمد بود و همان مهدی موعود است، از نظرها پنهان شد. طبق روایات، برخی از مسلمانان موثق او را دیدهاند و پدرش او را بهعنوان امام معرفی کرده است. او پس از پنج سالگی، برای محافظت از خطر دشمنان، غایب شد و باور بر این است که برای برقراری عدالت به زمین بازخواهد گشت.[14]
در باور جعفری، تا هنگام ظهور مهدی، وجود یک مرجع مدیریتی ضرورت دارد. این نقش در قالب نظریه «ولایت فقیه» تبیین شده است. برای نمونه، رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله خمینی، معتقد بود که تا ظهور امام دوازدهم، لازم است فردی شایسته و آگاه بر جهان اسلام ولایت داشته باشد. این فرد باید عاقل، عادل، آشنا به فنون سیاست و دارای قدرت اجرایی باشد.[15]
مطابق نظر موتلو، در میان جعفریان، به همه امامان مقام و ارزشی بس والا داده شده است؛ گاه این ارجگذاری از مقام پیامبران نیز فراتر میرود. بهعنوان یکی از ویژگیهای انسانی، گاهی محبت به افراد منجر به ستایش افراطی میشود و این امر در رابطه با امامان در میان برخی از جعفریان مشاهده میگردد. به طوری که در میان جعفری مذهبان نسبت به امامان گاه رفتاری فراتر از مقام انسانی اتخاذ شده و این تمایل میتواند تا حد افراطیگری نیز پیش رود.[16] از دیدگاه جعفریان، امامان از علم الهی بهرهمند بودهاند و از هیچکس چیزی نیاموختهاند. علم آنان یا از طریق پیامبر یا امامان پیشین به آنان منتقل شده است. این دانش شامل خواندن و نوشتن نیز میشود. همانگونه که پیامبران وحی دریافت میکردند، برخی بندگان خدا نیز از الهام بهرهمند میشوند و امامان از جمله این افرادند.[17]
۲. روش تحقیق و روند پژوهش
موضوع این پژوهش بررسی باورهای دینی، زندگی اجتماعی و ادراک هویت مذهبی شیعیان جعفری ساکن در ترکیه از منظر جامعهشناسی دین و فرهنگ است. شیعیان جعفری در ترکیه عمدتاً از تُرکهای آذری تشکیل شدهاند. مناطقی مانند آکیایلا (Akyaka) در استان قارص، همچنین آراپاچای (Arpaçay)، مرکز قارص، و مرکز و شهرستانهای استان ایغدیر، از مناطق اصلی سکونت تُرکهای آذری جعفری در ترکیه هستند. تا سی تا چهل سال پیش، جمعیت جعفریها در ایغدیر به حدود هشتاد درصد میرسید؛ اما با افزایش مهاجرت به شهرهای بزرگ، این نسبت به حدود پنجاه درصد کاهش یافته است. در شهرستانهای توزلوجا (Tuzluca)، آرالیک (Aralık) و قاراقویونلو (Karakoyunlu) از استان ایغدیر، جعفریها نیمی از جمعیت را تشکیل میدهند. نیمی دیگر از جمعیت این مناطق را شهروندان با ریشه قفقازی، ترکمانها (تَرَکَمَهها) و کردها تشکیل میدهند. جمعیت غیرجعفری عمدتاً پیرو مذهب اهلسنت هستند.[18]
پژوهش حاضر بر اساس دادههای کیفی انجام گرفته است. در این تحقیق از تکنیک مصاحبه عمیق، که یکی از روشهای پژوهش کیفی است، استفاده شده است. با شرکتکنندگان از طریق پرسشهای نیمهساختاریافته گفتگو صورت گرفته است تا امکان بررسی عمیقتر سؤالات تحقیق فراهم آید.
مصاحبهها در شهر ایغدیر و در فضاهای طبیعی زندگی شرکتکنندگان ــ مانند خانهها، محل کار، باغها و مساجد ــ انجام شدهاند. تمامی مصاحبهها با شیعیان جعفری ساکن ایغدیر بوده، پاسخهای برخی از مصاحبهشوندگان با کسب اجازه بهصورت صوتی ضبط شدهاند و پاسخهای کسانی که با ضبط صوتی موافق نبودند، بهطور مفصل یادداشتبرداری گردیده است. برخی افراد از انجام مصاحبه امتناع ورزیدند. آنان نسبت به سؤالات مرتبط با مذهب با تردید برخورد کردند و هدف علمی مصاحبه را قانعکننده ندانستند. حتی برخی با وجود موافقت اولیه، توسط اعضای خانواده از انجام مصاحبه بازداشته شده و واکنش تندی نسبت به محقق نشان دادند. به همین دلیل، انجام مصاحبه با برخی از شیعیان جعفری ممکن نشد. ضبط صوتی پاسخها، در مرحله تحلیل دادهها امکان بازشنوی دقیق و چندباره پاسخها را فراهم آورد. برای حفظ حریم خصوصی شرکتکنندگان، نام آنها در تحلیلها بهکار نرفته و بهجای آن، کدهای عددی استفاده شده است.
در چارچوب این پژوهش، منابع مکتوب درباره استان ایغدیر و مذهب جعفری بررسی شده و با مردم منطقه گفتوگو بهعمل آمده است. با ۶۲ نفر از شیعیان جعفری منطقه، بهصورت حضوری یا تلفنی مصاحبه صورت گرفته و نتایج در بخش یافتههای تحقیق تحلیل شدهاند. این مصاحبهها در فاصله زمانی ۵ سپتامبر ۲۰۲۱ تا ۲۰ آوریل ۲۰۲۲ انجام گرفتهاند. در جریان این مصاحبهها، سؤالاتی با محور تبعیض و طرد اجتماعی مطرح شدهاند. نمونههایی از این سؤالات عبارتاند از: «آیا بهدلیل شیعه بودن توسط اهلسنت مورد قضاوت یا طرد قرار میگیرید؟»، «آیا میتوانید بدون احساس ناراحتی در مسجد اهلسنت عبادت کنید؟»، «آیا در ترکیه جعفری بودن دشواریهایی دارد؟ اگر آری، این دشواریها چیست؟». با این سؤالات از شرکتکنندگان خواسته شد مشکلات خود را بیان و ارزیابی کنند. این مصاحبهها درصدد بررسی دشواریهای اجتماعی و دینی ناشی از هویت مذهبی جعفری در ترکیه بودهاند.
صداهای ضبطشده و یادداشتهایی که از شرکتکنندگان در طول مصاحبهها اخذ شدهاند، بهطور کامل پیادهسازی شده سپس به موضوعات مختلف تقسیم شدند. در چارچوب مسئله تحقیق، این مضامین در قالب سرفصلهایی دستهبندی، بررسی و تحلیل قرار گرفته در نهایت، مضامین استخراجشده با نگاهی منطقی و از منظر جامعهشناختی تفسیر شدند.
۳. یافتهها
دامنه سِنی افراد مورد مصاحبه بین ۱۸ تا ۶۵ سال متغیر است. از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی، شرکتکنندگان در مصاحبه شامل اقشار مختلفی چون دانشگاهی، کاسب، روحانی، خانهدار، کارگر، کارمند، دانشجو و روستایی هستند. بهمنظور رعایت معیارهای علمی، نمونه مورد مطالعه از لایههای اجتماعی مختلف انتخاب شده است. در هر پژوهشی، تعیین نمونه همواره مسئلهبرانگیز است؛ چراکه هیچ نمونهای نمیتواند بهطور کامل همه وضعیتهای لازم برای تحقیق را دربر بگیرد و پژوهشهای علمی همواره بر پایه بررسی یک نمونه خاص، در پی رسیدن به نتایج کلی هستند.[19] از آنجا که شرکتکنندگان در این منطقه زندگی میکنند، با فرهنگ قومی و مذهبی مذهب جعفری آشنا هستند.
۳.۱. بیاحترامی به مذهب جعفری و برچسب خوردن به عنوان کافر
گافمن، «داغ ننگ» (stigma) را عاملی میداند که هویت اجتماعی فرد را مخدوش میسازد. جامعه، فرد را به دلیل محیطی که در آن رشد کرده، دینی که بدان تعلق دارد یا قومیتی که به آن وابسته است، مورد انگزدگی قرار میدهد و این انگها ممکن است ذاتی یا اکتسابی باشند.[20] برخی از افراد مصاحبهشونده از تجربههای خود بهعنوان فردی جعفری در مواجهه با چنین انگ زدنهایی سخن گفتند. شرکتکننده شماره ۱ (K1) خواستار احترام جامعه به مذهب اوست. وی که بهعنوان معلم در استانهای غربی ترکیه خدمت میکند، بیان میکند که با مواردی از طرد و قضاوت مواجه شده است. به باور وی، این رفتارها ناشی از فقدان آموزش و آگاهی است. او اشاره میکند که حتی افرادی او را «کافر» نامیدهاند؛ به عبارت دیگر، صرفاً به دلیل پیروی از مذهب جعفری، با چنین برچسبهایی مواجه شده است: «طبیعتاً بخش بزرگی از جامعه اهل مطالعه نیستند. دلم میخواهد که همه به مذهب یکدیگر احترام بگذارند، درباره مذاهب یکدیگر آگاهی داشته باشند و کسی اقدام به پیشداوری در مورد دیگری نکند. ولی متأسفانه چنین مواردی وجود دارد. من در غرب ترکیه هم تدریس کردهام. افرادی بودهاند که مرا کافر خطاب کردهاند. آن فرد چون مطالعه نکرده است، نگاه متفاوتی دارد. یعنی فقط با شنیدههایش قضاوت میکند. هرچه کسی بگوید، بقیه همان را تکرار میکنند. در حالی که اگر افراد مطالعه میکردند، میدیدند که چه حنفی، چه حنبلی، چه شافعی، همه این مذاهب وسیلهای برای عبادت خداوند هستند. این برخوردها وجود دارد، نمیتوان انکار کرد. بخشی از جامعه با پیشداوری قضاوت میکند. ولی امروز هم درباره اهلبیت اطلاعات چندانی وجود ندارد. اکثریت جامعه اهلسنت هستند و در خطبههای مساجدشان از اهلبیت کمتر سخن گفته میشود. من خودم در دوران دانشجویی همیشه به مساجد اهلسنت میرفتم، مساجد برای ما تفاوتی ندارند. ولی متأسفانه درباره پیامبر و اهلبیت اطلاعات کافی داده نمیشود. خود آنها هم این را اذعان میکنند. ایکاش، همانطور که گفتم، همه درباره مذاهب دیگر آگاه بودند، پیشداوری نمیکردند و هیچکس باعث رنجش دیگری نمیشد.(K1، ۴۶ ساله، معلم.)
K1 همه مذاهب اسلامی را وسیلهای برای عبادت خدا میداند و میافزاید که بخشی از جامعه، آنها را بهنادرست قضاوت میکند. همچنین بیان میدارد که در مساجد اهلسنت، درباره پیامبر اسلام و اهلبیت اطلاعات کافی ارائه نمیشود. بنابراین، روشن است که بخشی از طرد اجتماعی و بیگانگی که تجربه کرده، ناشی از ناآگاهی نسبت به مذهب جعفری است.
شرکتکننده شماره ۴ (K4) دشواریهایی را که در دوره دانشجویی با آن مواجه بوده، در قالب تجربه پیشداوری بیان میکند. او تصریح میکند که افرادی که با جعفریان آشنا میشوند و اطلاعاتی درباره آنها پیدا میکنند، بهتدریج پیشداوریهایشان را کنار میگذارند و حتی از آنها در برابر دیگر افراد متعصب دفاع میکنند. وی همچنین اشاره میکند که جعفریان گاه در معرض سیاستهای تخریبگرایانه قرار میگیرند. بهزعم وی، پیشداوریها با برقراری ارتباط و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی از میان میروند:
«زیاد. مثلاً من هم در ارزروم درس میخواندم. همیشه با این مسائل مواجه بودم، اما بین افراد آگاه و ناآگاه تفاوت هست. بارها دیدم که افرادی صرفاً با شنیدهها پیشداوری میکردند، اما وقتی ما را میشناختند، مخصوصاً دوستانی که از دانشکده الهیات بودند، دیدگاهشان بهکلی تغییر میکرد. بعدتر گفتند چقدر اشتباه فکر میکردیم. حتی دوستان اهلسنتمان که با ما زندگی میکردند، زمانی که در غرب کشور با تبلیغات منفی علیه ما مواجه میشدند، از ما دفاع میکردند. وقتی کسانی ناآگاه، حرفهایی ناشایست و تهمتآمیز درباره ما میزدند، دوستان سنی ما خودشان میگفتند که چنین نیست و این حرفها نادرستاند. این حرفها را صمیمانه میزدند. بهنظر من اگر افراد با هم صحبت کنند، از طریق انجمنها یا فعالیتهای فرهنگی مشترک، و بدون پیشداوری گفتگو کنند، خواهند دید که بسیاری از باورهایشان مشترک است. خواهند فهمید که هدف همه خدمت به حق است (K4، ۳۰ ساله، دانشجوی دانشگاه.)
۳.۲. ناآشنایی و طرد شدن در زندگی اجتماعی و عبادات
مصاحبهشوندگان دلایل مختلفی را برای طرد شدن در زندگی اجتماعی مطرح میکنند. شرکتکننده K7 که به عنوان یک روحانی در میان جعفریان شهر ایغدیر فعالیت دارد، معتقد است دشمنان اسلام با هدف تفرقهاندازی میان اهلسنت و شیعیان، مداخلاتی با محوریت اختلافات انجام میدهند. او بیان میدارد که گاه حتی گفته میشود «چیزی به نام مذهب جعفری وجود ندارد». با این حال، میافزاید که هرچه ارتباط میان مفتیهای اهلسنت در استانها و شهرستانها با امامان جعفری قویتر شده، میزان طرد و ناآشنایی نسبت به جعفریان کاهش یافته است. او بر این باور است که در دوره کنونی این طرد شدن رو به کاهش است و در این زمینه، سخنرانیهای امامان و مفتیان اهلسنت در میان مردم در ایام عاشورا تأثیرگذار بوده است: «یعنی قبلاً فکر میکردیم، گاهی با خود میگفتیم، بله اینها شیعه هستند، اینها جعفریاند... من این را به همان مداخلات قدیمی دشمنان اسلام نسبت میدهم که همیشه تلاش کردهاند ما را از هم جدا کنند. آنها شما را نزد ما بد معرفی کردند، ما را نزد شما بد نشان دادند. و بعد گفتند: چه شیعهای؟ برادر من، اصلاً مذهبی به نام جعفری وجود ندارد. چنین حرفی گفته میشد، اما این حرف عوام الناس بود. ولی وقتی با امامان، روحانیان نشستیم و صحبت کردیم، این موضوع کاملاً حل شد. بهویژه در بیست سال گذشته، رابطههای خوب ما با مفتیان باعث شد که مثلاً در ایام عاشورا، موضوع جعفریبودن، شیعهبودن، فقه و اعتقادات شیعه برای مردم توضیح داده شود. آنها هم انساناند، گفتهاند: اینها جعفریاند، فقهشان این است، اعتقاداتشان این است. اینگونه رفتارهای طردکننده و تحقیرآمیز را از میان برداشتهاند. بله، طرد شدهایم، اما از این طرد شدن ناراحت نشدهایم. شاید هم مردم ما هم اهلسنت را طرد کردهاند. گفتهاند: "برادر، اصلاً اهلسنت چیست؟" ولی امروز ما وجود اهلسنت را میپذیریم. در زمان پیامبر نیز سنت وجود داشته است. اینها یک مذهباند، یک دیدگاهاند، یک فقهاند. ممکن است یکی از مجتهدان ما بگوید باید رؤیت ماه انجام شود تا روزه بگیری، دیگری بگوید اگر با تلسکوپ رؤیت شد کافی است. حتی میان مجتهدان شیعه هم اختلافنظر فقهی وجود دارد. این به معنای دشمنی دو مجتهد نیست. اگر فقه من متفاوت است و فقه اهلسنت هم متفاوت است، این به معنای دشمنی ما نیست. چقدر دین ما آزاد است، چقدر دین ما خوب است که اجازه گفتوگو و بررسی میدهد. بنابراین، بله طرد شدهایم، اما ناراحت نشدهایم. و به نظرم این طرد شدن بهتدریج از بین رفته. به نقاط مشترک رسیدهایم، الحمدلله (K7، ۵۵ ساله، روحانی).
رهبر یک گروه تأثیر مستقیمی بر افکار و رفتارهای اعضای آن دارد. رفتارهای سیاسی، اقتصادی، دینی و فرهنگی یک گروه میتواند تحت تأثیر رهبر آن دچار دگرگونی شود. از این رو، نوع رویکرد مفتیان و امامان اهلسنت به جعفریان، بر نگرش سایر اعضای جامعه اهلسنت نیز تأثیر میگذارد. گفتمان و رفتارهای همگرایانه و بهدور از طرد، باعث حفظ همزیستی مسالمتآمیز اعضای جامعه در کنار یکدیگر میشود.
یکی دیگر از موقعیتهایی که جعفریان خود را طردشده میپندارند، رفتن به مساجد اهلسنت است؛ جایی که در حین عبادت، رفتار دیگران برایشان آزاردهنده میشود. نحوه اقامه نماز باعث میشود که با استبعاد، انتقاد یا پرسشهای دیگران مواجه شوند: «ما طرد میشویم. برایم پیش آمده. مثلاً وقتی مجرد بودم در استانبول بدون تکتف نماز خواندم. چون دستانم باز بود با نگاههای انتقادآمیز مواجه شدم(K9، ۵۵ ساله، کارگر).
«بله، پیش آمده. در ایغدیر زیاد مواجه نمیشوم. اما وقتی در یک کلانشهر به مسجد میروی، وقتی نماز را با دست باز میخوانی و مهر میگذاری، دچار اضطراب میشوی. نه از ترس، بلکه بهخاطر اینکه تمرکزت از عبادت برداشته میشود تا با واکنش ها روبرو شوی (K19، ۵۷ ساله، دانشگاهی.)
K19 تأکید میکند که عبادت او بهطور منفی تحت تأثیر قرار گرفته و تمرکزش از بین رفته است. از آنجا که در ایغدیر جمعیت جعفری بالا است و آنان دارای مساجد خاص خود هستند، امکان عبادت آزادانهتری برایشان فراهم است. اما این شرایط در تمام استانهای ترکیه یکسان نیست. بنابراین، زمانی که به استانهای دیگر سفر میکنند، هنگام عبادت دچار نگرانی و دلآشوبی میشوند.
برخی معتقدند که پیشداوری نسبت به جعفریها بیشتر در گذشته وجود داشته و این موضوع را ناحیهای و منطقهمحور نیز میدانند. مصاحبهشوندگان در استانی زندگی میکنند که اکثریت جمعیت آن جعفری هستند؛ همین امر باعث میشود در منطقه محل زندگیشان کمتر طرد شوند.
«قبلاً، سی، چهل سال پیش مشکلات بود. در منطقه ما نیست. در جاهایی که اهلسنت هستند، ما طرد میشویم. امروزه دشمنی سلفیها و وهابیها وجود دارد. در آناتولی بهطور کلی اهلسنت حاکم است. در مناطقی که شیعه شناختهشده نیست، طرد شدن رخ میدهد (K23، ۴۷ ساله، روحانی).
برخی از مصاحبهشوندگان که در دانشگاه تحصیل کردهاند، اظهار داشتهاند که هنگام تحصیل بهویژه از سوی دانشجویان الهیات مورد طرد واقع شدهاند. پیشداوری معمولاً در جایی ظهور میکند که نگاه «من و دیگری» وجود داشته باشد.
«بهویژه در دانشگاه (در دانشگاه آتاتورک تحصیل کردم). بدون اینکه چیزی را بیاموزند، بسیار پیشداوری میکردند. گویی من حتی شهادتین را هم نمیدانستم. بدون آشنایی با ذات موضوع، پیشداوری زیاد بود. بهویژه در رشتههای دینی و الهیاتی. در کافهتریا و خوابگاه زیاد با آن مواجه شدم. کسانی که پیشداوری داشتند، برخی از آنها به شکل نژادپرستانهای از میان دینداران بودند، کسانی که تعصب فرقهای داشتند. در حالی که کسی که مثل من در یک خانواده اینچنینی رشد کرده، چنین رفتاری نمیکند. دوستان من چنین مشکلی نداشتند، ولی بقیه داشتند.» (K24، ۴۰ ساله، مهندس).
«گاهوبیگاه ما را طرد کردهاند. من مثلاً در دانشگاه الازیغ تحصیل کردم. مناطقی مانند ملاطیه، الازیغ نسبت به غرب ترکیه محافظهکارترند. حتی اگر افراطی طرد نکنند، وقتی بفهمند که تو شیعهای، با نگاه متفاوتی رفتار میکنند. سوالات عمیقی میپرسند، سعی میکنند تو را به سمت خودشان بکشانند. متوجه هستید؟» (K25، ۴۶ ساله، مهندس.)
K26 معتقد است که جامعه جعفری بهطور کلی طرد میشود. او با اشاره به اینکه در گذشته بیش از اکنون طرد میشدند، میافزاید که برخی از افراد رادیکال آنها را اصلاً مسلمان نمیدانند.
«آره، آره، ما طرد میشویم. بهعنوان یک جامعه، ما طرد میشویم. یعنی اصلاً به ما به چشم مسلمان نگاه نمیکنند. البته این مربوط به رادیکالهاست، معتدلها اینگونه فکر نمیکنند. اما در کل یک نوع قضاوت وجود دارد، چه در سطح سیاسی، چه... اما جدیداً، قبلاً خیلی بدتر بود. مثلاً بیست، سی سال پیش یادم هست که وقتی میگفتی شیعه، همه جامیخوردند. اما الان بهخاطر رسانهها، شبکههای اجتماعی، تلویزیون که دست همه است، مردم تحقیق میکنند، سطح سواد بالاتر رفته. کمکم این ذهنیت شکسته میشود، اما کاملاً نه. هنوز طرد شدن وجود دارد. در برخی خانوادهها هست، مسلماً». (K26، ۵۵ ساله، مهندس.)
«فکر میکنم، بستگی به فرد دارد. گاهی اتفاق میافتد. بله، در جوانی تجربهاش را داشتهام. ولی الان نه، مردم همه تحصیلکردهاند، بیسواد نیستند، اما گاهوبیگاه پیش میآید. آنهایی که متعصباند، مقرراتیاند، نمیدانم این باید اینطور باشد، آن باید آنطور باشد، میگویند دخترم را نمیدهم، با پسرشان ازدواج نمیکنم... همینطور نگاه میکنی میمانی که چه بگویی.» (K27، ۳۶ ساله، کارگر.)
«نه از منظر اعتقادی، بلکه بیشتر از منظر فرهنگی به آن نگاه میکنم. با اشغال عراق توسط آمریکا، جعفریگری در جهان شناخته شد. مثلاً در دانشگاه (دانشگاه اژه) هنگام نماز خواندن مورد طرد واقع میشدم.» (K28، ۳۶ ساله، دانشگاهی.)
توزیع نامتوازن جعفریها در ترکیه، ساختار اجتماعی را بهسمت یک جغرافیای اعتقادی تحت سلطه اهلسنت سوق داده است. جعفریها عمدتاً در مناطق مشخصی از ترکیه سکونت دارند. در مناطقی بهجز محل سکونت آنان، میان مردم اهلسنت ترکیه، اطلاعات ناقص یا نادرستی درباره جعفریها رایج است. اهلسنت در ترکیه، بهطور تجربی با محافظهکاری و در قالب مذاهب حنفی و شافعی شناخته میشود. ساختار فرهنگی رایج، بر مبنای اهلسنت شکل گرفته است. در ترکیه، مسئله ساختارگرایی فرهنگی در هویت دینی آن است که مذهب حاکم، دیگر مذاهب و اعتقادات را بهمثابه «دیگری» در نظر میگیرد.
اینکه مردم در جامعه جعفریها را «خودی» (همکیش) یا «دیگری» تلقی کنند، میتواند از فقدان یا نادرستی اطلاعات نشئت گیرد. جهانیشدن و تأثیر فناوری، نگرش مردم را نسبت به هویتهای مختلف تغییر داده است. افزون بر این، اطلاعات ناقص یا نادرست از طریق فناوری بهراحتی میتواند به اطلاعات صحیح تبدیل شود. جعفریها امروز نسبت به سی سال پیش، آسانتر میتوانند هویت خود را آشکار کنند. آنان بهنظر میرسد از وضعیت کنونی رضایت دارند، اما هنوز به دلیل تفاوت در شیوه اقامه نماز نسبت به اهلسنت، گاه مورد استبعاد و طرد قرار میگیرند. هرگاه این تفاوت با الگوی ذهنی اهلسنت از یک مسلمان همخوانی نداشته باشد، طرد و تمایز شکل میگیرد. در مقایسه با گذشته، وضعیت کنونی جامعه با افزایش سطح آموزش، پیشبینی میشود میزان طردشدگی کاهش یابد. نزدیک شدن به وضعیت ایدهآل، باور جعفریها به این نکته را تقویت میکند که آنان و اهلسنت زیر چتر مشترک «هویت مسلمان» قرار دارند.
۳.۳. وضعیت عبادت در مسجد اهلسنت
برای بررسی نحوهی مواجهه با هویت جعفریان از منظر اهلسنت، از مشارکتکنندگان خواسته شد تا دیدگاه خود را دربارهی امکان عبادت در مساجد اهلسنت بیان کنند. در ترکیه، ساختار مساجد مبتنی بر نظام اعتقادی اهلسنت است و از آنجا که مناسک جعفریان با این ساختار سازگار نیست، آنها با هزینهی شخصی اقدام به تأسیس مساجد ویژهی خود کردهاند. خدمات دینی در این مساجد توسط علمای دینیای ارائه میشود که جعفریان آنها را «مُلا» مینامند. این ملاها حقوق خود را از محل خمس و همچنین درآمد موقوفات دریافت میکنند. افزون بر وظایف دینی، ملاها در امور مربوط به ازدواج، تشییع جنازه، اختلافات خانوادگی، مسائل ارث و حل مشکلات اجتماعی نیز ایفای نقش میکنند.[21]
مساجد جعفری بهعنوان مکانهایی برای آموزش و اجرای شعائر مذهبی مذهب جعفری شناخته میشوند. از آنجا که عبادات در مساجد عمومی ترکیه مطابق با فقه اهلسنت انجام میشود، جعفریان ترجیح میدهند مساجد مستقل خود را داشته باشند. این مساجد توسط دولت حمایت مالی نمیشوند و از طریق وقفهای مستقل و کمکهای مردمی اداره میگردند. جعفریان نسبت به وابستهکردن مساجد خود به ریاست امور دینی ترکیه (دیانت) دیدگاه مثبتی ندارند؛ زیرا چنین وابستگیای را تهدیدی برای استقلال دینی خود میدانند. به همین دلیل، خمس را نهتنها واجب شرعی، بلکه یکی از ارکان حفظ آزادی دینی تلقی میکنند.[22]
در استان ایغدیر، حدود ۵۵ مسجد شیعی وجود دارد که ائمهی جماعت آنها وابسته به نهاد دیانت نیستند و عمدتاً در حوزههای علمیهی شیعه در ایران تحصیل کردهاند. مساجد شیعه و سنی بهطور کامل از یکدیگر جدا هستند و نام این مساجد اغلب برگرفته از نام دوازده امام و اهلبیت است. در مصاحبههای انجامشده، برخی از مشارکتکنندگان اظهار داشتهاند که توانستهاند در مساجد اهلسنت نماز بخوانند، در حالیکه برخی دیگر از این کار امتناع ورزیده یا احساس راحتی نکردهاند. علت اصلی این موضوع، واکنش منفی برخی از اهلسنت نسبت به شیوهی متفاوت عبادت جعفریان است.
یکی از مشارکتکنندگان K4، ۳۰ ساله، دانشجوی دانشگاه اظهار میدارد که بهرغم وجود پیشداوریهایی از سوی برخی گروههای محافظهکار، بدون مشکل خاصی در مساجد اهلسنت عبادت میکنند:
«البته که در مسجد اهلسنت ممکن است در نگاه اول مورد قضاوت قرار بگیریم، اما ما بدون نگرانی نماز خود را میخوانیم؛ بهجز در میان گروههای بسیار متعصب. امروز دیگر مانند سی–چهل سال پیش که حتی خطر جانی وجود داشت، چنین مشکلی مطرح نیست. طبیعی است که کسی که ما را نمیشناسد، رفتارمان را غیرعادی تلقی کند. انسان نمیتواند چیزی را که ندیده، بهراحتی تصور کند. بنابراین، پیشداوری وجود دارد، اما ما بدون نگرانی عبادت خود را انجام میدهیم.»
در واقع، جعفریان در اصول مشکلی با نماز خواندن در مساجد اهلسنت ندارند، اما شکل در تفاوت نماز آنها است که باعث جلب توجه دیگر نمازگزاران میشود. بهویژه بازگذاشتن دستها هنگام قیام – که برخلاف سنت اهلسنت است – موجب تصور نادرستی دربارهی نحوهی صحیح نماز میگردد و در نتیجه، باعث ایجاد نگاههای تحقیرآمیز یا طردکننده نسبت به آنان میشود. در شهرهایی که مسجد جعفری وجود ندارد یا دسترسی به آن دشوار است، جعفریان ناگزیر به استفاده از مساجد اهلسنت هستند. این موضوع گاه با این نگرانی همراه است که آیا دیگران به آنان نگاه متفاوتی خواهند داشت یا نه.
برخی مانند مشارکتکنندهی K10، ۵۵ ساله، تکنسین، راهحل را در نپیوستن به صف نماز اهلسنت یافتهاند: «بله، بارها در مسجد اهلسنت نماز خواندهام، اما در صف آنها نمیایستم، چون آنها با دست بسته نماز میخوانند و ما با دست باز. بارها این اتفاق افتاده؛ در مسجد مرکزی، در منطقهی آرالیک، در کاراکویون. اگر هنگام اذان در آن نزدیکی باشم، همانجا نماز میخوانم. برای من فرقی ندارد.»
بهطور کلی، جعفریان ساکن ایغدیر ضمن ابراز توانایی در عبادت در مساجد اهلسنت، تأکید کردهاند که گاهی با برخی پیشداوریها مواجه شدهاند.
۳.۴. نگاه تمسخرآمیز به استفاده از مُهر: آیا سنگ میپرستید؟
شیعیان هنگام سجده در نماز بر چیزهایی که از زمین میروید، مانند خاک، سنگ، صخره یا حصیر، سجده میکنند. آنان بر این باورند که پیامبر اسلام بر خاک سجده میکرده و مسلمانان را نیز به چنین عملی فرمان داده است. از نظر شیعیان، عبادت بر روی خاک، معنویت بیشتری به همراه دارد. این عمل یادآور آن است که انسان از خاک آفریده شده و به خاک بازمیگردد. شرط لازم برای صحت این عمل، پاک بودن خاک مورد استفاده در سجده است. شیعیان ترجیح میدهند از خاک کربلا ـ که محل شهادت امام حسین (ع) و مقدسترین نقطه در زمین شمرده میشود ـ استفاده کنند.[23] بدین منظور، هنگام نماز سنگ کوچکی از خاک، که به آن «مهر» گفته میشود، در محل سجده قرار میدهند تا پیشانی بر آن نهاده شود. این مهر غالباً از خاک مقدس کربلا ساخته میشود.
افرادی که در مساجد اهلسنت نماز میخوانند و از مهر استفاده میکنند، گاه با نگاهها و واکنشهای تحقیرآمیز مواجه میشوند. شیعیان هنگام نماز در مساجد اهلسنت، با قرار دادن مهر روی زمین، گاه از سوی نمازگزاران سنی به «خارج از دین بودن» متهم میشوند. تفاوتهای صوری در شیوه عبادت، سبب میشود تا شیعیان در معرض برچسبها و قضاوتهای مذهبی قرار گیرند.
یکی از مصاحبهشوندگان، K12، کارمند ۴۴ ساله، در این باره چنین میگوید: «در مورد مُهر، نگاههای از گوشه چشم و تمسخرآمیز را زیاد دیدهام. در ایغدیر مردم با این مسئله آشنا هستند و جامعه آن را میشناسد، اما معمولاً وقتی به شهرهای دیگر میروم، با چنین واکنشهایی مواجه میشوم. حتی گاهی بهجای مهر، از تسبیحهایی که از خاک ساخته شده استفاده کردهام تا از آن نگاههای مزاحم در امان بمانم. متأسفانه چنین مشکلی وجود دارد. کسی نمیپرسد، فقط نگاه تحقیرآمیز میاندازد و انسان را طوری میبیند که گویی خارج از دین است.»
استفاده از تسبیح خاکی بهجای مهر، تلاشی برای پنهانسازی هویت مذهبی در برابر احتمال برچسبزنی است؛ چرا که فرد نمیخواهد واکنش منفی جامعه را برانگیزد. تفاوت در شیوه نماز یا عدم پیروی از شکل رایج آن نزد اهلسنت، موجب میشود که شیعیان با برچسبهایی چون «گمراه» یا «کافر» مواجه شوند. انجام عبادت به گونهای متفاوت از رویه غالب جامعه، زمینهساز طرد اجتماعی و انگزنی است. نشانهها و برچسبهای قالبیِ مذهبی در این زمینه دیده میشود. تفاوت در قرار گرفتن دستها هنگام نماز در میان اهلسنت و شیعیان نمونهای از این نشانههاست.[24]
K12 توضیح میدهد که چگونه تفاوتهای مذهبی آنان در نماز، موجب انگزنی از سوی اهلسنت میشود. بهدلیل اینکه جامعه ایغدیر بیشتر شیعهمذهب است، اهلسنت این منطقه با استفاده از مهر آشنا هستند؛ اما در شهرهای دیگر، به دلیل ناآگاهی، پذیرش اجتماعی کمتری وجود دارد. K12 برای پرهیز از واکنش منفی، در این شهرها بهجای مهر از تسبیحهای خاکی استفاده میکند. در چنین شرایطی، نوعی تقیه در رفتار مذهبی شیعیان مشاهده میشود؛ هرچند همین رفتار نیز گاه با نگاههای تمسخرآمیز همراه است.
K12 در ادامه درباره نگرش جامعه چنین میگوید: «همانطور که گفتم، در مورد مهر، مردم نمیدانند و آن را فقط یک سنگ میبینند. در حالی که از نظر ما، به دلیل باور فقهیمان، باید بر خاک سجده کنیم. از بین خاکها نیز برترین آنها، خاک کربلاست. آن خاک، خاکی معمولی نیست. در کربلا تولید شده و فقط به آن قالب زدهاند. سجده بر فرش، نماز را باطل میکند. چون ما معتقدیم یکی از شرایط اساسی نماز، سجده بر خاک است، پس بر آن سجده میکنیم. در شهرهای دیگر با این موضوعات زیاد مواجه میشویم؛ مثل اینکه میگویند اینها به سنگ سجده میکنند، این چیست، چرا دستباز نماز میخوانند. در شهرهای دیگر از این نوع واکنشها زیاد شنیدهایم. این نگاهها اعتقاد ما را تغییر نمیدهد؛ اما در این کشور مردم باید بتوانند آزادانه عبادت کنند. وقتی مسیحی میآید و صلیب به گردن دارد، همه با او عکس میگیرند. ولی مثلاً کسی که به زبان کردی حرف میزند، مردم ناراحت میشوند. وقتی انگلیسی حرف میزند، میگویند چه زبان قشنگی! متأسفانه جامعه را تکهتکه کردهاند؛ کردها را جدا کردهاند، جعفریها را جدا کردهاند. ما این کمبودها را تجربه میکنیم.»
در ایغدیر، به دلیل حضور پررنگ جمعیت شیعه، اهلسنت با استفاده از مهر آشنا هستند. اما در دیگر مناطق کشور که مساجد اختصاصی شیعیان وجود ندارد، استفاده از مهر در مساجد سنی با واکنشهای منفی روبهرو میشود. همانطور که K12 اشاره میکند، استفاده از مهر در عبادت یک واجب اعتقادی در مذهب جعفری است و از طریق آن، سجده بر خاک محقق میشود.
K12 نسبت به موانع ایدئولوژیک جامعه نگران است. از نظر او، جامعه از حیث هویتهای قومی و مذهبی در حال تقسیم است. اگرچه برخوردها و قضاوتهای اطرافیان باعث آزردگی او میشود، تأکید میکند که این نگاهها اعتقادش را تغییر نمیدهد و بر ضرورت آزادی عبادت در کشور تأکید دارد. نگرانی K12 نشانگر حساسیت نسبت به طرد هویت مذهبیاش در جامعه است.
امتناع از حضور در مساجد اهلسنت را میتوان یکی از نتایج ترکیب مؤلفههای دینی و فرهنگی دانست. شیعیان و اهلسنت سالهاست که در کنار یکدیگر زندگی میکنند. اما از نگاه K12بهدلیل تلاش برای تمایزگذاری و جداسازی این دو گروه، شیعیان در مساجد اهلسنت نمیتوانند آزادانه عبادت کنند.
برخی از شیعیان حتی هیچگاه به مسجد اهلسنت نرفتهاند. بهعنوان نمونه K24، مهندس ۴۰ ساله، در این باره میگوید: «نرفتهام. اگر میرفتم همانطور که بلد بودم نماز میخواندم. مادرم و دیگران وقتی به شهرهای دیگر میروند، نماز میخوانند. مسجد، خانه خداست.»
بهطور مشابه K11، کارمند ۲۴ ساله، نیز احساس میکند که بهدلیل استفاده از مهر، از سوی اهلسنت تحقیر میشود: «ما هنگام نماز پیشانی را بر مهر میگذاریم؛ آنها (اهلسنت) این کار را تحقیر میکنند.»
اما K13زن خانهدار ۶۱ ساله، دیدگاه متفاوتی دارد و فارغ از شیعه یا سنی بودن مسجد، آن را خانه خدا دانسته و با ذهنیتی باز به عبادت نگاه میکند: «قطعاً (نماز میخوانم). برای من فرقی نمیکند مسجد سنی باشد یا آذری. مسجد، خانه خداست.»
۳.۵. دشواریهای جعفریبودن در ترکیه
جعفریان اظهار میدارند که در گذشته در حوزههای دینی خود با فشارها و طردهایی مواجه بودهاند. برخی از مشارکتکنندگان در گفتوگوها معتقدند که این فشارها در گذشته شدیدتر بوده و امروزه کاهش یافتهاند، در حالی که برخی دیگر بر این باورند که این وضعیت همچنان ادامه دارد. بهگفته مشارکتکننده شماره ۱ (K1)، بهطور کلی در موضوع مذاهب نوعی تبعیض تجربه میشود. از آنجا که از دوران عثمانی تاکنون مذهب غالب، حنفی بوده است، نه تنها مذهب جعفری، بلکه مذاهبی همچون شافعی و حنبلی نیز مورد پذیرش کامل قرار نگرفتهاند: «... در مسئله مذاهب واقعاً تبعیض زیادی تجربه میشود، اگر بگوییم نمیشود دروغ گفتهایم. باید انسانها به یکدیگر احترام بگذارند. مذاهب ممکن است وسیلهای برای هدایت باشند، اما کسی نباید مانع راه دیگری شود. بهویژه در ترکیه، از دوره عثمانی به این سو، نظام بیشتر بر مذهب حنفی بنا شده است. مذهب شافعی یا حنبلی هم انگار چندان مورد قبول نیست، چون رایجترین مذهب اکنون حنفی است. علویان و جعفریان هم با مشکلاتی مواجهاند، اگر بگوییم نیستند، دروغ گفتهایم. یکی از اساتید من اهل آغری بود، شافعی مذهب بود. با یکی از اساتید حنفی وارد مشاجره شده بود. بعد از آن گفت: “فقط کافیست عبادت کنیم، من شافعیمذهب هستم.” همه ما میخواهیم به خدا برسیم، برای همین عبادت میکنیم. یعنی هرکس میتواند به گونه متفاوتی عبادت کند. برای همین نوعی پیشداوری وجود دارد. از آنجا که مذهب حنفی رایجتر و قدرتمندتر است، اکثریت را دارد. وقتی اکثریت با آنهاست، مذاهب دیگر را مورد پیشداوری قرار میدهند. (K1، ۴۶ ساله، معلم)
تجزیهوتحلیل K1 از وضعیت تبعیضآمیز در مورد مذاهب، مبتنی بر سلطه اکثریت است. اقلیت بودن جعفریان از لحاظ عددی، آنها را در موقعیتی اقلیتوار قرار داده و همین امر سبب شده است که با پیشداوری و بیگانگی مواجه شوند. مشارکتکننده شماره ۳ (K3) نیز اظهار میدارد که نسبت به گذشته، امروزه جعفریان فعالیتهایی همچون برگزاری مراسم عاشورا که هویت مذهبی آنها را آشکار میسازد، با سهولت بیشتری انجام میدهند: «در گذشته مشکلاتی وجود داشت، اما اخیراً هیچ مشکلی وجود ندارد. مثلاً میتوانند آزادانه عبادت کنند، به مسجد بروند. در سالهای نخست جمهوری، زمانی که قوانین انقلابی اجرا شد، قانونی در مجلس تصویب شد مبنی بر بستن تکیهها و زاویهها. در چارچوب این قانون، وقتی جعفریان در ماه محرم عزاداری میکردند، برای آنان نیز محدودیتهایی وضع شد. با گذشت زمان، نه تکیهای باقی ماند، نه زاویهای. هرکس راه خود را یافت. اکنون جماعتها وجود دارند. در حال حاضر، در میان شیعیان نیز هیچ مشکلی وجود ندارد. خدا را شکر.» (K3، ۶۰ ساله، روستایی).
مشارکتکننده شماره ۷ (K7) که روحانی است، در فعالیتهای مذهبی جعفری مشارکت فعالی دارد. وی به بیان مشکلاتی میپردازد که در دوران ۱۲ سپتامبر (کودتای نظامی ۱۹۸۰) بهدلیل باورهای مذهبی خود تجربه کرده است. با این حال، وی معتقد است که در بیست سال اخیر این وضعیت تا حد زیادی بهبود یافته و اکنون مذاهب در فضایی آزادتر به حیات خود ادامه میدهند. همچنین، وی خاطرنشان میکند که فعالیتهای انجمنها و سفرهای خارجی خود را بدون هیچگونه محدودیتی انجام میدهد: «در گذشته بود، در گذشته بود. اما ما میگوییم: "اگر کسی را نقد میکنی، حقش را هم ضایع نکن". در دولتهای قبلی مشکلاتی داشتیم. در مسجدها و نمازخانهها مشکلاتی داشتیم. وقتی به ایران رفتیم، مثلاً در زمان ۱۲ سپتامبر ما را دستگیر کردند. گفتند: چرا برای تحصیل به ایران رفتهاید؟ میخواهید نظام ایران را به اینجا بیاورید. شکنجههای بسیاری به ما دادند، ما را زندانی کردند، پاسپورت ندادند، شناسنامه ندادند، وقتی به ادارات میرفتیم کارهای ما را انجام نمیدادند. اینها را در سوابق ما ثبت کردند. همیشه خواستند ما را تحقیر کنند. اما در بیست سال گذشته، همانطور که گفتم، "اگر کسی را نقد میکنی، حقش را هم ضایع نکن"، در این بیست سال من دموکراسی را بیشتر احساس کردهام، بهویژه در زمینه مذاهب، آزادی بیشتر است، حقطلبی بیشتر است. تبلیغ آزادتر شده است، سفر به ایران راحتتر شده است. من آنقدر احساس آزادی کردهام که حتی یک مفتی را برداشتهام و با خود به ایران بردهام. بنابراین، مشکلاتمان قبلاً بود، اما اکنون به تدریج از بین رفتهاند. امروز من میتوانم انجمن تأسیس کنم، آموزش دهم. امروز میتوانم شاگردانی در حوزه فقه تربیت کنم. میتوانم برای تحصیل به ایران بفرستم، گردشگرانی به آنجا بفرستم. وقتی بازمیگردم، مشکلی ندارم. امروز شاید میگویم مجوزی که دولت به اهل سنت نمیدهد، به من میدهد. من مراسم عاشورا را برگزار میکنم.» (K7، ۵۵ ساله، روحانی)
«میتوانم بگویم که راحتترین کشور جهان برای ماست.» (K5، ۳۶ ساله، شاغل آزاد.)
بهزعم K7جعفریان در ترکیه، از دوران جمهوری به این سو، در مقاطعی بهدلیل هویت مذهبی خود با طرد و مشکلاتی مواجه شدهاند، اما امروزه این وضعیت تا حد زیادی کاهش یافته است. از منظر او، طرد هویتی و حاشیهرانی جعفریان از طریق سازوکارهای سیاسی اعمال شده است. در حالی که مشارکتکننده شماره ۵ (K5) بر این باور است که ترکیه شاید از راحتترین کشورها برای زندگی مذهبی در میان پیروان مذهب جعفری باشد. در گفتوگوهای انجامشده، اکثر مشارکتکنندگان تأکید دارند که امروزه، همانند گذشته، بهدلیل هویت مذهبی خود با مشکل جدی مواجه نیستند. وضعیت پیشتر اشارهشده بیگانگی در حین عبادت نیز نه از سوی نهادهای دولتی یا سیاسی، بلکه ناشی از رفتارهای فردی برخی از شهروندان سنیمذهب بوده است.
۳.۵.۱ - ناراحتی از تعبیر «با زنجیر خود را زدن»
از منظر روانشناسی اجتماعی، فرد ممکن است با الگوبرداری و تقویت اجتماعی، به انجام رفتاری مبادرت ورزد تا پاداشی دریافت کند یا از تنبیهی اجتناب ورزد. برای مثال، کودکی ممکن است با الگوبرداری از والدین خود، پیش از صرف غذا دعا بخواند، یا فردی برای جلب رضایت همسرش درکی از باور دینی متفاوتی کسب کند. زمانی که با فردی همانندسازی میکنیم، تمایل داریم چون او باشیم و با رفتارمان این همانندسازی را به اثبات برسانیم؛ از جمله اینکه چون او بیندیشیم و چون او رفتار کنیم.[25] در تشیع دوازدهامامی، بهویژه در مذهب جعفری، عزاداری برای واقعه کربلا بهمثابه همانندسازی با امام حسین (ع) تلقی میشود و هدف از آن درک و بازتجربه درد و رنج آن فاجعه است. این یادبودها بهصورت آیینهای گوناگون سالانه در ماه محرم برگزار میگردد.
بر اساس تحلیل دینی دورکیم، هر عبادتی دارای دو وجه است: وجه منفی و وجه مثبت. عظمت انسان در مواجهه با درد و توانایی او برای تحمل آن تجلی مییابد. انسان برای خدمت به خداوند باید از خود فراتر رود؛ بنابراین، عبادت مثبت تنها در صورتی امکانپذیر است که فرد از حقوق و خواستههای خود بگذرد، از نفس خود فاصله بگیرد و در مسیر رنج دیدن، تمرین یابد. انسان باید از درد نهراسد و شجاع باشد. امر مقدس، از آن رو که از دیگر موجودات مجزا و متمایز است، در حیطه نظم دینی قرار میگیرد. برای ارتباط با امر مقدس، انسان باید از تعلقات غیردینی خویش رها شود. بدون نوعی کنارهگیری نسبی یا کامل از زندگی سکولار، نمیتوان به زیست دینی عمیق و واقعی دست یافت. در این میان، عبادت منفی نقشی مقدماتی و واسطهگونه دارد و شرط ضروری برای ورود به عبادت مثبت است.[26]
دورکیم عبادت منفی را چنین شرح میدهد: «عبادت منفی مقدمهای برای ورود به عبادت مثبت است. گاه این عبادت تا حد افراط پیش میرود، به گونهای که نظام ممنوعیتها تمام وجود فرد را در بر میگیرد. پارسای زاهد، با روزهداری، بیخوابی ارادی، انزوا، سکوت و بهطور کلی، با تحمل رنجهایی فراتر از اعمال عادی دینداری، قداستی خاص برای خود رقم میزند. این پرهیزها و مشقتها خالی از درد نیستند. انسان نمیتواند بدون مغلوب ساختن طبیعت خود و در تضاد با تمایلات طبیعیاش، از این جهان رهایی یابد. به دیگر سخن، عبادت منفی بدون درد شکل نمیگیرد. رنج، شرط ضروری آن است. از همینرو انسانها خودِ رنج را بهعنوان نوعی آیین پذیرفتند.»[27]
از این منظر، زدن زنجیر بر پشت، بهمنظور مشارکت در درد امام حسین (ع)، مرحلهای از عبادت منفی تلقی میشود که به عبادت مثبت تبدیل میگردد. مردانی که بهصورت گروهی و هماهنگ، لباس سیاه پوشیده و با زنجیر به پشت خود میزنند، در قالبی شبیه آیینهای ریاضتکشانه و با ذکرهای جمعی، به بازنمایی رنج میپردازند. در استان ایغدیر، آیینهای مختلفی برای گرامیداشت واقعه کربلا در ماه محرم برگزار میشود و در آن گروههایی از مردان که «دسته» نامیده میشوند، با زنجیر بر پشت خود میزنند تا با رنج امام حسین (ع) همدلی کنند.
به اعتقاد گولپینارلی، سینهزنی، زدن زنجیر بر پشت، پوشیدن کفن، زخمی کردن سر و جاری کردن خون، بهمثابه بازنمایی امام حسین (ع)، شهدای کربلا و اسارت اهل بیت، نوعی تئاتر دینی است که عقل آن را نمیپذیرد. وی با استناد به نقل قولی از امام حسین (ع) که خواهر خود را از لطمه زدن به صورت و بلند گریستن نهی کرده بود، این اعمال را موجه نمیداند.[28] با این حال، گریستن برای امام حسین (ع) از سوی محبان ایشان طبیعی تلقی میشود. شیعیان دوازدهامامی، بهویژه جعفریان، در آیین عاشورا با اشک و ناله، اندوه خود را در قالب واکنشهای بدنی ابراز میکنند.
در این مراسم، عزاداران در هنگام راهپیمایی روز عاشورا، با بلندگوهای بزرگ و پخش نوحه، فضای سوگواری را تقویت میکنند. این همراهی با موسیقی نوحه و حرکاتی چون «سینهزنی» (ضربه به سینه با دست)، «سرزنی» (ضربه به سر با دست) و «دستهکشی» (ضربه زدن با زنجیر به پشت) به یک آیین مذهبی-فرهنگی با ویژگیهای فرقهای تبدیل میشود. سینهزنی در میان زنان بهصورت نواختن آرام دست راست بر سینه و در میان مردان بهصورت ایستاده و با دو دست و بهشکلی محکمتر انجام میشود.[29] در این آیین، برای عزاداری امام حسین (ع) و یارانش، سینهزنی و دستهکشی با زنجیر انجام میشود و گاه ضربه با تیغ بر سر نیز مشاهده میگردد. هرچند این اعمال برای ناظری بیرونی بسیار شگفتانگیز یا حتی هراسآور میتواند باشد، برای شرکتکنندگان احساسی معنوی، شجاعانه و عمیق دارد. از این رو، مواجهه نخستین با چنین آیینی میتواند سبب تعجب یا ناراحتی شود. چنانکه یکی از مصاحبهشوندگان به نام K11 میگوید: «جعفری بودن دشواریهایی دارد. مثلاً یک غریبه میآید، ما اینجا دستهکشی میکنیم. او آن را تحقیر میکند. وقتی زنجیرزنی را خوار میشمارند، من ناراحت میشوم.» (K11، ۲۵ ساله، کارمند.)
در ایغدیر، جعفریان در طول ماه محرم لباسهایی به رنگ تیره میپوشند. اعضای «دسته» لباسهایی خاص دارند که بهطور سفارشی دوخته میشود. این لباسها سیاهرنگ هستند و برای زنجیرزنی، پشت بدن باید باز باشد. در هوای سرد، روی لباسها ژاکت یا کاپشن میپوشند، اما هنگام زنجیرزنی این پوششها را کنار میگذارند. در روز عاشورا همه مانند کسی که به تشییع جنازه میرود، لباس میپوشند.[30] در پژوهش باکرلی درباره جعفریان ایغدیر، رابطهای بین میزان تحصیلات و شرکت در «دسته» دیده شده است. هرچند دستهکشی راهی برای درک رنج امام حسین (ع) دانسته میشود، اما با افزایش سطح تحصیلات، مشارکت در آن کاهش مییابد. برای نمونه، شرکتکنندگانی با تحصیلات دبیرستان یا دانشگاهی، دستهکشی را موضوعی میدانند که به درستی فهم نشده و بر این باورند که حتی بدون زنجیرزنی نیز میتوان رنجهای امام حسین (ع) را درک کرد.»[31]
مصاحبهشونده K11 از تحقیر آیین عزاداریشان ناراحت است، اما برای ناظری که نخستینبار با این صحنهها مواجه میشود، پذیرش آن آسان نیست. چراکه با چنین شیوهای از عزاداری پیشتر برخورد نداشته و ممکن است دچار شگفتی و اضطراب گردد. جعفریان ایغدیر خواستار مشارکت سنیان ساکن این منطقه در عزاداری هستند و این را لازمه ایمان مشترک به پیامبر اسلام میدانند. از آنجا که اعمالی چون تیغزنی میتواند ذهنیت منفی درباره جعفریان ایجاد کند، رهبران مذهبی این گروه تلاش دارند تا این اعمال را به سوی اقداماتی چون اهدای خون در روز عاشورا هدایت کنند.
۳.۵.۲ نوحهسرایی برای قتل حضرت حسین [ع] در آیین عزاداری عاشورا
شهادت حضرت حسین [ع] در کربلا، برای پیروان مذهب جعفری حادثهای بسیار مهم و دردناک است و در عین حال، نماد ایدئولوژیکی است که معانی نمادین گوناگونی را در خود جای داده است. شهادت حضرت حسین [ع] همچنین نماد مقاومت در برابر ظلم و بیعدالتی نیز هست. پیروان مذهب جعفری هر سال بهمنظور بزرگداشت عزای کربلا، آیینهایی را برگزار میکنند.
مطابق برخی دیدگاهها، امام حسین (ع) به دعوت کوفیان به سوی کوفه حرکت کرد و در کربلا به شهادت رسید؛ و کسانی که به خاطر این حادثه دچار عذاب وجدان شده و در عزای کربلا اشک ریختند، همان کسانیاند که بعدها خود را شیعه نامیدند.[32] مشارکتکنندهی شمارهی K13، ناراحتی خود را از اینگونه تعبیرات و کنایات ابراز میدارد. از سخنان وی میتوان دریافت که اهمیت عزاداری عاشورا بهدرستی درک نشده و از سوی برخی با پیشداوریهایی مواجه شده است: « عبادات ما را بیمعنا و مضحک میدانند. مثلاً وقتی وارد عزاداری امام حسین میشویم، میگویند خودتان او را کشتهاید و حالا خودتان دارید برایش گریه میکنید، عزاداری میکنید.» (K13، ۶۱ ساله، خانهدار.)
۳.۵.۳. معرفی نادرست مذهب جعفری و نقش نهاد دیانت در این زمینه
در ترکیه، نهاد دیانت بر مبنای مذهب اهل سنت تأسیس شده است. برخی از مصاحبهشوندگان جعفری، دشواریهای زندگی بهعنوان یک شیعهی جعفری در ترکیه را با تأکید بر نقش نهاد دیانت توضیح دادهاند. مشارکتکنندهی K18 بر این باور است که جامعهی ترکیه شناخت کافی از شیعیان جعفری ندارد. به اعتقاد وی، پیشداوریهایی که نسبت به پیروان مذهب جعفری وجود دارد، بهواسطهی ترک بودن ایشان تا حدی از میان رفته است: «من فکر میکنم که در اساس، جعفریها بهاندازهی کافی شناختهشده نیستند. یعنی جعفریگری بهدرستی معرفی نشده است. من معتقدم با معرفی شهروندان وابسته به مذهب جعفری، پیشداوریها در این زمینه تا حدی از میان رفته است. تُرک بودن جعفریها از نظر قومی، در رفع این پیشداوریها مؤثر بوده است. مشکل اصلی، ناشناختهماندن است. من فکر میکنم که نهاد دیانت و دانشکدههای الهیات با معرفی جانبدارانه و نادرست از شیعه، به تقویت این وضع دامن زدهاند.» (K18، ۵۶ ساله، دانشگاهی).
این فرد بر این باور است که هویت مذهبی میتواند مورد طرد و طعنه قرار گیرد. با این حال، حتی در صورت تفاوت هویت مذهبی، اشتراک در هویت قومی میتواند از میزان طرد و تمایز بکاهد.
شناخت کافی از شیعیان وجود ندارد، و از همین رو پیشداوریها ادامه دارد. فرد دیگری در این مورد چنین بیان میکند: «البته در سالهای اخیر این روند تا حدی تغییر کرده است. با استفاده از کتابها و منابعی که منتشر شدهاند، سعی شده است اصالت جعفریگری توضیح داده شود. وقتی این معرفی صورت میگیرد، پیشداوریها کاهش مییابد؛ اما همچنان دشواریهایی در زمینهی همگرایی و همدلی وجود دارد.» (K19، ۵۷ ساله، دانشگاهی.)
K19 بر این نکته تأکید دارد که با معرفی کافی و درست از جعفریگری، پیشداوریها قابل اصلاح است. این معرفی میتواند از طریق منابع مکتوب و کتابها انجام گیرد. هرچه جامعه بیشتر بداند، کمتر قضاوت نادرست خواهد داشت.
«الحمدلله، شاید به دلیل ماهیت نظام فعلی، ما راحت عبادت خود را انجام میدهیم. اگر کمی به عقب بازگردیم، در ۳۰ سال گذشته مشکل خاصی نداشتهایم.» (K23، ۴۷ ساله، روحانی.)
بر اساس اظهارات مشارکتکنندگان، قوانین دورهای ممکن است بر وضعیت جعفریها تأثیر گذارده باشد. امروزه، زندگی مشترک اقلیتهای قومی و مذهبی متفاوت، موجب گسترش مدارا و همزیستی شده است. در ترکیه میتوان بازتابهایی از این وضعیت را مشاهده کرد. گاه در سطح گفتمانهای دینی، از سوی برخی اهلسنت نگاههای منفی به شیعیان دیده میشود. با این حال، در منطقهی ایغدیر این وضعیت بهشکلی ملایمتر بروز میکند و همزیستی مذاهب مختلف، روحیهی مدارا را افزایش داده است.
۳.۵.۴. طرد و تفکیک ناپیدا
اروینگ گافمن برای توضیح تأثیرات اجتماعی، زندگی اجتماعی را به نمایش تئاتر تشبیه میکند. او با بهرهگیری از این مشابهت نمایشی، تأثیرات اجتماعی را توضیح میدهد.[33] گافمن با استفاده از دو بخش آشکار صحنه و پشتصحنهی پنهان، به تبیین الگوهای اجتماعی میپردازد. مشابه این الگوی اجتماعی را میتوان در مصاحبهها با شیعیان جعفری مشاهده کرد؛ بدین معنا که طرد اجتماعی علیه آنان گاه بهصورت آشکار در صحنهی اجتماع، و گاه بهصورت پنهان در پشتصحنه روی میدهد.
مشارکتکنندهی K25، دشواریهای زندگی بهعنوان یک جعفری را به ریشههای تاریخی جدایی سیاسی در آغاز اسلام نسبت میدهد. وی میگوید که در کشورهای خاورمیانه طرد مذهبی بهشکل بارزی رخ میدهد. هرچند در ترکیه طرد آشکار کمتر است، اما در عرصهی اجتماعی نوعی طرد پنهان مشاهده میشود. یکی از مصادیق این طرد، بر اساس گفتههای K25 و K4، در فرآیند استخدامهای دولتی است؛ جایی که سؤالاتی با هدف شناسایی هویت مذهبی فرد پرسیده میشود: «والا دشواریِ جعفری بودن برمیگردد به آنچه در آغاز گفتم: اسلام از ابتدا با سیاست ادامه یافت. چون در مسیر سیاست قرار گرفت، به فرقهها تقسیم شد. این جداییها به این شکل پدید آمد. مثلاً در کشور خودمان، هرچند خیلی احساس نمیشود، نسبت به کشورهای دیگر وضع خیلی بهتر است. هرچند به چشم نمیآید، اما چیزی عمیقتر وجود دارد. گرچه احساس نمیشود، ولی چنین چیزهایی هست. مثلاً میپرسند "ریشهات چیست؟"، "در آیین محرم شرکت میکنی؟"، "در آنکارا پرسیدند: آیین محرم را تأیید میکنی؟ دیدگاهت چیست؟". البته در مقایسه با خاورمیانه فشار واضحی نیست، اما در جاهایی مثل مصاحبهها چنین چیزهایی وجود دارد.» (K25، ۴۶ ساله، مهندس.)
«بهنظر من در ترکیه، جعفری بودن هیچ دشواریای ندارد. البته نمیتوانم دربارهی همهچیز این را بگویم. وقتی پای ورود به نهادهای رسمی و دولتی در میان باشد، البته آن هم اکنون مخصوص برخی محافل خاص و گروههای مذهبی شده است. یعنی فقط دربارهی ما نیست. در آن سطح، گاه دشواریهایی هست.» (K4، ۳۰ ساله، دانشجوی دانشگاه.)
3.5.5. اجبار به تأسیس گتوهای خودی در کلانشهرها
با ظهور مدرنیته، ساختار شهرها یکنواخت نبوده است. شهرها از مجموع نواحی مختلفی تشکیل میشوند که بر اساس نوع ساکنان دائمی یا بازدیدکنندگان و گذرندگان تعریف میشدند. مرزهای این مناطق گاهی بهروشنی مشخص و گاهی درهمتنیده بود. در شهرهای معاصر، نواحی قابل سکونت محصور و به گتو تبدیل شده ساکنان شهر از خارج این محدودهها کنار گذاشته میشدند. این گتوها به مالکیت گروهی در آمده، برچسبگذاری شده و تابلوهای ممنوعیت ورود نصب میشد. در این مناطق ممنوعه، افراد بیگانه زندگی کرده ساکنان شهر از آنها دوری میکنند.[34]
افراد با ادیان، قومیتها یا مذاهب مختلف یا کسانی که از مناطق روستایی به کلانشهرها مهاجرت میکنند، معمولاً ساختار همگن خود را حفظ میکنند و در نواحی خاصی که همپیشینه دارند، زندگی میکنند. این وضعیت برای جعفریها نیز صدق میکند. جعفریهایی که از منطقه ایغدیر به استانهای مختلف مهاجرت کردهاند، در مناطق مجاور یکدیگر ساکن شده به مرور زمان مسجد خود را در این مناطق بنا کرده اند.
«در استانبول، ازمیر، آنکارا، تورگوتلو، ایغدیر، قارص و دیگر مناطقی که جعفریها بهطور فشرده در آنجا زندگی میکنند. بُرشهایی از این مناطق مانند بورسا، تجمع بیشتری دارند. در سایر مناطق جمعیت کمتر است. بیشترین تراکم جعفریها در این مناطق است. البته اذان را عجیب میدانند و نماز با دست باز را غیرعادی میشمارند. به طور مثال در منطقه هالکالی، جعفریهای توزلوجا در یک محدوده محدود زندگی میکنند. یکی از دوستانم پرسید: "آیا این افراد را میشناسی؟" من گفتم: "شبیه توزلوجا هستند." همه توزلوجاییاند. یعنی آنها مجبورند به آنجا بروند چون در جاهای دیگر نمیتوانند موقعیت اجتماعی بیابند. طرد میشوند. در ازمیر و استانبول، مجبورند در هالکالی، گونگورن، باغچیلار بهتدریج تجمع کنند. مسجد و انجمنهای خود را میسازند، جشنها و مراسم ختنهسوران دارند. آنجا یک فضای اجتماعی برای خود یافتهاند. سایر فضاهای اجتماعی از نظر دینی آنها را نمیپذیرند، اما مشکل قومیتی وجود ندارد. مشکل از نظر مذهبی است. آنها را ایرانینما یا نزدیک به ایران میدانند.» (K26، ۵۵، مهندس.)
از نظر آماری، استانهای اصلی که جعفریها بهطور گسترده به آنها مهاجرت کردهاند، استانبول، ازمیر و آنکارا هستند. احساس تعلق مشترک مذهبی و قومی جعفریها، تأثیر مهمی بر پراکنش مکانی آنها داشته است. در استانبول، جعفریها عمدتاً در محله هالکالی بهصورت خوشهای زندگی میکنند. به گفته K26، این زندگی مشترک از سر اجبار است؛ زیرا در مناطق فاقد حضور جعفریها نمیتوانند موقعیت اجتماعی مناسبی پیدا کنند. تفاوت در نحوه اقامه نماز جعفریها نسبت به اهل سنت و همچنین تفاوت هویت مذهبیشان، با وجود اشتراک هویت قومی، مانع پذیرش آنها توسط اکثریت اهل سنت است. بههمین دلیل، جعفریها مجبور به ایجاد گتوهای خودی در شهرهای مهاجرپذیر شده و در محلههای خاصی ساکن میشوند، مسجد خود را ساخته و در اطراف آن سکونت مییابند.
قابل ذکراین که
بدون توجه به سطح فرهنگی، دین و گروههای دینی تحت تأثیر شرایط اجتماعی قرار دارند. دین در زندگی فرهنگی با حوزههای مختلفی از جمله خانواده، اقتصاد، نهادهای اجتماعی و ساختارهای جامعه رابطه متقابل دارد. به عبارت دیگر، زندگی اجتماعی دین را تحت تأثیر قرار میدهد و دین نیز زندگی اجتماعی را شکل میدهد. هر دینی بهویژه در آغاز ظهور، نمیتواند از تأثیر جامعهای که در آن شکل گرفته دور بماند. در جوامع یکسان، باورها و مناسک دینی نشاندهنده تأثیرات ساختار اجتماعی هستند. دین در شرایط خاص پدید میآید و توسط بخشهایی از جامعه حفظ میشود. یکی از این ادیان، اسلام است. جعفریها بهعنوان پیروان دین اسلام، هویت مذهبی خود را نتیجه تعامل دین و ساختار اجتماعی به دست آوردهاند. علاوه بر زمینه تاریخی حوادث اسلامی، وضعیتهای جامعهشناختی معاصر نیز در شکلگیری این هویت تأثیرگذار است. برچسبگذاریها و انگهایی که هویت آنها را مخدوش میکند، عمدتاً بهخاطر تعلق مذهبیشان نسبت به سایر مذاهب مشاهده میشود. با این حال، نگاه جعفریها به مذاهب اسلامی رویکردی یکپارچهتر دارد. از نظر آنان، همه مذاهب اسلامی عبادت به خدا هستند. لیکن به دلیل عدم اطلاعرسانی در مساجد اهل سنت و مراکز عبادتی آنان، نسبت به جعفریها تعصبات ناشی از ناآگاهی شکل میگیرد.
یکی از مسائلی که موجب انگ و پیشداوری علیه جعفریها شده، نحوه اقامه نماز آنهاست. جعفریها نمازهای عصر و عشاء را به صورت جمع برگزار میکنند که این موضوع باعث برداشت نادرست از تعداد وقتهای نماز آنها شده است. تفاوتهای فقهی جعفریها میتواند منجر به تبعیض و طرد آنان در زندگی اجتماعی و مذهبی شود. برخی جعفریها معتقدند که اختلافات و پیشداوریهای مبتنی بر ایمان و مناسک بین مسلمانان عمدتاً از سوی دشمنان اسلام برای ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی بهصورت هدفمند ایجاد میشود.
استانهای عمدهای که جعفریها به آنها مهاجرت کردهاند، کلانشهرهایی چون استانبول، ازمیر و آنکارا هستند. تعلق مشترک مذهبی و قومی جعفریها بر توزیع جغرافیایی آنها اثرگذار است. مهاجرت از مناطق روستایی به شهرهای بزرگ، باعث گتو شدن آنها در محلهها و مناطق خاص شده است. بر اساس اظهارات شرکتکنندگان، این وضعیت نتیجه اجبار مهاجران برای تجمع جهت یافتن فضای اجتماعی است.
نتیجه دیگر حاصل از گفتههای جعفریها، دشواریهای آنها در عرصه عمومی است. برای مثال، برخی دانشجویان جعفری ممکن است با پیشداوری از سوی دانشجویان اهل سنت مواجه شوند. بیشتر جعفریهای بالای چهل سال اظهار میکنند که نسبت به گذشته مذهبیتر و آزادانهتر زندگی میکنند. آنان گاه از کاهش تبعیض و طرد در عرصه عمومی نسبت به گذشته سخن میگویند. به باور جعفریها، یکی از راههای مهم کاهش تبعیض، تغییر نگرش روحانیون اهل سنت نسبت به آنان است. به طور مثال، سخنرانی مفتیها در مراسم عاشورا در ماه محرم پیام وحدت و همبستگی میان اهل سنت و جعفریها را منتقل میکند. رفتار رهبران دینی نسبت به «دیگری» بر نگرش و رفتار اعضای جامعه مؤثر است.
از دیگر موضوعاتی که جعفریها احساس تبعیض در آن دارند، استفاده از مهر در نماز و اقامه نماز با دست باز است. در فضای عمومی، فردی جعفری که بخواهد در مسجدی غیر از مسجد خود نماز بخواند، ممکن است با سوالات کنجکاوانه یا نگاههای ملامتآمیز مواجه شود. هنگام نماز، استفاده از مهر—که معمولاً سنگ کوچکی است که هنگام سجده روی پیشانی گذاشته میشود—توجه سایر نمازگزاران را جلب میکند. این امر دو نوع واکنش ایجاد میکند: پرسشهای کنجکاوانه برای فهم، و نگاههای تمسخرآمیز. هر دو برای فرد نمازگزار مزاحمتآفرین است. برای اجتناب از این وضعیت، برخی جعفریها به جای مهر از تسبیح ساختهشده از خاک استفاده میکنند.
تلاش جعفریها برای پنهان کردن هویت مذهبیشان به دلیل اجتناب از تبعیض و طرد است و این هویت مذهبی پیامدهای فرهنگی و دینی در عرصه اجتماعی به دنبال دارد. در نتیجه، جعفریها ممکن است در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با تبعیض مواجه شوند. سختیهای زندگی به عنوان یک جعفری در ترکیه متغیر است و به شرایط زندگی آنها بستگی دارد.
فرایند اجتماعیشدن و شکلگیری مفهوم «ما» و «دیگری» در افراد باعث میشود جعفریها به عنوان «دیگری» درک شوند. این حس تبعیض و طرد پیامدهای جامعهشناختی به همراه دارد. گسترش خدمات دینی مادی و معنوی از سوی دیانت به نفع جعفریها خواهد بود. یکی از کاستیهای مشاهدهشده در تحقیق، اجرای خدمات دینی جعفریها به صورت خودجوش است. ارتباط درست با رهبران دینی جعفریها ضروری است. معرفی صحیح جعفریها از طریق دیانت، همزیستی مذهبی در جامعه را ارتقاء خواهد داد. در ترکیه، جعفریها به اندازه کافی شناخته شده نیستند و این ناشناختگی منجر به طرد آنها و پیشداوریها میشود. اطلاعرسانی به عموم درباره جعفریها، شکستن این پیشداوریها را تسهیل خواهد کرد.
با توجه به ماهیت دولت اجتماعی ترکیه، حساسیت و توجه نهادهای دولتی نسبت به مشکلات جعفریها برای نظم اجتماعی اهمیت دارد. مناطق سکونت جعفریها از تنوع اجتماعی بالایی برخوردارند و بنابراین حساسیت ویژهای لازم است. اگرچه در ایغدیر روحانیون اهل سنت و جعفری با هم دیدار میکنند، در سطح ملی باید رهبران اهل سنت و جعفری از روشهای مختلف گردهم آیند. تعامل نزدیک رهبران، الگویی برای وحدت اجتماعی خواهد بود. جعفریها خارج از مناطق متمرکز زندگی، مانند ایغدیر و استانبول، کمتر دیده شده و مورد توجه قرار گرفتهاند. توجه و حمایت ویژه برای آنان نیز لازم است.
- کتابنامه
Algül, H. (2009). Kanayan bir yara gönül sızlatan bir facia Kerbela. Ensar Neşriyat.
Bakırlı, H. (2019). Kars Caferilerinde dini hayat. [yüksek lisans tezi]. Necmettin Erbakan Üniversitesi.
Batson, C. D., Schoenrade, P., Ventıs, W.L. (2017). Din ve birey, sosyal psikolojik bir yaklaşım, (Çev. A. Kuşat, A. Taştan). Kayseri: Kimlik.
Bauman, Z. (2018). Parçalanmış hayat, (Çev. İ. Türkmen). İstanbul: Ayrıntı.
Becker, H. S. (2019). Mesleğin incelikleri sosyal bilimlerde araştırma nasıl yürütülür, (Çev. L. Ünsaldı vd.). Ankara: Heretik.
Büyükkara, M. A. (2013). İslam kaynaklı mezheplerin Ortadoğu’daki coğrafi dağılımı ve tahmini nüfusları. M. Okumuş, C. Hakyemez (Ed.), Ortadoğu’nun geleceği açısından Şii-Sünni ilişkileri içinde (s. 209-233). Çorum Belediyesi Kültür Yayınları.
Daftary, F. (2016). Şii İslam tarihi, (Çev. A. F. Yıldırım). İstanbul: Alfa.
Durkheim, E. (2005). Dini hayatın ilkel biçimleri, (Çev. F. Aydın). İstanbul: Ataç.
El Hadi C. (2011). Caferi Şiileri tanıyalım, (Çev. C. Bendiderya). İstanbul: Kevser.
Eröz, M. (1990). Türkiye’de Alevilik Bektaşilik. Kültür Bakanlığı Yayınları.
Fığlalı, E. R. (2008). İmamiye Şiası. Ağaç Kitabevi Yayınları.
Gölpınarlı, A. (2005). Yeni Gülizar-ı Haseyn Kerbela vakası. Ataç Yayınları.
Gölpınarlı, A. (2007). Tarih boyunca İslam mezhepleri. Pınar Yayınları.
Güngör, A. (2017). Türkiye’de Caferi topluluğun konumu ve değişim dinamikleri üzerine değerlendirmeler. İnsan ve Toplum Dergisi, 7(1), 69-88. https://dx.doi.org/10.12658/human.society.7.13.M0211
Hilmi, F. A. (2009). İslam tarihi. Ağaç Kitabevi Yayınları.
Kaplan, D. (2003). Geçici nikah/mut’a ve Hz. Hüseyin’in toprağı üzerine secde etme: Şiiliğe eleştirel bakış. Necmettin Erbakan Üniversitesi İlahiyat Fakültesi Dergisi, 15(15), 273-283.
Kara, A. (2019). Iğdır Caferileri halk bilimi araştırması [yüksek lisans tezi]. Mersin Üniversitesi.
Kuleyni, İ. (2002). Usul-u kâfi (1. Cilt). Dar’ul Hikem.
Muharremi, G. H. (2013). Şia tarihi, (Çev. H. Karacan). Kevser Yayınları.
Mutlu, İ. (1995). Tarihte ve günümüzde Caferilik. Mutlu Yayıncılık.
Paden, W. (2012). Durkheim’in din araştırması ve öğretisini yeniden değerlendirme, Clarke P. (Der.), “Din Sosyolojisi Kuram ve Yöntem”, (ss. 75-99), (Çev. İhsan Çapçıoğlu). İmge Kitabevi.
Sarıkaya, M. & S., Ümit, M. (2020). İslam mezhepleri tarihi. Nobel Yayıncılık.
Slattery, M. (2020). Sosyolojide temel fikirler. Sentez Yayıncılık.
Türkiye Caferileri Sitesi. 9 Temmuz 2023 tarihinde https://www.caferilik.com/caferilik-nedir/ adresinden edinilmiştir.
[1] Hilmi, 2009, s. 366
[2] Fığlalı, 2008, s. 172
[3] وبسایت جعفریان ترکیه، 2023
[4] Muharremi, 2013, s. 63.
[5] Daftary, 2016, s. 77
[6] Daftary, 2016, s. 78
[7] Mutlu, 1995, s. 84
[8] Kuleyni, 2002, s. 504
[9] Kuleyni, 2002, s. 504
[10] Kuleyni, 2002, s. 504
[11] Kuleyni, 2002, s. 35
[12] Sarıkaya ve Ümit, 2020, s. 95
[13] Gölpınarlı, 2007, s. 189
[14] El-Hadi, 2011, s. 30
[15] Mutlu, 1995, s. 402
[16] Mutlu, 1995, s. 413
[17] Mutlu, 1995, s. 424
[18] Büyükkara, 2013, s. 17
[19] Becker, 2019, s. 121
[20] Slattery, 2020, s. 189
[21] Kara, 2019, s. 52
[22] Kara, 2019, s. 52
[23] El-Hadi, 2011: 36
[24] Paden, 2012, s. 93
[25] Batson et al., 2017, p. 62
[26] Durkheim, 2005, pp. 63–65
[27] Durkheim, 2005, p. 66
[28] Gölpınarlı, 2005, p. 11
[29] Bakırlı, 2019, p. 53
[30] Kara, 2019, p. 64
[31] Bakırlı, 2019, p. 189
[32] Algül, 2009
[33] Batson et al., 2017
[34] Bauman, 2018, s. 182
نظر شما