مزایا و مشکلات اکوسیستم محلی فرهنگ در ترکیه

گزارش «اکوسیستم محلی فرهنگ در ترکیه» (Türkiye’de Yerel Kültür Ekosistemi)، تهیه‌شده توسط واحد مطالعات سیاست‌گذاری فرهنگی بنیاد فرهنگ و هنر استانبول (İKSV) در چارچوب برنامه مطالعات حمایتمندی اتحادیه اروپا، تصویری جامع از وضعیت فرهنگ در سطح محلی ترکیه ارائه می‌دهد.

گزارش اکوسیستم محلی فرهنگ در ترکیه که  (Türkiye’de Yerel Kültür Ekosistemi) در چارچوب برنامه مطالعات حمایتمندی اتحادیه اروپا توسط واحد مطالعات سیاست‌گذاری فرهنگی بنیاد فرهنگ و هنر استانبول (İKSV) تهیه شده، یکی از مطالعات جامع سال‌های اخیر درباره وضعیت فرهنگ در سطح محلی ترکیه به شمار می‌رود. این گزارش بر پایه یک پژوهش میدانی گسترده در سال ۲۰۲۳ شکل گرفته است. اهمیت آن در این نکته نهفته است که برخلاف بسیاری از مطالعات فرهنگی در ترکیه که عمدتاً بر استانبول و نهادهای مرکزی تمرکز دارند، در این تحقیق وضعیت شهرها، شهرداری‌ها، سازمان‌های جامعه مدنی، فعالان مستقل فرهنگ و هنر و شهروندان به صورت هم‌زمان بررسی شده است.

چارچوب مفهومی این مطالعه بر این فرض استوار است که فرهنگ را نباید صرفاً مجموعه‌ای از رویدادها، برنامه‌ها یا محصولات هنری دانست، بلکه باید آن را به عنوان یک «اکوسیستم» مورد مطالعه قرار داد. بر این اساس، حیات فرهنگی هر شهر حاصل تعامل میان مجموعه‌ای از بازیگران دولتی، شهری، مدنی، خصوصی و مستقل است و کیفیت این حیات بیش از آنکه به تعداد جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها یا کنسرت‌ها وابسته باشد، به نوع روابط میان این بازیگران، نحوه توزیع منابع، میزان مشارکت در تصمیم‌گیری، سطح دسترسی عمومی و استمرار سیاست‌ها بستگی دارد. نویسنده گزارش برای تحلیل این اکوسیستم از چارچوب «ارزیابی هزاره اکوسیستم» استفاده کرده و حوزه فرهنگ را از منظر خدمات تأمینی، حمایتی، مدنی و تحول‌آفرین بررسی کرده است.

روش تحقیق نیز از نقاط قوت اصلی این مطالعه است. پژوهش میان مارس تا اکتبر ۲۰۲۳ با استفاده هم‌زمان از روش‌های کمی و کیفی انجام شده و در مجموع شامل ۱۳۹ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته در ۱۲ شهر، جلسات گروه متمرکز با حضور ۱۵۷ نفر از ۳۰ شهر، ۴۰۶ پرسشنامه آنلاین و یک نظرسنجی حضوری با مشارکت ۱۲۴۵ نفر بوده است. شهرهای مرسین، تونجلی، ازمیر، دیاربکر، قونیه، بورسا و اردو به عنوان شهرهای محوری انتخاب شده‌اند و پس از زلزله ۶ فوریه، شهرهای ملاتیا، آدی‌یامان، قهرمان‌مرعش، غازی‌آنتپ و هاتای نیز به دامنه مطالعه افزوده شده‌اند. انتخاب این شهرها با هدف ارائه نمایندگی آماری مستقیم از مناطق صورت نگرفته، بلکه کوشش شده است تنوع اقتصادی، جمعیتی، جغرافیایی، فرهنگی و زیرساختی شهرهای مختلف در نمونه تحقیق بازتاب یابد.

یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش این است که ترکیه از نظر تعداد فعالیت‌های فرهنگی در سطح محلی با خلأ مطلق مواجه نیست. در بسیاری از شهرها برنامه‌های متعدد در حوزه جشنواره، موسیقی، تئاتر، برنامه‌های کودکان، دوره‌های آموزشی، صنایع دستی، نشست‌های ادبی، نمایشگاه‌های هنری و برنامه‌های محیط‌زیستی برگزار می‌شود. همچنین در شهرهای مختلف شبکه‌هایی از انجمن‌ها، گروه‌های هنری، جمع‌های داوطلبانه، تئاترهای آماتور، مراکز فرهنگی و فعالان مستقل وجود دارند که بخشی از پویایی فرهنگی شهرها را شکل می‌دهند. از این منظر، مشکل اصلی اکوسیستم فرهنگی ترکیه را نمی‌توان کمبود کامل تولید فرهنگی دانست؛ بلکه مسئله اساسی در نحوه اتصال اجزای این اکوسیستم و ضعف سازوکارهای پایدار همکاری میان آنهاست.

در سطح محلی، شهرداری‌ها از قدرتمندترین بازیگران حوزه فرهنگ محسوب می‌شوند. این جایگاه فقط ناشی از بودجه آنها نیست، بلکه شهرداری‌ها مجموعه‌ای از امکانات شامل سالن‌ها، فضاهای فرهنگی، ساختمان‌ها، امکانات لجستیکی، شبکه تبلیغات شهری، نیروی انسانی، تجهیزات فنی و دسترسی مستقیم به شهروندان را در اختیار دارند. به همین دلیل، بسیاری از سازمان‌های فرهنگی مستقل نیز برای اجرای برنامه‌های خود، حتی در صورت تمایل به حفظ استقلال، ناگزیر از همکاری با شهرداری‌ها هستند. با این حال، گزارش نشان می‌دهد که این همکاری در بسیاری از موارد به دلیل عدم توازن منابع و قدرت، رابطه‌ای برابر نیست و سازمان‌های مدنی نسبت به شهرداری‌ها در موقعیت ضعیف‌تری قرار می‌گیرند.

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که در گزارش مورد تأکید قرار گرفته، شخصی‌شدن سیاست فرهنگی در سطح محلی است. بر اساس نظرسنجی انجام‌شده از نمایندگان شهرداری‌ها، ۸۹ درصد پاسخ‌دهندگان، شهردار را از مؤثرترین بازیگران در برنامه‌ریزی فعالیت‌های فرهنگی دانسته‌اند و ۹۱ درصد نیز معتقدند شهردار در تعیین سیاست فرهنگی نقش تعیین‌کننده دارد. در همان حال، ۷۳ درصد نمایندگان سازمان‌های جامعه مدنی تأکید کرده‌اند که روابط شخصی در ایجاد همکاری با شهرداری‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند. این وضعیت نشان می‌دهد که در بسیاری از شهرها، سیاست فرهنگی هنوز به اندازه کافی نهادمند نشده و تغییر مدیران یا گرایش‌های سیاسی می‌تواند به تغییر گسترده در جهت‌گیری فرهنگی شهر منجر شود. گزارش صریحاً اشاره می‌کند که با تغییر مدیریت یا نگرش سیاسی حاکم، ممکن است کل فضای فرهنگی شهر دستخوش تغییر شود.

از این منظر، گزارش میان «فعالیت فرهنگی» و «سیاست فرهنگی» تمایز مهمی برقرار می‌کند. برگزاری مکرر کنسرت، نمایشگاه، جشنواره یا برنامه‌های مناسبتی به خودی خود به معنای وجود یک سیاست فرهنگی پایدار نیست. سیاست فرهنگی زمانی شکل می‌گیرد که اهداف، اولویت‌ها، مخاطبان، معیارهای انتخاب، بودجه، سازوکارهای مشارکت و افق زمانی نسبتاً روشن وجود داشته باشد. در غیر این صورت، فعالیت فرهنگی به مجموعه‌ای از رویدادهای مقطعی تبدیل می‌شود که با تغییر مدیران یا اولویت‌های سیاسی قابل تغییر است. بنابراین یکی از نیازهای اصلی اکوسیستم فرهنگی ترکیه، حرکت از مدیریت رویدادمحور به سمت برنامه‌ریزی فرهنگی بلندمدت و نهادمند است.

یکی دیگر از یافته‌های مهم تحقیق، تفاوت قابل توجه میان ارزیابی شهروندان، شهرداری‌ها و سازمان‌های فرهنگی است. در پاسخ به این پرسش که خدمات فرهنگی شهرداری‌ها تا چه میزان انتظارات را برآورده می‌کند، ۵۹ درصد شهروندان و ۶۲ درصد نمایندگان شهرداری‌ها ارزیابی نسبتاً مثبت ارائه کرده‌اند، در حالی که این رقم در میان نمایندگان سازمان‌های فرهنگی به تنها ۱۸ درصد کاهش یافته است. این تفاوت نشان می‌دهد که معیار ارزیابی شهروندان ممکن است عمدتاً بر تعداد یا دسترسی به رویدادها متمرکز باشد، در حالی که فعالان حرفه‌ای فرهنگ علاوه بر تعداد برنامه‌ها، به مسائلی مانند کیفیت، استمرار، مشارکت، استقلال، شفافیت و امکان تأثیرگذاری بر تصمیمات توجه می‌کنند.

موضوع بودجه نیز از مشکلات ساختاری جدی در این اکوسیستم است. بر اساس داده‌های گزارش، در سال ۲۰۲۲ حدود ۱.۷ درصد از بودجه مدیریت‌های محلی در ردیف خدمات فرهنگی قرار گرفته است. همچنین ۶۱ درصد نمایندگان شهرداری‌ها و ۸۳ درصد نمایندگان سازمان‌های جامعه مدنی، تأمین منابع مالی را یکی از اصلی‌ترین مشکلات خود در اجرای برنامه‌های فرهنگی دانسته‌اند. با این حال، یکی از نکات قابل توجه این است که مطالبه اصلی بسیاری از سازمان‌های فرهنگی از شهرداری‌ها صرفاً دریافت حمایت مالی نیست. تنها حدود ۲۰ درصد از نمایندگان این نهادها تأمین مالی را مهم‌ترین انتظار خود اعلام کرده‌اند، در حالی که حدود ۴۰ درصد بر ضرورت مشارکت در فرآیند تعیین سیاست‌های فرهنگی محلی تأکید کرده‌اند.

این یافته نشان می‌دهد که بخش مهمی از جامعه فرهنگی ترکیه بیش از آنکه خواهان رابطه‌ای مبتنی بر حمایت مالی یک‌طرفه باشد، به دنبال مشارکت در فرآیند سیاست‌گذاری است. از این منظر، یکی از مسیرهای اصلی اصلاح اکوسیستم فرهنگی، گذار از مدل «حامی و دریافت‌کننده حمایت» به مدل «شراکت در سیاست‌گذاری فرهنگی» است. این امر مستلزم ایجاد نهادهای مشورتی، شوراهای فرهنگی، سازوکارهای مشارکتی و فرآیندهای شفاف تصمیم‌گیری است تا انجمن‌ها، هنرمندان و متخصصان بتوانند در تعیین اولویت‌های فرهنگی شهر نقش داشته باشند.

در کنار مسئله مشارکت، استقلال سازمان‌های فرهنگی نیز یکی از محورهای مهم گزارش است. پژوهش نشان می‌دهد که در برخی همکاری‌های مشترک میان شهرداری‌ها و نهادهای مدنی، شهرداری‌ها نه تنها منابع بلکه شکل اجرای برنامه، محتوای تبلیغات، نحوه ارائه خبر و حتی میزان دیده‌شدن سازمان‌های همکار را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، برنامه‌ای که در اصل حاصل همکاری چند بازیگر است، ممکن است در نهایت صرفاً به عنوان فعالیت رسمی شهرداری معرفی شود. این وضعیت باعث می‌شود توازن میان حمایت عمومی و استقلال فرهنگی به یکی از چالش‌های اصلی همکاری‌های محلی تبدیل شود.

از نظر دسترسی شهروندان، یافته‌های گزارش نیز بسیار قابل توجه است. ۸۱ درصد افراد شرکت‌کننده در نظرسنجی عمومی گفته‌اند کمتر از میزان دلخواه خود در فعالیت‌های فرهنگی مشارکت می‌کنند. در میان فعالیت‌های فرهنگی، بازدید از اماکن تاریخی و رفتن به سینما بیشترین میزان مشارکت را داشته‌اند، اما در سایر حوزه‌ها میزان مشارکت پایین‌تر از نیمی از جمعیت نمونه است. این امر نشان می‌دهد که عرضه گسترده برنامه فرهنگی لزوماً به معنای مشارکت گسترده شهروندان نیست.

مشکل اطلاع‌رسانی نیز در این میان نقش مهمی دارد. تنها ۹ درصد شهروندان گفته‌اند به اندازه دلخواه در فعالیت‌های فرهنگی شهرداری‌ها مشارکت می‌کنند. در همان حال، فقط ۲۱ درصد اعلام کرده‌اند که عمدتاً از برنامه‌های فرهنگی اطراف خود مطلع‌اند و ۳۱ درصد گفته‌اند به اندازه کافی از این فعالیت‌ها خبر ندارند. این داده‌ها در حالی به دست آمده که ۹۰ درصد نمایندگان شهرداری‌ها و ۶۹ درصد نمایندگان سازمان‌های مدنی معتقدند برنامه‌های آنها به مخاطبان هدف می‌رسد. این فاصله نشان‌دهنده وجود شکاف قابل توجه میان تصور برنامه‌ریزان فرهنگی و تجربه واقعی مخاطبان است.

در نتیجه، مسئله دسترسی فرهنگی را نمی‌توان فقط با رایگان‌کردن برنامه‌ها حل کرد. حتی برنامه رایگان نیز اگر در مکانی دور از دسترس برگزار شود، زمان نامناسب داشته باشد، حمل‌ونقل عمومی مناسبی برای آن وجود نداشته باشد یا شهروندان از آن اطلاع نداشته باشند، عملاً برای بخش‌هایی از جامعه غیرقابل استفاده خواهد بود. از همین رو، سیاست فرهنگی عادلانه باید علاوه بر هزینه بلیت، زمان، فاصله، حمل‌ونقل، اطلاع‌رسانی، امکانات افراد دارای معلولیت و توزیع جغرافیایی برنامه‌ها را نیز در نظر بگیرد.

در سطح اجتماعی، گزارش نقش فرهنگ را فراتر از تفریح و سرگرمی می‌داند. فرهنگ می‌تواند به عنوان ابزاری برای تقویت همزیستی، گفت‌وگو، شناخت متقابل و کاهش فاصله میان گروه‌های اجتماعی عمل کند. این موضوع به‌ویژه در شهرهای دارای تنوع قومی، مذهبی، زبانی و مهاجرتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، جشنواره، موسیقی، سینما، ادبیات، صنایع دستی و سایر فعالیت‌های فرهنگی می‌توانند فضای مشترکی برای تماس اجتماعی ایجاد کنند. به همین دلیل، معیار موفقیت یک برنامه فرهنگی نباید فقط تعداد شرکت‌کنندگان باشد، بلکه باید تأثیر اجتماعی آن نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. گزارش نیز هشدار می‌دهد که تمرکز بیش از حد بر شاخص‌های کمی می‌تواند موجب کم‌اهمیت شدن مشارکت، گفت‌وگو، کیفیت و استمرار برنامه‌ها شود.

یکی دیگر از ابعاد مهم این مطالعه، بررسی نقش فرهنگ در شرایط بحران و بلایای طبیعی است. تجربه زلزله ۶ فوریه ۲۰۲۳ نشان داده است که مراکز فرهنگی می‌توانند در نخستین مراحل بحران کارکردهایی فراتر از وظایف معمول خود پیدا کنند و به محل اسکان، توزیع کمک، گردهمایی یا هماهنگی اجتماعی تبدیل شوند. پس از عبور از مرحله اضطراری نیز فعالیت‌های فرهنگی می‌توانند در بازسازی روابط اجتماعی، بازگشت کودکان به زندگی عادی، سوگواری جمعی و حفظ حافظه اجتماعی نقش داشته باشند. از این منظر، زیرساخت فرهنگی بخشی از ظرفیت تاب‌آوری شهری محسوب می‌شود، نه حوزه‌ای تجملی و ثانویه.

همچنین گزارش به نقش فرهنگ در تحول زیست‌محیطی و شهری توجه ویژه دارد. فعالیت‌های فرهنگی می‌توانند موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، آلودگی، مصرف، مدیریت پسماند و حفاظت از طبیعت را از سطح مباحث تخصصی به حوزه آگاهی عمومی منتقل کنند. در سطح شهری نیز فضاهای فرهنگی می‌توانند محله‌ها را فعال کنند، گردشگری را توسعه دهند، اقتصاد شبانه ایجاد کنند و به بازسازی هویت شهری کمک کنند. با این حال، گزارش تأکید دارد که چنین مداخلاتی باید با مشارکت ساکنان و در ارتباط با نیازهای واقعی آنها انجام شود و نباید صرفاً به پروژه‌های عمرانی یا برندینگ شهری محدود شود.

یکی از نتایج مهم این چارچوب آن است که وجود ساختمان‌ها و مراکز فرهنگی متعدد، به خودی خود نشانه قوت اکوسیستم فرهنگی نیست. اگر یک شهر دارای سالن، موزه یا مرکز بزرگ فرهنگی باشد، اما گروه‌های مستقل امکان استفاده از آن را نداشته باشند یا شهروندان مناطق مختلف به آن دسترسی نداشته باشند، ظرفیت بالقوه آن محقق نخواهد شد. بنابراین آنچه اهمیت دارد صرفاً تعداد فضاها نیست، بلکه نحوه مدیریت، توزیع و دسترسی به آنهاست.

از سوی دیگر، گزارش مشکلات حوزه فرهنگ را تنها متوجه نهادهای عمومی نمی‌داند. سازمان‌های مدنی و فرهنگی نیز نیازمند اصلاح در ساختارهای داخلی خود هستند. شفافیت مالی، دموکراتیک‌بودن تصمیم‌گیری، جلوگیری از تمرکز مدیریت در دست افراد محدود و اطلاع‌رسانی روشن به اعضا و مخاطبان از جمله موضوعاتی است که باید در سازمان‌های مستقل نیز مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، توسعه اکوسیستم فرهنگی مستلزم ارتقای هم‌زمان استانداردهای حکمرانی در نهادهای عمومی و مدنی است.

در بخش جمع‌بندی، گزارش مدلی از سیاست فرهنگی محلی را پیشنهاد می‌کند که در آن نقش شهرداری بیش از آنکه تولید مستقیم همه فعالیت‌های فرهنگی باشد، به سمت «تنظیم‌گری، تسهیل‌گری و فراهم‌کردن زیرساخت» حرکت کند. در چنین الگویی، جامعه مدنی، هنرمندان، متخصصان و دیگر بازیگران فرهنگی نیز باید در فرآیند تصمیم‌گیری و طراحی سیاست‌ها حضور داشته باشند. گزارش بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مشارکتی، شفافیت در تخصیص منابع، تدوین معیارهای روشن حمایت، ایجاد فرصت برابر برای دسترسی به امکانات و گسترش فعالیت‌های فرهنگی در خارج از مراکز شهری تأکید می‌کند.

در مجموع، مهم‌ترین نتیجه این مطالعه آن است که مسئله اصلی فرهنگ در سطح محلی ترکیه کمبود مطلق فعالیت فرهنگی نیست، بلکه ضعف نهادمندی، مشارکت، هماهنگی و توزیع عادلانه منابع است. در بسیاری از شهرها، هنرمند، انجمن، شهرداری، دانشگاه، فضای فرهنگی، جشنواره و مخاطب وجود دارد، اما روابط میان این عناصر هنوز به اندازه کافی منسجم و پایدار نشده است. از این رو، چالش اصلی را می‌توان در پنج محور خلاصه کرد: شخصی‌شدن تصمیم‌گیری، کوتاه‌مدت‌بودن برنامه‌ها، تمرکز جغرافیایی و نهادی منابع، ضعف مشارکت جامعه مدنی در سیاست‌گذاری و شکاف میان عرضه برنامه‌های فرهنگی و دسترسی واقعی شهروندان.

از منظر همکاری‌های فرهنگی خارجی نیز یافته‌های این گزارش قابل توجه است. هر نهاد یا کشور خارجی که قصد توسعه فعالیت فرهنگی در ترکیه را داشته باشد، بهتر است به جای تمرکز صرف بر نهادهای مرکزی یا شهرداری‌ها، اکوسیستم هر شهر را به طور مستقل شناسایی کند. همکاری مؤثر معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که شهرداری، سازمان‌های جامعه مدنی، دانشگاه‌ها، مراکز تخصصی و شبکه فعالان مستقل به صورت هم‌زمان در نظر گرفته شوند. در این الگو، شهرداری می‌تواند زیرساخت و امکانات فراهم کند، دانشگاه محتوای علمی و استمرار ایجاد کند، نهاد مدنی ارتباط با جامعه محلی را تأمین نماید و هنرمندان و فعالان مستقل پیوند مستقیم با میدان فرهنگی را برقرار کنند.

بر این اساس، برای طراحی هر پروژه فرهنگی در شهرهای ترکیه، پیش از انتخاب برنامه باید نقشه‌ای از بازیگران محلی، منابع، ظرفیت‌ها، روابط میان نهادها، گروه‌های مخاطب، فضاهای فرهنگی و محدودیت‌های موجود تهیه شود. چنین رویکردی به‌ویژه برای فعالیت‌های بین‌المللی اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد در ترکیه نمی‌توان یک مدل واحد همکاری فرهنگی را برای همه شهرها به کار گرفت. هر شهر دارای تاریخ، ساختار اجتماعی، ظرفیت نهادی، اولویت فرهنگی و شبکه محلی ویژه خود است و طراحی موفق پروژه باید بر اساس همین ویژگی‌ها صورت گیرد.

در نهایت، گزارش «اکوسیستم محلی فرهنگ در ترکیه» نشان می‌دهد که آینده سیاست فرهنگی محلی در این کشور بیش از آنکه به افزایش تعداد برنامه‌ها وابسته باشد، به توانایی بازیگران مختلف برای «همکاری مشترک» بستگی دارد. ایجاد فضایی مشارکتی، فراگیر، برابر و حق‌محور مستلزم آن است که شهرداری‌ها، سازمان‌های مدنی، متخصصان، هنرمندان و شهروندان نه به عنوان بازیگران جدا از یکدیگر، بلکه به عنوان اجزای مرتبط یک اکوسیستم دیده شوند. گزارش نیز در نتیجه‌گیری نهایی خود تأکید می‌کند که شکل‌دادن چنین اکوسیستمی تنها از طریق گردهم‌آمدن بازیگران مختلف و طراحی مشترک سیاست‌ها ممکن است و توجه به ویژگی‌های محلی و تنوع فرهنگی ترکیه باید نقطه آغاز این مسیر باشد.

واحد ترجمه و پژوهش رایزنی فرهنگی ج.ا.ا در آنکارا

کد مطلب 27450

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =