مدرسه دینی ترنس ها در پاکستان

ترنس ها یا تراجنسیتی در جامعه به شدت سنتی پاکستان با مشکلات و چالش های بسیاری دست و پنجه نرم می کنند. آنها اغلب از سوی خانواده های خود ترک می شوند به همین دلیل اکثریت آنها در مکان های مختلف به صورت گروهی زندگی می کنند. جامعه ترنس ها جامعه فراموش شده در پاکستان است به نحوی که به دلیل رویکرد نامناسب مردم از تحصیل در مراکز آموزشی از جمله دانشگاه باز می مانند. رانی خان یک ترنس پاکستانی با تاسیس یک مدرسه دینی توانست زندگی دهها ترنس را دچار تحول کند.

ترنس ها یا تراجنسیتی در جامعه به شدت سنتی پاکستان با مشکلات و چالش های بسیاری دست و پنجه نرم می کنند. آنها اغلب از سوی خانواده های خود ترک می شوند به همین دلیل اکثریت آنها در مکان های مختلف به صورت گروهی زندگی می کنند. جامعه ترنس ها جامعه فراموش شده در پاکستان است به نحوی که به دلیل رویکرد نامناسب مردم از تحصیل در مراکز آموزشی از جمله دانشگاه باز می مانند. رانی خان یک ترنس پاکستانی با تاسیس یک مدرسه دینی توانست زندگی دهها ترنس را دچار تحول کند.

رانی خان تا حدود یک سال پیش مانند دیگر ترنس ها  در پاکستان زندگی می‌کرد و به گفته خودش گرایشی به دین نداشت. اما پس از آن حادثه ای در زندگی او رخ داد که سبک زندگی و شخصیت وی  را تغییر داد.

رانی می گوید که یکی از دوستان ترنس او در یک حادثه رانندگی جان خود را از دست داد. چند روز بعد از مرگش خوابش را دیدم که میگفت ما خدا را فراموش کرده بودیم. به گفته رانی، این خواب تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشت و گرایش او به دین را افزایش داد.

پس از آن رانی خان عزم خود را برای فراگیری علوم دینی بویژه قرآن کریم جزم کرد بنابراین در قدم نخست در یک مدرسه ثبت نام کرد. اما دانش آموزان دیگر در آنجا به من نگاه معناداری می کردند. به همین دلیل احساس ناخوش آیندی داشتم. پس از مدتی آن مدرسه را ترک کرده نزد مادرم مشغول فراگیری قرآن شدم.

مدرسه دینی ترنس ها در پاکستان

رانی می گوید در این مدت که برای اقامه نماز در مسجد محل، لباس مردانه می پوشیدم، مردم محل که مرا می شناختند، دوست نداشتند با من در یک صف بایستند. بیشتر اوقات هم پیش می آمد که وقتی مردم برای اقامه نماز جماعت صف می کشیدند، مردم ده قدم از من فاصله می گرفتند.

رانی می گوید که رفتار مردم در مسجد باعث شد که او احساس بدی کند، پس از آن تصمیم گرفت که پول جمع کند و یک مدرسه دینی تأسیس کند که در آن زنان ترنس آموزش دینی ببینند. امروز در اسلام آباد حوزه علمیه ای وجود دارد که توسط هیچ عالم دینی و معلم سنتی اداره نمی شود، بلکه مدیریت و اداره آن در دست رانی خان است.

کسانی که در این مدرسه دینی تحصیل می کنند نه مرد هستند و نه زن، بلکه ترانس هایی هستند که می خواهند زندگی خود را صرف تعلیماتی کنند که خداوند حکم آن را صادر کرده است.  اما تأسیس مدرسه دینی و یافتن مکانی برای آن چندان کار آسانی نبود. رانی توضیح می‌دهد که برای راه‌اندازی مدرسه دنبال یک خانه بزرگ می گشت که اتاق های زیادی داشته باشد.

وی میگوید که هیچ کس در مناطق مختلف حاضر نبود خانه ای با این ویژگی ها به من اجاره دهد. او پس از مدت ها کشمکش موفق شد خانه ای اجاره ای در حومه اسلام آباد پیدا کند.

رانی می‌گوید پس از آن با چالش جذب ترانس ها مواجه شدم او میگوید در ابتدا با بسیاری از ترانس ها گفتگو کردم و از آنها برای تحصیل علوم دینی دعوت کردم، اما در ابتدا هیچکس حاضر نشد به این مدرسه بیاید. اکثریت مردم جامعه پاکستان فکر می کنند که ترانس ها نمیتوانند مسلمان واقعی باشند. من میخواستم ثابت کنم که این آن چیزی نیست که مردم فکر می کنند.

رانی در ادامه افزود: اکثریت ترنس ها هم فکر می کنند که خدا آنها را فراموش کرده است به همین دلیل است که آنها این گونه خلق شده اند اما من عزمم را جزم کرده بودم که این طرز فکر را خاتمه دهم به همین منظور تلاش های مضاعفی انجام دادم که در نتیجه پس از گذشت چند ماه تعداد داوطلبان برای فراگیری قرآن به 40 نفر رسید.

مدرسه دینی ترنس ها در پاکستان

رانی می‌گوید حالا به همه ترنس هایی که به مدرسه او می‌آیند، ماهیانه حقوق ماهیانه نیز می‌دهد و هزینه‌های مدرسه را خودش تقبل می‌کند. وی گفت: با توجه به علاقه تراجنسیتی ها به صورت ماهانه لوازم آرایش نیز به آنها داده می شود.

بابی که در این مدرسه تحصیل می کند میگوید که وقتی خانواده‌اش متوجه شدند او ترنس است از ترس بی آبرویی در محله  و فامیل ها وی را از خانه راندند. پس از آن بود که من جایی برای سرپناه نداشتم و از جامعه نیز رانده شده بودم. بابی میگوید که پس از مدتی سرگردانی، یک روز برای گذراندن شب در پناهگاهی که توسط دولت در راولپندی ایجاد شده بود، رفتم. مردم آنجا با چشمان بسیار عجیبی به من نگاه می کردند، به همین دلیل ترسیدم و به دلیل آن ترس تمام شب را بیدار ماندم.

بابی می گوید به شدت از زندگی مایوس شده بودم و برای سیر کردن شکمم دستفروشی می کردم. من از ابتدا خدا را دوست داشتم و یک ارتباط درونی بین من و خدا برقرار بود اما نمیتوانستم خدا را به خوبی درک کنم الان که در این مدرسه تحصیل می کنم و قرآن را فرا میگیرم به خوبی میتوان پیام خدا را دریافت کنم.

ثریا نیز در این مدرسه دینی قرآن می آموزد. او می گوید وقتی پلیس مرا به اتهام گدایی دستگیر کرد، در کل شهر کسی نبود که ضمانت شخصی من را بکند تا آزاد شوم. اما رانی که از دستگیری من مطلع شده بود مرا از زندانی آزاد کرد.  

ثریا می گوید الان از آموزش تعلیمات مذهبی در این مرکز دینی خوشحال هستم و احساس آرامش می کنم الان تمام روز را در مرکز دینی می مانم، به غیر از نظافت اینجا، به تراجنسیتی هایی که برای آموزش دینی می آیند هم خدمت می کنم».

رانی که مسئولیت این مدرسه را بر عهده دارد می گوید که این مدرسه تنها متعلق به تراجنسیتی ها  نیست و هیچکس از آمدن به اینجا منع نمی شود.

رانی میگوید که هیچ گونه تهدیدی از سوی هیچ سازمان افراطی مبنی بر تعطیلی مدرسه دریافت نکرده است اما گلایه دارد که رهگذرانی که از جلوی مدرسه عبور می کنند با چشم های عجیب و غریب به مدرسه نگاه می کنند.به گفته وی متاسفانه ترانس ها در جامعه پاکستان به جایگاه خود به عنوان یک انسان نرسیده اند.

از سوی دیگر رانی که فقط تا مقطع ابتدایی درس خوانده است، می گوید که پس از آموزش دینی به این تراجنسیتی ها، قصد دارد مدرسه و دبیرستان نیز احداث کند تا ترانس ها بتوانند علوم روز دنیا را نیز فرا گیرند زیرا که بسیاری از آنها از سوی خانواده هایشان طرد شده اند و فرصت تحصیل از آنها گرفته شده است.

منبع خبر: بی بی سی  

لینک خبر: https://www.bbc.com/urdu/pakistan-55258024

کد خبر 13387

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =