1- مقدمه
یک ضربالمثل چینی میگوید: «اگر برای یک سال برنامهریزی میکنید، برنج بکارید. اگر برای یکدهه برنامهریزی میکنید، درخت بکارید. اگر برای یک عمر برنامهریزی میکنید، مردم را آموزش دهید.» این گفته به زیبایی نشاندهندهی نقش حیاتی آموزش در پیشرفت پایدار جوامع است. نلسون ماندلا نیز به درستی آموزش را «قویترین سلاحی که میتوانید برای تغییر جهان از آن استفاده کنید» توصیف کرده است. این سخنان به ما یادآوری میکند که آموزش نه تنها ابزار تغییر فردی، بلکه محرک اساسی برای توسعهی اجتماعی، عدالت و برابری است.
با اینحال، در شرایطی که جهان هر ساله ۲۴ ژانویه را بهعنوان «روز جهانی آموزش» گرامی میدارد و از این فرصت برای تأکید بر اهمیت این حق اساسی بشری استفاده میکند، میلیونها انسان در سراسر جهان از دسترسی به آموزش محروم هستند. در میان این بحران جهانی، وضعیت آموزش در افغانستان، بهویژه پس از تسلط دوبارهی طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، به یکی از نمادهای آشکار نقض حقوق بشر تبدیل شده است. این رژیم مستبد و سرکوبگر، نه تنها زنان و دختران افغانستان را از دسترسی به مدارس و دانشگاهها محروم کرده است، بلکه امید به آیندهای روشن را نیز از آنان گرفته است. براساس گزارشهای بینالمللی، میلیونها دختر در افغانستان بهدلیل سیاستهای ظالمانهی طالبان از آموزش محروم شدهاند. این محرومیت پیامدهایی گستردهای بر توسعهی انسانی، اقتصادی و اجتماعی این کشور خواهد داشت.
از سوی دیگر، تحولات تکنولوژیک و ظهور فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، فرصتهای بینظیری برای گسترش دسترسی به آموزش ایجاد کردهاند. اما در جوامعی محروم و استبدادزده، نبود زیرساختهای آموزشی و محدودیتهای اجتماعی باعث شده است که این فناوریها بهجای کاهش نابرابریها، شکافهای آموزشی را عمیقتر کنند. افغانستان فعلی مثال عینی این واقعیت است. شعار امسال روز جهانی آموزش با تأکید بر «هوش مصنوعی و آموزش: حفظ ارادهی انسانی در دنیای سیستمهای خودکار»، نشاندهندهی ضرورت توجه به نقش بیبدیل انسان در فرآیندهای آموزشی است. این شعار نه تنها فرصتی برای بازاندیشی دربارهی تأثیر فناوری بر آموزش است (هرچند پرداختن به این شعار موضوع این نوشتار نیست)، بلکه به ما یادآوری میکند که بدون حفظ کرامت انسانی و تضمین حقوق برابر، آموزش نمیتواند به ابزاری واقعی برای تغییر تبدیل شود. در این نوشتار سعی میشود به وضعیت آموزش در جهان و مخصوصا افغانستان در شرایط فعلی پرداخته شود.
۲- آموزش؛ حق طبیعی بشر و چالشهای پیش رو
آموزش بهعنوان یکی از حقوق اساسی بشر، نقشی بیبدیل در توسعهی پایدار، عدالت اجتماعی و کاهش نابرابریها ایفا میکند. به همین منظور، سازمان ملل متحد ۲۴ ژانویه را بهعنوان روز جهانی آموزش تعیین کرده است تا اهمیت این مقولهی حیاتی را برجسته سازد. این روز بهعنوان فرصتی برای تأکید بر نقش آموزش در دستیابی به اهداف توسعهی پایدار و ترویج صلح و رفاه در جوامع مختلف در نظر گرفته شده است. آموزش یکی از بنیادیترین حقوق بشر است که در مادهی ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر شده است: «هر انسانی حق دارد از آموزش و پرورش بهرهمند شود. آموزش باید رایگان باشد، حداقل در مراحل ابتدایی و اساسی.» این ماده به وضوح تأکید دارد که آموزش نه تنها برای رشد فردی بلکه برای توسعهی جوامع، حیاتی است (سازمان ملل، ۱۹۴۸).
یکی از تأثیرات کلیدی آموزش، توانایی آن در شکستن چرخهی فقر است. براساس گزارش بانک جهانی، هر سال تحصیل اضافی میتواند درآمد افراد را بهطور متوسط تا ۱۰ درصد افزایش دهد (بانک جهانی، ۲۰۱۸). علاوه بر این، آموزش به برابری جنسیتی کمک میکند. برای مثال، سازمان یونیسف نشان داده است که دخترانی که تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تکمیل میکنند، احتمال بیشتری دارد که در آینده شغلی بهتر و بهداشت خانوادهی مطلوبتری داشته باشند (یونیسف، ۲۰۲۱).
آموزش، نه تنها یک حق بشری بلکه موتور اصلی دستیابی به اهداف توسعه پایدار (SDGs) است. هدف چهارم سند ۲۰۳۰ سازمان ملل متحد بهطور خاص بر تضمین آموزش فراگیر و باکیفیت تأکید دارد. این هدف بر نقش آموزش در کاهش فقر، بهبود بهداشت، ترویج برابری جنسیتی و حفاظت از محیط زیست دلالت دارد (سازمان ملل، ۲۰۱۵).
براساس دادههای یونسکو، افزایش دسترسی به آموزش باکیفیت میتواند تولید ناخالص داخلی کشورها را بهطور چشمگیری افزایش دهد و سطح فقر را تا ۳۹ درصد کاهش دهد. همچنین، آموزش نقش مهمی در مقابله با تغییرات اقلیمی دارد. افراد تحصیلکرده، احتمال بیشتری دارد که در فعالیتهای سازگار با محیط زیست مشارکت کنند و فرهنگ استفادهی پایدار از منابع طبیعی را ارتقا دهند (یونسکو، ۲۰۲۱).
آموزش همچنین به تجهیز افراد با مهارتهای مورد نیاز برای اقتصاد دیجیتال کمک میکند. در دنیای امروز، توانمندیهای دیجیتال و فناوری از ضروریات نیروی کار است و آموزش بستر توسعهی این مهارتها را فراهم میکند. برای مثال، در گزارش مجمع جهانی اقتصاد آمده است که آموزش دیجیتال میتواند ۱.۲ میلیارد نفر را در سراسر جهان برای اقتصاد دیجیتال آماده کند (دبلیوافپی، ۲۰۲۰).
با وجود تأکیدات جهانی بر اهمیت آموزش، آمارها نشان میدهد که ۲۵۸ میلیون کودک و نوجوان در سراسر جهان از تحصیل محروم هستند. این رقم نگرانکننده، نشاندهندهی چالشهای عمیقی است که نظامهای آموزشی با آن مواجهند و ضرورت اقدامات فوری و مؤثر را برجسته میسازد (شفقنا، ۱۲ عقرب ۱۴۰۳).
آفریقا با ۹۸ میلیون کودک و نوجوان بازمانده از تحصیل، بالاترین تعداد را به خود اختصاص داده است. پس از آن، آسیای مرکزی و جنوبی با ۸۵ میلیون کودک و نوجوان در رتبهی بعدی قرار دارد (ایرنا، ۱۱ شهریور ۱۴۰۱). این آمارها نشاندهندهی چالشهای عمیق در دسترسی به آموزش در مناطق مختلف جهان است، بهویژه در کشورهای در حال توسعه که با مشکلات متعددی مواجه هستند.
در این میان، افغانستان بهعنوان یکی از کشورهایی که با بحران آموزشی شدیدی روبهرو است، توجه ویژهای را میطلبد. براساس گزارشهای یونیسف، از زمان تسلط طالبان در سال ۲۰۲۱، حداقل ۱.۱ میلیون دختر از دسترسی به آموزش متوسطه محروم شدهاند. این ممنوعیتها باعث شده است که ۸۰ درصد دختران در سن دانشآموزی در افغانستان از حق تحصیل بیبهره بمانند که معادل ۲.۵ میلیون دختر است (یونیسف، ۲۰۲۳).
براساس گزارش یونسکو، حدود ۶۰ درصد از دختران افغانستان از دسترسی به تحصیلات ابتدایی و متوسطه محروم هستند که این محدودیتها پیامدهای گستردهای برای توسعهی انسانی و اقتصادی این کشور دارد (یونسکو، ۲۰۲۳).
درگیریهای مسلحانه و بحرانهای انسانی از عوامل اصلی محرومیت کودکان از تحصیل هستند. برای مثال، در خاور میانه، حدود ۱۵ میلیون کودک در سنین پنج تا ۱۴ سال از تحصیل بازماندهاند و ۱۰ میلیون کودک دیگر نیز در خطر ترک تحصیل قرار دارند (بیبیسی، ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۴).
بلایای طبیعی ناشی از تغییرات اقلیمی، مانند سیل و خشکسالی میتوانند زیرساختهای آموزشی را تخریب کرده و دسترسی به آموزش را مختل کنند. این مسائل بهویژه در کشورهای در حال توسعه که توانایی کمتری برای مقابله با این بلایا دارند، تأثیرگذار است.
۳- نمونهکاوی: چالشهای آموزش در افغانستان
۳-۱: روند محدودسازی آموزش در افغانستان
پس از بازگشت طالبان به قدرت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، این گروه به مرور با فرمانهایی، درب مدارس را بهروی دختران بالاتر از کلاس ششم بست. براساس گزارشها، در حال حاضر ۱.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم هستند (رادیو آزادی، ۲۱ میزان ۱۴۰۳).
وزارت معارف طالبان در ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ (۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱) با پخش خبرنامهای از ورود دختران به مدارس جلوگیری کرد (روزنامه اطلاعات روز، ۵ آگست ۲۰۲۳). همچنین در ۲۳ مارس ۲۰۲۲ در شروع سال تعلیمی جدید، بسیاری از دختران به مدارس رفتند، اما با گریه به خانه بازگشتند؛ زیرا در آخرین لحظه، از حضور در مدارس و کلاسها منع شدند (همان). در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۲ وزارت تحصیلات عالی طالبان، دختران را از تحصیلات عالی نیز منع کرد و دروازههای دانشگاههای دولتی و خصوصی را بهروی زنان تا «اطلاع ثانوی» بست. ندامحمد ندیم، سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان گفت که این تصمیم را برای «جلوگیری از رذایل» و «اجرای شریعت» گرفته است (بیبیسی، ۲۹ جنوری ۲۰۲۳). در بین فرمانهای زیادی که توسط طالبان با هدف محدودسازی و محرومسازی دختران و زنان افغانستان صادر شده است، محدودسازی و محرومسازی زنان از آموزش و کار، بیشترین تأثیر منفی را بر زندگی روزمره و چشمانداز آیندهی دختران و زنان در افغانستان گذاشته است (شرافت، ۲۱ مارچ ۲۰۲۴).
از زمان به قدرت رسیدن گروه طالبان در افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ تا اکنون، بیش از ۸۳ فرمان محدودکننده از سوی این گروه علیه دختران و زنان افغانستان صادر شده است (نادری، ۲۶ جولای ۲۰۲۳). این فرمانها عمیقا بر تمام جنبههای زندگی دختران و زنان افغانستان در جامعه تأثیر میگذارد. این دستورها نه تنها دسترسی دختران و زنان به حق آموزش، مراقبتهای بهداشتی، اشتغال، فرصتهای اقتصادی و سیاسی، و حضورشان را در رسانهها و دسترسی آنان به عدالت را محدود میکند، بلکه از زنان و دختران، حق انتخاب نوع پوشش و فعالیتهای مؤثر برای حفظ سلامت را نیز میگیرد. مصاحبههای ۷۴۵ زن ساکن در افغانستان که در آخرین نظرسنجی سازمان ملل متحد، سازمان بینالمللی مهاجرت (آیاوام) و هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) شرکت کردهاند، نشاندهندهی آن است که طالبان آزار و اذیت زنان و دختران را در مکانهای عمومی بهشدت افزایش داده و آنان را در خانههایشان محدود کردهاند (اخبار سازمان ملل، ۱۶ فبروری ۲۰۲۴). افغانستان تنها کشوری در سطح جهان است که زنان و دختران آن از آموزش عمومی و تحصیلات عالی محدود و محروم شدهاند (عمری، وحیده، ۲۰۲۳).
گزارش یونیسف در آگست ۲۰۲۲ و تنها یک سال پس از بازگشت طالبان، نشاندهندهی آن است که محدودسازی و محرومسازی دختران از تحصیل، باعث زیان مالی ۵۰۰ میلیون دلار، معادل دو و نیم درصد تولید ناخالص داخلی افغانستان شده است (یونیسف، ۱۵ آگست ۲۰۲۲). این تنها پیامد اقتصادی این مسئله در یک مدت محدود است. چنانچه کلیه زیانهای این فرآیند را بر ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی در نظر بگیریم، به مراتب زیانهای بیشتری عاید جامعهی افغانستان خواهد شد. از جانب دیگر، اقدام طالبان باعث عقب گرد بزرگ جامعهی افغانستان در عرصهی برابری جنسیتی و حقوق زنان میشود. افغانستان در دو دههی نخست قرن بیستویکم پیشرفت چشمگیری در این عرصه داشت. ورود دختران و زنان در مقاطع مختلف تحصیلی رشد دهبرابری داشت و آمار حضور دختران در مدار، از صفر به دو و نیم میلیون نفر رسید و درصد حضور زنان در دانشگاهها به ۳۸ درصد افزایش یافت. براساس یک تخمین؛ ۳.۸ میلیون زن تا سال ۲۰۱۸ در مقاطع مختلف تحصیلی مشغول بودند. درحالیکه چنین پیشرفتی در سطح منطقه کمنظیر ارزیابی میگردید، طالبان با بستن دروازههای مدارس و دانشگاهها بهروی دختران و زنان، افغانستان را به قرن نوزدهم رجعت دادند (عمری، وحیده، ۲۰۲۳).
۳-۲: پیامدهای محرومیت دختران و زنان از فرآیند آموزش
محرومیت دختران از تحصیل در افغانستان، پیامدهای گستردهای دارد. در کوتاهمدت، این محدودیتها منجر به افزایش ناامیدی و افسردگی در میان دختران جوان شده است. در بلندمدت، عدم دسترسی به آموزش میتواند به کاهش مشارکت زنان در نیروی کار، افزایش فقر و تضعیف توسعهی اجتماعی و اقتصادی کشور منجر شود.
پیامدهای محدودسازی آموزش دختران و زنان بر جنبههای مختلف زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی را به هیچ وجه نمیتوان انکار کرد. این پیامدها، نه تنها بر خود زنان، بلکه بر کل جامعه تأثیرگذار است و مانع از توسعهی پایدار، برابری جنسیتی و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی میشود. این پیامدها شامل تشدید نابرابری جنسیتی و تبعیض، کاهش فرصتهای اقتصادی و افزایش فقر، پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و روانی، افزایش ازدواج زود هنگام و کار کودکان و… است که در ادامه توضیح داده میشود.
کاهش فرصتهای اقتصادی و افزایش فقر
آموزش زنان یکی از کلیدهای اصلی برای کاهش فقر و رشد اقتصادی در جوامع است. محرومیت زنان از آموزش، فرصتهای شغلی آنان را بهشدت کاهش میدهد و دسترسی به بازار کار را محدود میکند. در نتیجه، خانوادههایی که زنان بیسواد در آنها حضور دارند، اغلب در چرخهی فقر گرفتار میشوند. محدودسازی آموزش زنان و دختران توسط طالبان یکی از عواملی است که به کاهش فرصتهای اقتصادی و افزایش فقر در افغانستان منجر شده است. این سیاستها از طریق ابزارهای مختلفی مانند محرومسازی سیستماتیک زنان از آموزش و کار اجرا میشوند (عمری، ۲۰۲۳).
کاهش تولید ناخالص داخلی (جیدیپی) و رشد اقتصادی
محرومسازی و محدودسازی دختران و زنان از آموزش و اشتغال، تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد کلان افغانستان دارد. همانطور که در بالا آورده شد، ممنوعیت تحصیل دختران منجر به زیان ۵۰۰ میلیون دلار در تولید ناخالص داخلی افغانستان شده است. این رقم حدود ۲.۵ درصد از کل جیدیپی این کشور را تشکیل میدهد. همچنین آموزش یکی از عوامل کلیدی در افزایش بهرهوری نیروی کار است. محدود کردن آموزش زنان، منجر به کاهش کیفیت نیروی کار و کاهش توان رقابتی اقتصاد افغانستان شده است (عمری، ۲۰۲۳).
سیاستهای طالبان نه تنها تأثیرات کوتاهمدت، بلکه پیامدهای بلندمدت نیز دارند که تشدید چرخهی فقر و کاهش نوآوری و توسعه بخشی از آن است. با کاهش توانایی زنان برای مشارکت اقتصادی، خانوادهها و نسلهای بعدی نیز از چرخهی فقر خارج نمیشوند. همچنین زنان تحصیلکرده نقش مهمی در نوآوری و توسعهی اقتصادی دارند. حذف آنان از چرخهی اقتصادی باعث کاهش نوآوری و رشد اقتصادی میشود (همان). اکنون بیش از ۷.۲ میلیون زن در افغانستان بیسواد هستند. این امر ظرفیتهای انسانی جامعه را بهشدت کاهش داده است. عدم آموزش مانع از توانمندسازی اقتصادی زنان شده و وابستگی آنان به مردان را افزایش داده است. در نهایت، حذف زنان از نظام آموزشی، مانع بزرگ برای توسعهی کلی جامعهی افغانستان است (رواداری، نوامبر ۲۰۲۴، صص ۱۳، ۳۲ و۳۳).
پیامدهای روانی و اجتماعی
محدودیت در دسترسی به آموزش پیامدهای روانی گستردهای برای دختران و زنان داشته و دارد. محرومیت از تحصیل میتواند منجر به احساس بیهدفی، افسردگی، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس شود. براساس گزارش مرکز ژنو، دخترانی که از تحصیل محروم شدهاند، اغلب با مشکلات روانی نظیر استرس پس از سانحه و حتی افکار خودکشی مواجه میشوند. این وضعیت نه تنها بر زندگی خود دختران تأثیر میگذارد، بلکه جامعه را نیز از ظرفیتهای بالقوهی آنان محروم میکند (احمدی، ۲۰۲۳).
محرومسازی زنان و دختران از آموزش نه تنها از منظر اقتصادی و اجتماعی، بلکه از منظر روانی نیز پیامدهای گستردهای بهدنبال دارد. این محرومیت، ابزارها و شیوههایی را بهکار میگیرد که به تضعیف روحیه، کاهش مشارکت اجتماعی و ایجاد بحرانهای هویتی در میان دختران منجر میشود. محرومیت از آموزش باعث میشود دختران احساس کنند که جامعه آنان را بیارزش میداند. بهویژه در افغانستان، دخترانی که از تحصیل منع شدهاند، با افسردگی، اضطراب و احساس بیهدفی مواجه هستند. این دختران توانایی تحقق اهداف خود را از دست میدهند و بهجای تمرکز بر توسعهی مهارتهای فردی، درگیر چالشهای روانی میشوند (همان).
تحقیقات نشان داده است که محدودیتهای آموزشی میتواند منجر به افزایش شیوع اختلالات روانی مانند استرس پس از سانحه و افکار خودکشی شود. برای مثال، در مدارس افغانستان، آموزگاران گزارش دادهاند که بسیاری از دانشآموزان دختر بهدلیل محرومیت از آموزش، دچار افسردگی و اضطراب شدید شدهاند. محرومیت از آموزش فرصتهای اجتماعی دختران را محدود میکند و به انزوای آنان منجر میشود. بسیاری از دختران افغانستان بهدلیل نبود امید به آینده، از مشارکت در فعالیتهای اجتماعی کنارهگیری کرده و حتی به اعتیاد روی آوردهاند (یونیسف، ۲۰۲۳).
آموزش زنان و دختران یکی از عوامل کلیدی در تقویت سرمایهی اجتماعی جامعه است. محرومسازی آنان از آموزش باعث میشود که جوامع از مشارکت کامل نیمی از جمعیت خود محروم شوند. این مسئله نه تنها بر توانمندی فردی دختران تأثیر میگذارد، بلکه جامعه را از نوآوری، مشارکت در تصمیمگیری و تقویت انسجام اجتماعی محروم میکند (عمری، ۲۰۲۳).
محرومیت آموزشی زنان و دختران باعث تثبیت نقشهای سنتی و کلیشهای جنسیتی میشود. این کلیشهها که زنان را در خانه و در نقش مادر و همسر محدود میکنند، باعث میشوند زنان از حقوق برابر در جامعه محروم شوند و در چرخهی نابرابریهای جنسیتی باقی بمانند (ایچآردبلیو، ۲۰۱۸).
محدودیت دسترسی زنان به آموزش، شکاف جنسیتی در جامعه را تعمیق میبخشد. این سیاستها، زنان را در دسترسی به فرصتهای برابر شغلی و اجتماعی محدود کرده و باعث تثبیت ساختارهای تبعیضآمیز میشود. برای مثال، منع آموزش دختران از سوی طالبان باعث تشدید نابرابریهای جنسیتی شده است. زنان و دختران بهدلیل این سیاستها، از استقلال اقتصادی و مشارکت در تصمیمگیریهای خانوادگی و اجتماعی محروم میشوند، که به استمرار سلطهی مردسالاری میانجامد (عمری، ۲۰۲۳). محدودسازی و محرومیت زنان از آموزش، یکی از ابزارهای اصلی برای تثبیت و گسترش نابرابریهای جنسیتی و تبعیض علیه آنان است. این فرآیند از طریق اعمال سیاستها، فرهنگسازیهای مردسالارانه و موانع ساختاری توسط گروه طالبان تحقق مییابد.
فقدان زنان در عرصههای رهبری و تصمیمگیری، و تقویت چرخهی فقر، دو نمونه از پیامدهای بلندمدت اجتماعی ناشی از محرومیت دختران و زنان از تحصیل میباشد. محرومیت از آموزش، مانع از رشد زنان بهعنوان رهبران اجتماعی و اقتصادی میشود. این مسئله باعث کاهش مشارکت آنان در سیاست و اقتصاد میشود و روند توسعهی کشورها را مختل میکند(همان). همچنین محرومیت دختران از آموزش، خانوادهها و نسلهای بعدی را در چرخهای از فقر نگه میدارد. زنان تحصیلکرده معمولا نقش مؤثرتری در کاهش فقر خانوادگی و ارتقای سطح زندگی دارند (ایچآردبلیو، ۲۰۱۸).
۳-۳: چه باید کرد؟
در شرایط فعلی که وضعیت آموزش در افغانستان در بحرانیترین حالت خود قرار دارد و هر روز عرصهی آموزش بر همگان -اعم از دختران و پسران- محدودتر میشود، چه باید کرد تا گرهی -هرچند کوچک- از این مشکلات باز شود و صدمات کمتری به جامعه وارد شود. برای مقابله با محدودیتهای آموزشی طالبان بر زنان و دختران افغانستان، مجموعهای از راهکارها، هم در سطح داخلی و هم در سطح بینالمللی پیشنهاد میشود که میتواند در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت اجرا شود. این راهکارها عبارتند از:
ایجاد سیستم آموزشی آنلاین: در شرایط کنونی که دختران و زنان افغانستانی از تحصیل در مدارس و دانشگاهها محروم شدهاند، راهاندازی سیستمهای آموزش آنلاین یکی از مهمترین اقدامات است. این سیستمها باید مدارک معتبر ارائه دهند تا فارغالتحصیلان بتوانند تحصیلات خود را در دانشگاههای بینالمللی ادامه دهند. فناوریهای آموزشی و پلتفرمهای دیجیتال میتوانند بهویژه در مناطق محروم، نقش مؤثری ایفا کنند.
توانمندسازی آموزگاران زن: یکی از مشکلات اصلی در آموزش دختران، کمبود آموزگاران توانمند زن است. با توجه به ممنوعیت کار آموزگاران زن توسط طالبان، لازم است برنامههای آموزشی برای تربیت آنان در خارج از افغانستان فراهم شود. آنان باید مهارتهای تدریس، روشهای آموزشی و اعتماد به نفس لازم را کسب کنند. نخبگان آموزشی میتوانند با راهاندازی پلتفرمهای آموزشی، این فرآیند را تسهیل کنند.
فرصتهای آموزشی در کشورهای دیگر: در شرایط کنونی، کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان میتوانند فرصتهای آموزشی مانند بورسیهها، مدارس ویژه یا دورههای آنلاین را برای دختران افغانستانی فراهم کنند. این همکاریهای منطقهای میتواند کمک بزرگی برای حفظ حق تحصیل دختران باشد.
حمایتهای اجتماعی و روانی: محرومیت از تحصیل تأثیرات روانی عمیقی بر دختران و زنان افغانستانی دارد. برنامههای حمایتی مانند مشاورهی روانی، توانمندسازی اقتصادی و شبکههای حمایتی میتواند به کاهش این آسیبها و ایجاد امید به آینده کمک کند.
فشارهای بینالمللی: جامعهی جهانی باید طالبان را برای رعایت حقوق آموزش زنان تحت فشار قرار دهد. گزارشهای حقوق بشری، تحریمهای اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک میتوانند ابزارهای مؤثری برای اعمال تغییرات باشند. جامعهی مدنی افغانستان در خارج، نهادهای حقوق بشری و مؤسسات آموزشی و اجتماعی میتوانند این روند را با شتاب بیشتری پیش ببرند.
تقویت مدارس مخفی: در شرایط فعلی، مدارس مخفی که در خانهها یا مکانهای خصوصی برگزار میشوند، نقش مهمی در آموزش دختران دارند. این مدارس باید از منابع مالی و آموزشی مناسب، از جمله آموزگاران توانمند و منابع درسی استاندارد، بهرهمند شوند.
آگاهیبخشی در جامعه: برای مقابله با نگرشهای منفی و محدودیتهای فرهنگی، باید از طریق رسانهها و فعالان اجتماعی، اهمیت آموزش زنان تبیین شود. آگاهیبخشی دربارهی نقش تحصیل در کاهش فقر و توسعهی اجتماعی میتواند به تغییر نگرشهای جامعه و تقویت فرهنگ آموزشی کمک کند.
این مجموعه اقدامات شاید تا حدودی بتواند در این شرایط حساس و بحرانی به احیای حق تحصیل دختران و زنان و عامهی مردم افغانستان کمک کرده و گام مهمی در راستای کاهش مضرات محدودسازی آموزشی و توسعهی فرهنگی و آموزشی در کشور باشد.
۴- جمعبندی و نتیجهگیری
این مقاله به بررسی وضعیت آموزش در جهان، بهویژه در افغانستان پرداخته و بر محرومیت گستردهی زنان و دختران از این حق اساسی بشری تأکید کرده است. آموزش یکی از پایههای اصلی توسعهی پایدار، عدالت اجتماعی و کاهش نابرابریها است و نقشی حیاتی در پیشرفت جوامع ایفا میکند. با اینحال، میلیونها نفر در سراسر جهان، بهخصوص در کشورهایی مانند افغانستان، از دسترسی به آموزش محروم هستند. این محرومیت نه تنها زندگی فردی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه پیامدهای گستردهای برای توسعهی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع به همراه دارد.
در افغانستان، پس از تسلط طالبان در سال ۲۰۲۱، محدودیتهای شدیدی بر آموزش زنان و دختران اعمال شده است. این محدودیتها شامل بستن درب مدارس و دانشگاهها بهروی دختران و زنان، صدور فرمانهای متعدد برای محرومسازی آنان از تحصیل و کار، و ایجاد موانع ساختاری برای مشارکت زنان در جامعه است. این سیاستها نه تنها نابرابریهای جنسیتی را تشدید کردهاند، بلکه پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی عمیقی برای جامعهی افغانستان بهدنبال داشتهاند.
از جمله پیامدهای محرومیت زنان و دختران از آموزش، میتوان به کاهش فرصتهای اقتصادی، افزایش فقر، تشدید نابرابریهای جنسیتی، افزایش ازدواجهای زود هنگام، کار کودکان و آسیبهای روانی مانند افسردگی و اضطراب اشاره کرد. این وضعیت نه تنها آیندهی زنان و دختران را تهدید میکند، بلکه توسعهی کلی جامعهی افغانستان را نیز با چالشهای جدی مواجه ساخته است.
برای مقابله با این بحران، راهکارهایی در سطح داخلی و بینالمللی پیشنهاد شده است. ایجاد سیستمهای آموزشی آنلاین، توانمندسازی آموزگاران زن، فراهمکردن فرصتهای آموزشی در کشورهای همسایه، حمایتهای روانی و اجتماعی، اعمال فشارهای بینالمللی بر طالبان، تقویت مدارس مخفی و آگاهیبخشی در جامعه از جملهی این راهکارها هستند. این اقدامات میتوانند در کوتاهمدت و بلندمدت به کاهش آسیبهای ناشی از محرومیت آموزشی کمک کرده و گامی در جهت احیای حق تحصیل زنان و دختران افغانستان باشند.
در نهایت، آموزش نه تنها یک حق اساسی بشری است، بلکه ابزاری قدرتمند برای تغییر و تحول در جوامع محسوب میشود. محرومیت از آموزش، بهویژه برای زنان و دختران، نه تنها تبعیضی آشکار است، بلکه مانعی بزرگ در مسیر توسعهی پایدار و عدالت اجتماعی است. جامعهی جهانی و نهادهای بینالمللی باید با همکاری یکدیگر و با استفاده از ابزارهای مختلف، برای احیای حق آموزش در افغانستان و دیگر کشورهای محروم تلاش کنند. تنها با تضمین دسترسی عادلانه به آموزش میتوان به آیندهای روشن و پایدار برای همه امید داشت.
منابع: روزنامه اطلاعات روز
۱- ابراهیمی، و.، و احمدزاده، پ. (۱۳۹۵)، «نقش آموزش و پرورش در تحقق جامعهی مدنی»، اولین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای نوین در حوزهی علوم تربیتی و روانشناسی و مطالعات اجتماعی ایران، قم. بازیابی شده از https://civilica.com/doc/499128
۲- ایران اینترنشنال، (۱۴۰۳، مرداد ۲۵)، «یونسکو: طالبان صدها هزار دختر افغان را از تحصیلات متوسطه محروم کرده است». بهروزرسانی ۱۴۰۳، مهر ۲۰. بازیابی شده از https://www.iranintl.com/202408159180?utm_source=chatgpt.com
۳- ایران اینترنشنال، (۲۰۲۴، ۱۵ آگست)، «یونسکو: طالبان صدها هزار دختر افغان را از تحصیلات متوسطه محروم کرده است»، برگرفته از
https://www.iranintl.com/202408159180
۴- بیبیسی فارسی، (بیتا، ۲۹ جنوری ۲۰۲۳)، «۲۰ فرمانی که بهطور سیستماتیک زنان را محدود کرده است»، دریافتشده از https://www.bbc.com/persian/articles/cy0kld42xexo
۵- جعفری، د.، شاه محمدی، م.، و قندالی، ع. (۱۴۰۲)، «هوش مصنوعی و فناوریهای نو در نظامهای آموزشی: فرصت و چالش»، آموزش الکترونیک و فناوریهای نوین آموزشی، ۴(۴)، ۱۲۹-۱۳۹. بازیابی شده از https://esjournal.ir/fa/paper.php?pid=153
۶- رواداری (نوامبر ۲۰۲۴)، «محرومیت و تبعیض: وضعیت دسترسی دختران و زنان به حق آموزش در افغانستان»، دریافت شده از فایل ارایهشده به آدرس: https://rawadari.org/wp-content/uploads/2024/11/RW_AccessToEducation_2024_Dari.pdf
۷- روزنامه اطلاعات روز، (بیتا، ۵ آگست ۲۰۲۳)، «در حکومت اسلامی طالبان چه کارهایی برای زنان ممنوع است؟»، دریافتشده از https://www.etilaatroz.com/174545/
۸- شرافت، (۲۰۲۴)، «آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۳؛ پیآمدهای محرومیت زنان از آموزش توسط طالبان»، زنتایمز، دریافتشده از https://zantimes.com/fa/2024/03/21/consequences-of-womens-deprivation-of-education-by-the-taliban/
۹- شفقنا، (۲۰۲۴، ۱۲ اکتبر)، «یونسکو: ۲۵۱ میلیون کودک در سرتاسر جهان از تحصیل محروم هستند»، برگرفته از
https://fa.shafaqna.com/news/1913469/
۱۰- شفقنا، (۲۰۲۴، ۱۵ آگست) «محرومیت و ترک تحصیل؛ یونسکو: وضعیت آموزشی در افغانستان وخیم است»، برگرفته از
https://af.shafaqna.com/FA/610235
۱۱- صابر، ش. (۲۰۲۴، ۱۱ اپریل)، «وضعیت محدودیت بر زنان و دختران منجر به افزایش بیماریهای روانی در هرات شده است»، رادیو آزادی، دریافتشده از https://da.azadiradio.com/a/32226555.html
۱۲- صدیقی، ش. (۲۰۲۳)، «فشارهای روانی دختران دانشجو ناشی از مسدودماندن دانشگاهها»، روزنامه اطلاعات روز، دریافتشده از https://www.etilaatroz.com/170135/
۱۳- کمیسیون ملی یونسکو در ایران، (۱۴۰۳، بهمن ۶)، «روز جهانی آموزش ۲۰۲۵ و هوش مصنوعی»، بازیابی شده از https://fa.irunesco.org/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-2025-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C/?utm_source=chatgpt.com
۱۴- نادری، ن. (۲۰۲۳)، «واقعیت فاحش آپارتاید جنسیتی در افغانستان»، هوور اینستیتوشن، دریافتشده از https://www.hoover.org/research/egregious-reality-gender-apartheid-afghanista
۱۵- «هوش مصنوعی در آموزش، فرصتها و چالشها» (۱۴۰۳، شهریور ۲۹). بازیابی شده از https://aiocup.com/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%D8%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7/?utm_source=chatgpt.com
۱۶- یونسکو، (۱۴۰۳، اسد ۲۵)، «محرومیت و ترک تحصیل؛ یونسکو: وضعیت آموزشی در افغانستان وخیم است»، شفقنا فارسی» بازیابی شده از https://af.shafaqna.com/FA/610235
۱۷- یونسکو. (۲۰۲۴, August 15). Afghanistan: 1.4 million girls still banned from school by de facto authorities. بازیابی شده از https://www.unesco.org/en/articles/afghanistan-14-million-girls-still-banned-school-de-facto-authorities
۱۸- یونسکو، (۲۰۲۴)، «طالبان یک میلیون و ۴۰۰ هزار دختر را در افغانستان از تحصیل محروم کرداند»، یورونیوز فارسی، بازیابی شده از https://parsi.euronews.com/2024/08/15/taliban-have-deliberately-deprived-14-million-afghan-girls-of-schooling-through-bans-say
۱۹- یونیسف (۲۰۲۲)، «در نتیجه محرومیت دختران از آموزش در دورهی لیسه، اقتصاد افغانستان حداقل ۵۰۰ میلیون دالر امریکایی در ۱۲ ماه گذشته متضرر شده است»، بازیابی شده از https://www.unicef.org/afghanistan/media/7436/file/Press%20Release%20Dari%20and%20Pashto%20Translated%20Versions.pdf?utm_source=chatgpt.com
۲۰- یونیسف، (۲۰۲۲)، «در نتیجهی محرومیت دختران از آموزش در دورهی لیسه، اقتصاد افغانستان حداقل ۵۰۰ میلیون دالر امریکایی در ۱۲ ماه گذشته متضرر شده است»، برگرفته از https://www.unicef.org/afghanistan/media/7436/file/Press%20Release%20Dari%20and%20Pashto%20Translated%20Versions.pdf
۲۱- Ahmadi, B. (2023). Psychological impacts of the ban on girls’ education. Geneva Centre for Human Rights Advancement and Global Dialogue, ۸-۱۰.
۲۲- Omari, W. (2023). Research paper on education. Geneva Academy of International Humanitarian Law and Human Rights.
۲۳- UN Women. (2021). The impact of the Taliban’s return on Afghan women and girls. United Nations Women.
۲۴- UNESCO. (2023). Education for girls and women: Key strategies for success. United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization.
۲۵- UNICEF. (2023). Depriving girls of secondary education translates to a loss of at least US$500 million for Afghan economy in last 12 months.
لینک:
https://www.etilaatroz.com/221722/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4/
نظر شما