مقدمه
نامق کمال یکی از چهرههای برجسته در تاریخ ادبیات و اندیشه ترک است که در قرن نوزدهم میلادی میزیست و آثار و اندیشههایش تأثیر عمیقی بر جامعه و فرهنگ ترکیه گذاشت. او به عنوان یک نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و روزنامهنگار، در دورهای از تاریخ ترکیه که با تحولات سیاسی و اجتماعی بسیاری همراه بود، نقش فعالی ایفا کرد.
نامق کمال با آثار خود، به ویژه نمایشنامهها و رمانهایش، روحی تازه به ادبیات ترک بخشید و آن را از قالبهای سنتی و کلاسیک خود خارج کرد. او با الهام از ادبیات غرب، به ویژه نویسندگان فرانسوی، عناصری نو مانند رمانتیسم و ناسیونالیسم را وارد ادبیات ترک کرد. نامق کمال به زبان و بیان ادبیات ترک توجه ویژهای داشت و تلاش کرد تا زبانی سادهتر و روانتر را در آثار خود به کار برد. او با استفاده از زبان مردم عادی، به ادبیات ترک رنگ و بوی مردمی بخشید و آن را از انحصار طبقه خاصی خارج کرد. نامق کمال در آثار خود به موضوعات مهم و روز جامعه ترکیه پرداخت و مسائلی مانند وطنپرستی، آزادی، عدالت، قانون و مشروطیت را مطرح کرد. او با پرداختن به این موضوعات، ادبیات ترک را به عرصهای برای بیان اندیشههای سیاسی و اجتماعی تبدیل کرد.
نامق کمال علاوه بر آثار ادبی، مقالات و رسالههای بسیاری نیز در زمینههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نوشته است که از جمله مهمترین آنها میتوان به «مقالهای در باب تمدن» و «رسالهای در باب وطن» اشاره کرد.
در مجموع، نامق کمال یکی از شخصیتهای برجسته و تأثیرگذار در تاریخ ادبیات و اندیشه ترک است که با آثار و اندیشههای خود، نقش مهمی در بیداری و تجدد جامعه ترکیه ایفا کرد. او به عنوان یک نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و روزنامهنگار، در دورهای از تاریخ ترکیه که با تحولات بسیاری همراه بود، تأثیر عمیقی بر جامعه و فرهنگ این کشور گذاشت.
در این میان کمال به دلیل توجهی که به محبت اهل بیت از خود نشان داده است نیز جایگاه ویژه ای در ادبیات معاصر ترک دارد. در ادامه مقالهای به قلم علی پولات که به بررسی جایگاه خمسه آل عبا در اشعار نامق کمال دارد ارائه شده است.[1]
درآمد
ترکیب «اهلبیت» در لغت به معنای «اهل خانه، خانواده، خاندان؛ خویشاوندان نزدیک پیامبر اسلام» تعریف شده است. این اصطلاح که به معنای «اهل خانه» است، در جامعه عرب پیش از اسلام برای اشاره به «خاندان حاکم قبیله» به کار میرفت، اما پس از اسلام تنها برای «خانواده و نسل پیامبر اسلام» مورد استفاده قرار گرفت.
در قرآن کریم، واژههای «اهل» و «بیت» در آیات بسیاری ذکر شدهاند. واژه «اهل» علاوه بر معنای «صاحب» و «طرفدار»، به معنای «افرادی که در یک مکان زندگی میکنند، پیروان یک دین یا پیامبر، و همسر» نیز به کار رفته است. ترکیب «اهلالبیت» در آیه ۷۳ سوره هود در مورد حضرت ابراهیم، در آیه ۳۳ سوره احزاب درباره همسران پیامبر، و در آیه ۱۲ سوره قصص درباره اهل خانه حضرت موسی ذکر شده است.
پیامبر اسلام خود، داماد، دختر و دو نوهاش را زیر عبای خود جمع کرده و برایشان دعا کرد. در قرآن کریم، آیه «ای خاندان پیامبر! خداوند میخواهد که پلیدی را از شما بزداید و شما را پاکیزه گرداند» (احزاب ۳۳)، به اهلبیت اشاره دارد. «آل مصطفی» در سراسر ادبیات ترکی با احترام، محبت و ارزش مورد توجه قرار گرفته و در آثار ادبی انعکاس یافته است. نامق کمال نیز برای این خاندان ارزش قائل بوده با عشقی سرشار به آنان وابسته بود. این شاعر سنیمذهب تا جایی که میگوید: «حیدری مشربم (…) حسینی مذهبم»، علاقه خود را به ایشان نشان داده است. او در بسیاری از ابیاتش به مدح اهلبیت پرداخته و تأکید کرده که همانند آنان است و از راهشان پیروی میکند:
مظهر خلق کریم اهل بیتیم بن کمال
انس و جنه حشره دک کهف الامان همّتی.
(من، کمال؛ مظهر خلق کریم اهلبیتام که انس و جن تا قیامت در کهفالامان همت اویند.)
نامق کمال در کودکی مادرش را از دست داد و برای مدت طولانی نزد پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش که بکتاشی بودند، زندگی کرد. این خانواده در شکلگیری علاقه او به اهلبیت تأثیرگذار بودند. علاوه بر این، برخی از شاعران همچون کاظم پاشا و اعضای انجمن شعرا نیز بکتاشی بودند. حضور بکتاشیان در اطراف او تأثیر بسزایی در محبت او نسبت به اهلبیت داشته است.
انتساب به خاندان اهلبیت افتخاری بزرگ محسوب میشود. نسل پیامبر از طریق دختر یگانهاش و دامادش ادامه یافت و این نسل، به عنوان نسلی پاک و ستوده در میان مسلمانان مورد احترام است. شاعر از نظر معنوی خود را از افراد این خاندان مبارک میداند. بر اساس حدیث پیامبر که میفرماید: «انسان با کسی که دوست دارد، محشورخواهد بود.» نامق کمال خود را از اهلبیت میداند. او معتقد است که از نور اهلبیت آفریده شده و همت آنان پناهگاهی امن برای انسانها و جنیان تا روز قیامت خواهد بود. نامق کمال به سبب محبت به این خاندان، راه آنان را برگزیده و در اشعارش از این تعلق خاطر سخن گفته است.
اهلبیت در ادبیات ترکی بهطور کلی، و در اشعار نامق کمال بهطور خاص، به عنوان خاندان مقدسی که مورد احترام و محبت هستند، جایگاه ویژهای دارد و در بسیاری از اشعار مورد ستایش قرار گرفته است.
حضرت محمد (ص)
حضرت محمد (ص)، پیامبری است که نامش بیش از هر پیامبر دیگری بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در اشعار نامق کمال ذکر شده است. دیوان نامق کمال با نعت ایشان آغاز میشود. او در اشعارش هنگام سخن گفتن از پیامبر اسلام، احساسات و اندیشههای یک مسلمان وفادار و عاشق پیامبر را منعکس میکند.
پیامبر اسلام در طول بیست و سه سال نبوت خود، بیوقفه برای رساندن پیام اسلام تلاش کرد، دین حق را برای مردم توضیح داد و حقیقت را به روشی آسان و دوستداشتنی به آنان آموخت. او بدون هیچ تبعیضی، برابری انسانها را ترویج داد و همواره در فقر زندگی کرد، اما هیچگاه شکایتی نکرد. پیامبر اسلام حتی به دشمنان خود نیز رحم میکرد و او را پیامبر رحمت مینامند. او «امین» بود، یعنی پیامبری راستگو و درستکار. با محبت به انسانها مینگریست و آنان را به خاطر خدا دوست میداشت. اخلاق او مبتنی بر اخلاق قرآنی بود.
در ادبیات کلاسیک ترکی، حضرت محمد (ص) با نامها و القاب گوناگونی شناخته شده و نعتهای بسیاری در وصف او سروده شده است. جنگها و مبارزات او موضوع بسیاری از آثار ادبی شدهاند. بیتردید، پیامبر اسلام عزیزترین فرد نزد مسلمانان است.
شاعران ترک اشعار بسیاری درباره پیامبر اسلام سرودهاند. در حلیهها، معراجیهها، دیوانها و نعتها، نام او همواره با احترام ذکر شده است. موضوعاتی چون پیامبری او، هجرتش به مدینه، معجزاتش، سختیهایی که در راه دین متحمل شد، شفاعتی که به امت خود وعده داده است، و داستانهای مربوط به او در این اشعار انعکاس یافتهاند.
شاعران بسیاری که حضرت محمد (ص) را برترین و شریفترین انسان میدانند، محبت، احترام و ارادت خود را نسبت به او در اشعارشان ابراز کردهاند. در بیت زیر، برای اشاره به نزدیکی پیامبر به خداوند در شب اسراء، از عبارت «قرب او أدنی» استفاده شده است:
سن اول نور جمال اللهسین کیم حسن عشقیندیر
چراغ لیل اسراء سراغ قرب اول ادنی
(تو آن نور جمال اللهی که زیبایی عشق تو را چراغ قرب او ادنی در شب اسرا روشن شده است)
حضرت پیامبر (ص) بهعنوان نشانهای از زیبایی و نور الهی آفریده شده است. حدیثی از ایشان نقل شده که میفرماید: «اولین نوری که خداوند آفرید، نور من بود». او جوهرهی هستی و علت آفرینش جهان است. در شب اسراء، حضرت محمد (ص) همچون چراغی فروزان، به قرب الهی دست یافت، مقامی که هیچ بشری پیش از او بدان نرسیده بود، و بدینگونه برگزیدهترین بنده و رسول خداوند شد. خداوند با الطاف گوناگون او را مورد لطف و کرامت خویش قرار داد:
ذره نور محمددیر دیلیمده داغ عشق
هر دو عالم فر بولور پرتونثار اولدقجا بن
«ذرهای از نور محمد (ص) است، داغ عشقی که بر زبانم جاری است؛ تا پرتوش بر جهان جاری است، هر دو عالم آرام میگیرند.»
مؤمنان حضرت پیامبر (ص) را بیش از جان خود دوست میدارند. محبت نامق کمال به حضرت محمد (ص) را میتوان در این بیت مشاهده کرد. این عشق، جلوهای از عشق الهی است، چراکه عشق به دو نوع تقسیم میشود: عشق دنیوی که به زنان تعلق میگیرد و اگر از آن عبور شود، انسان به عشق حقیقی، یعنی محبت الهی، دست مییابد. نوع دوم، عشق حقیقی است که در قالب دلبستگی و محبت به خدای متعال و بندهی برگزیدهی او نمود پیدا میکند. شاعر معتقد است که زخمی که بر دل دارد، از ذرهای از نور پیامبر (ص) سرچشمه گرفته است. از نظر او، عشق، نور و روشنیبخش هر دو جهان است.
شاعران معمولاً در آغاز هر قافیهای از اشعار خود، به موضوعات دینی میپردازند که این شعر نیز اکثرا نعتی در وصف حضرت پیامبر (ص) است. نامق کمال نیز با پیروی از این سنت، نخستین غزل خود را به حضرت محمد (ص) اختصاص داده است:
کتاب حسنونون هر صفحه2سی بیر سوره اعجاز
خط رخسارینین هر نقطه سی بر آیت کبری
«هر صفحه از کتاب زیبایی تو، سورهای اعجازگر است و هر خط چهرهات، نکتهای از آیهای کبری.»
شاعر، میان حضرت محمد (ص) و قرآن کریم ارتباط برقرار میکند و خطوط چهرهی ایشان را به آیات بزرگ خداوند تشبیه میکند؛ چراکه پیامبر (ص) قرآن را به بهترین شکل زیسته و به مردم منتقل کرده است.
بیر عجب صدّیق راه هجرتیم کی جوش ائدر
برق نور احمدی هر گوشهسیندن غاریمین
«عجیب صدیقی هستم در راه هجرت، که میجوشد برق نور احمد (ص) از هر گوشهی غارم.»
شاعر خود را همچون صدیقِ هجرت میداند. در جریان هجرت، حضرت محمد (ص) و یار وفادارش برای نجات از تعقیب دشمنان، به غاری پناه بردند. حضور پیامبر (ص) و کلام اطمینانبخش او، دل ابوبکر را آرام کرد. نامق کمال خود را در جایگاه صدیقِ هجرت تصور کرده و نور پیامبر (ص) را همانند برقی در غار (دلش) میبیند که وجودش را لبریز از هیجان کرده است.
انسان با آنچه دوست دارد همراه میشود، و شاعر نیز خود را به رویداد هجرت پیوند داده و بر این باور است که نور حضرت محمد (ص) موجب سرور درونی او شده است. این امر نشاندهندهی ارج و احترامی است که شاعر برای پیامبر اسلام (ص) قائل بوده است.
حضرت علی (ع)
حضرت علی (ع) چهارمین خلیفه، پسرعموی پیامبر (ص) و داماد ایشان بود. او از نخستین کسانی بود که اسلام آورد. اشاره به شمشیرش ذوالفقار و اسبش دلدل با نام او همراه است. حضرت علی (ع) در جنگهای بسیاری شرکت داشت و بهویژه در فتح خیبر، نمونهای از شجاعت و قهرمانی بینظیر از خود نشان داد. شاعران در مدح بزرگان یا خود، از جهات مختلف، سعی به تشبیه به حضرت علی (ع) کردهاند. نامق کمال، در میان خلفای راشدین، بیش از همه به حضرت علی (ع) پرداخته و بهویژه به وجههی قهرمانی او اشاره کرده است. در بیت زیر، شاعر خود را «کرّار» مینامد:
او کرارم کی موقوف ید تایید عزمیمدر
غزای بدر همت فتح باب خیبر تجرید
«آن کرّارم که غزای بدر و همت فتح باب خیبر موقوف تایید ید عزم من است.»
«کرّار» یکی از القاب حضرت علی (ع) است که به معنای «کسی که در جنگ بارها حمله میبرد» آمده است. او هم «باب علم» و هم «شیر خدا» در نبرد با کفر بود. در جنگها، هرگز از مرگ نمیهراسید و قهرمانی بود که مرگ را درهم شکست. حضرت علی (ع) چه در جنگ بدر و چه در فتح خیبر، شجاعت بزرگی از خود نشان داد. در نبرد بدر، مشرکان بسیاری را از میان برداشت و در فتح قلعه خیبر، به دلیل رشادت بینظیر خود، مورد محبت ویژهی پیامبر (ص) و خداوند قرار گرفت. پیامبر (ص) در هنگام نبرد، ضمن بشارت فتح، دربارهی ایشان فرمودند: «این پرچم را به مردی خواهم سپرد که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خداوند فتح را به دست او رقم خواهد زد.» در واقع، پیامبر (ص) هم فتح را پیشبینی کرد و هم خبر داد که علی (ع) مورد محبت خدا و رسولش است.
نامق کمال، که حضرت علی (ع) را نماد شجاعت در میان مسلمانان میدانست با مقایسهی خود با او، میزان ارج و اهمیتی را که برای ایشان قائل بود، نشان داد. نامق کمال در مدح سلطان سلیم اول (یاووز سلطان سلیم) که بسیار به او علاقه داشت، برای بزرگ جلوه دادن او، از شخصیت چهار خلیفه بهره میگیرد. در این بیت، با ذکر نام چهار خلیفه، نشان میدهد که میان آنان تبعیض قائل نیست:
یگانه وارث صدیقی عثمان
خلیفه عمری هیبت و علی صولت
«یگانه وارث صدیق و عثمان، خلیفهای به هیبت عمر و صولت علی.»
در این شعر که نظیرهای است بر شعر «سلیمیه» عبدالحق حامد، بر این نکته که سلطان سلیم در کوتاه زمانی برای دولت و ملت خود کارهای بزرگی کرد تاکید میشود. شاعر یاووز سلطان سلیم را میراثدار چهار خلیفه معرفی میکند. او را تنها وارث خلفا دانسته و بیان میکند که در شکوه و قدرت، ادامهدهندهی راه آنان است. نامق کمال برای نشان دادن بزرگی و اهمیت سلطان، خلفای راشدین را بهعنوان معیار و الگو معرفی کرده است.
چوق مودور همتله اظهار یدالله ائیلسم
طبع پاکیمدیر مرید حیدر کرار فیض
«آیا مبالغه خواهد بود که همتی کرده و یدالله را اظهار کنم؟ طینت پاک من، مرید حیدر کرّار است.»
در این بیت، شاعر خود را به سبب طینت پاکش، مرید حضرت علی (ع) میداند. با اینکه او قرنها پس از امام علی (ع) زیسته است، محبت شدیدش به ایشان و پیروی از راه او، سبب شده که خود را «مرید حیدر کرّار» بداند.
او در مرثیه ای برای مدحت پاشا، سیاستمدار بزرگ عثمانی نیز به حضرت علی اشاره میکند:
سنه قاتللیق اسناد ائیلین ملعوندان اهوندیر
جناب مرتضایه عطف ائدنلر قاتل عثمان
«آن که به تو نسبت قتل میدهد، ملعون است همانگونه که حضرت مرتضی را به قتل عثمان متهم کردند»
نامق کمال، مدحت پاشا را شخصیتی ارزشمند برای کشور خود میدانست. قتل مدحت پاشا در طائف و ارتباط دادن او به مرگ سلطان عبدالعزیز، از نظر شاعر، شبیه به واقعهای در صدر اسلام بود. در ماجرای قتل خلیفهی سوم، حضرت علی (ع) با اینکه نقشی در این حادثه نداشت، اما معاویه او را متهم به دست داشتن در این ترور کرد. نامق کمال نیز به این واقعه اشاره میکند و استدلال میکند که همانگونه که نسبت دادن قتل عثمان به امام علی (ع) نادرست و ظالمانه بود، مقصر دانستن مدحت پاشا در مرگ سلطان عبدالعزیز نیز اشتباه است. از نگاه شاعر، چنین اتهاماتی نشانهای از «ملعون بودن» اتهامزنندگان است.
واردیر اثر خاک نجف طینتیمیزده
هپ سیرت حیدر گورونور صورتیمیزده
«اثر خاک نجف در طینت و سیرت حیدری در صورت ما هموارگی است.»
نجف، شهری است که حضرت علی (ع) در آن مدفون است. خاک این شهر به دلیل وجود امام علی (ع) ارزشمند است. تا جایی که شاعر ادعا میکند که در سرشت او نیز ذرهای از خاک نجف وجود دارد. هنرمند چنان حضرت علی (ع) و شیوه زندگی او را درونی کرده که معتقد است اخلاق و سیرت او در چهره و سبک زندگیاش انعکاس یافته است.
نامق کمال محبت خود را به حضرت علی (ع) و فرزندانش در ابیات بسیاری ابراز میکند:
خرقهپوش بزم عینالجمع عشقیز تا ازل
حب اولاد علیدیر معنی تلقینیمز
«از ازل خرقهپوش بزم عینالجمع عشقیم ما، حب اولاد علی است معنی تلقین ما»
قبل گونلومو بحق امامین یا علی
سیراب فیض کوثر حیرتمدار حق
«دل مرا، به حق دو امام، ای علی، سیراب کن از فیض کوثر حیرتمدار حق»
خوشا تیغ جلال حیدری کیم برق نصرتله
ائدر هر جنبش تنویر عرش اعظم توفیق
«چه خوش است تیغ جلال حیدری که با برق نصرت، هر جنبشی را روشن میسازد، در عرش اعظم توفیق»
نولا جبریل اولورسا پاسبان شام هجرانیم
دیلیمدیر مرکز صدق و وفادا حیدر اخلاص
«چه باک اگر جبرئیل پاسبان شام هجران من شود، زبان من مرکز صدق و وفاداری حیدر اخلاص است»
عجب بیر ذوالفقار قاطع التزویر توحیدیم
اولور اهل جداله رسم لا ظاهر زبانیمدان
«شگفتا، من ذوالفقاری توحیدی هستم که تزویر را قطع میکند، در مقابل اهل جدال زبانم ترسیمگر چیزی جز "لا" نیست.
شاعر در ابیات فوق عشق و ارادت خود را به حضرت علی (ع) ابراز میکند، ارزش والایی که برای او قائل است را نشان میدهد، محبت خود را به فرزندان ایشان بیان میکند، و به توصیف شجاعت و اخلاص او میپردازد.
حضرت فاطمه (س)
حضرت فاطمه (س)، تنها دختر پیامبر (ص) و همسر گرامی حضرت علی (ع)، در شمار برترین و محبوبترین زنان اسلام قرار دارد. او از حضرت علی (ع) صاحب سه دختر و سه پسر شد. مادر دو شهید بزرگ، امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، بودن مقام معنوی او را در دلها بیش از پیش ارتقا بخشیده است.
حضرت فاطمه (س) در دیوان نامق کمال در یک بیت، همراه با حضرت حسین (ع) و با لقب زهرا یاد شده است:
بیر نور ایچینده حالا بین پاره بیر سیهلیک
بنزر او نور آل زهرایه پاره پاره
«یک نور در میان تاریکی هزار پاره، آن نور همچو آل زهرا تکه تکه شده است.»
نامق کمال در دومین بیت از «یک مرثیه» به واقعهی شهادت امام حسین (ع) در کربلا اشاره میکند. در این بیت، نور سرخ امام حسین (ع) که اشاره به خون پاکش دارد، به حضرت فاطمه زهرا (س) تشبیه شده است. از آنجا که حضرت حسین (ع) فرزند فاطمه (س) است، او را شبیه مادرش دانسته و پاکی و معصومیتش را به نور مانند کرده است.
حضرت حسن (ع)
حضرت حسن (ع)، نخستین فرزند حضرت علی (ع) و نوهی پیامبر اسلام (ص) بود. لقب او مجتبی است. او پنجمین خلیفهی اسلام و دومین امام از دوازده امام شیعه محسوب میشود. پس از مرگ معاویه، پسرش یزید در تلاش برای جانشینی او بود. در این میان، یزید با تطمیع همسر امام حسن (ع)، جعده، او را فریب داده و باعث شد که امام حسن (ع) با زهر به شهادت برسد.
گفته شده است که چهرهی حضرت حسن (ع) بیشترین شباهت را به رسول خدا (ص) داشت. به فرزندان و نسل او، «شریف» گفته میشود. در اشعار، او اغلب همراه با برادرش حضرت حسین (ع) ذکر شده است.
در بیت زیر، حضرت حسن (ع) با طلوع آزادی مرتبط دانسته شده است:
اولموش حسن جهاندا حریتین صباحی
وئرمیش حسین جسمینی افنایه پاره پاره
«حسن، در جهان، صبح آزادی شده است، و حسین، جسمش را پاره پاره در فنا بخشیده است»
در این بیت، از دو برادر در کنار یکدیگر یاد شده است. حضرت حسن (ع) با حکومت استبدادی مخالفت کرد و بهعنوان پنجمین خلیفه، خلافت خود را اعلام کرد. اما برای جلوگیری از اختلاف و خونریزی میان مسلمانان، از خلافت به نفع معاویه کنارهگیری کرد. این صلح، بر این شرط انجام شد که پس از مرگ معاویه، یزید بهعنوان خلیفه معرفی نشود. بااینحال، وقتی یزید بهعنوان مانعی در برابر سلطنت خود، امام حسن (ع) را تهدیدی جدی دید، دستور مسموم کردن او را صادر کرد.
در این توطئه، جعده، همسر امام حسن (ع)، فریب خورد. ابن اُثال، فردی که زهر را آماده کرده بود، قول داد که اگر جعده، امام را با این زهر مسموم کند، یزید او را به عقد خود درخواهد آورد. جعده نیز با خوراندن زهر، امام حسن (ع) را به شهادت رساند. بدین ترتیب، امام حسن (ع) که در پی آزادی و طلوع صبح حقیقت بود، به شهادت رسید.
حضرت حسین (ع)
حضرت حسین (ع) در سال چهارم هجری به دنیا آمد. او در دوران خلفای پیشین، درگیر وقایع سیاسی نبود، اما در زمان خلافت پدرش، امام علی (ع)، مستقیماً در حوادث حضور داشت. پس از شهادت پدرش، به برادرش امام حسن (ع) وفادار ماند و در کنار او ایستاد. زمانی که پس از مرگ معاویه، یزید بهعنوان خلیفه منصوب شد، مردم کوفه امام حسین (ع) را به سرزمین خود دعوت کردند. او از مکه به سمت کوفه حرکت کرد، اما در مسیر متوجه شد که کوفیان از عهد خود برگشتهاند. با این حال، امام حسین (ع) از مسیر خود بازنگشت.
در صحرای کربلا، راه بر او و همراهانش بسته شد و سپاهیان یزید، آب را بر او و یارانش بستند و از او خواستند که بیعت کند. اما امام حسین (ع) بیعت نکرد. در ۱۰ محرم سال ۶۱ هجری، دو نیروی کاملاً نابرابر مقابل یکدیگر قرار گرفتند و امام حسین (ع) و یارانش به شهادت رسیدند. این واقعه که به «فاجعه کربلا» مشهور شد، برای همیشه در تاریخ اسلام باقی ماند. نسل پیامبر (ص) از طریق دو فرزند امام حسین (ع) و امام حسن (ع) ادامه یافت.
امام حسین (ع) بارها مورد ستایش پیامبر (ص) قرار گرفته بود. نامق کمال علاقه بسیاری به امام حسین (ع) داشت و بارها در اشعارش از او یاد کرده است:
حسینی مشرب اول بیر جان اوچون خوف و رجادن کئچ
فضای کربلای عشقه وار مردانه مردانه
«حسینیمشرب باش و برای یک جان، از ترس و امید درگذر و به میدان کربلای عشق، مردانه برو.»
از نظر شاعر، برای رسیدن به حقیقت، باید مانند امام حسین (ع) از ترس و امید گذشت و به میدان عشق، یعنی کربلا، مردانه قدم نهاد. انسانی که به حقانیت راه خود ایمان دارد، بدون نگرانی از سرانجام، به مسیرش ادامه میدهد.
پس از مرگ معاویه، امام حسین (ع) حاضر به پذیرش خلافت نامشروع یزید نشد. مردم کوفه نامههایی برای او فرستادند و سوگند خوردند که جز او هیچ امامی را به رسمیت نمیشناسند و تا پای جان از او دفاع خواهند کرد. امام حسین (ع) به این دعوت پاسخ مثبت داد و با همراهانش به سمت کوفه حرکت کرد. اما مردم کوفه تحت تأثیر تهدیدها و رشوههای عبیدالله بن زیاد، از حمایت خود دست کشیدند و امام را تنها گذاشتند.
امام حسین (ع) در برابر ظلم عقبنشینی نکرد و با وجود آگاهی از سرانجام خونین این قیام، راه خود را ادامه داد. سپاهیان یزید ابتدا او و خانوادهاش را تشنه نگه داشتند و سپس تمام یارانش را به شهادت رساندند. تنها بازماندگان این واقعه، امام زینالعابدین (ع) و حضرت زینب (س) بودند. از آن زمان، ۱۰ محرم (روز عاشورا) برای مسلمانان، روزی برای سوگواری و عزاداری شد.
در نگاه شاعر، عشق حقیقی، مانند کربلا، میدان امتحان است. در این راه، عاشق نه از مرگ میهراسد و نه امیدی برای نجات دارد. خون، نماد کثرت و دنیای مادی است. وقتی خون از قلب جاری شود، جان از بین میرود، اما دل زنده میماند. این همان سیر از کثرت به وحدت و در نهایت فنا فیالله است.
نامهی نامق کمال دربارهی کربلا
نامق کمال در سال ۱۸۷۹ در نامهای به سلیمان حُسنی پاشا دربارهی علت پرداختن به اهلبیت و واقعهی کربلا در اشعار خود چنین مینویسد:
«ما در محرم هستیم. ما از پیروان امام حسین (ع) هستیم؛ همان کسی که
برای آنکه پرچم حمد احمدی را که جدّ والامقامش برای بندگی خدا و انسانیت برافراشته بود،
زیر پای ظالمان نبیند، همهی وابستگانش را، حتی کودک سهماههاش را، در راه خدا و برای احترام به عدالت، فدا کرد.حاشا که ما شیعه باشیم؛ اما به احترام آزادی، هرگاه نام امام حسین (ع) را میشنویم، گریه میکنیم.»
این نامه نشان میدهد که نامق کمال از منظر عدالت و آزادی به قیام کربلا مینگریسته و به همین دلیل در دیوان خود، اهلبیت و واقعهی کربلا را با اهمیت خاصی یاد کرده است.
حضرت حسین (ع) و کربلا در اشعار نامق کمال
شاعر در شعر زیر که خطاب به وطن سروده، از شهادت سیدالشهدا، امام حسین (ع) در کربلا و مدفن حضرت علی (ع) در مشهد نیز یاد میکند:
گیت وطن کعبهده سیاهه بورون
بیر قولون روضه نبیه اوزات
بیرینی کربلادا مشهده آت
کائناتا او هیئتینله گورون
بو تماشایه حق ده عاشق اولور
گوزه بیر عالم ائیلیور اظهار
کی جهاندان بویوک لطافتی وار
او لطافت اولونسا گر انکار
مذهبیمجه دئمک موفق اولور
آچ وطن گوکسونو الاهینه آچ
شهدانی چیقار دا اورتایا ساچ
«وطن، به کعبه برو و سیاهپوش شو، یک دستت را به سوی روضهی پیامبر دراز کن، دست دیگرت را به سوی مشهد کربلا بیفکن، و با آن هیبت، خود را به جهانیان بنما. خداوند نیز عاشق این صحنه میشود، و چشمی که آن را ببیند، جهانی دیگر را درک خواهد کرد. این صحنه، از جهان هم زیباتر است، و اگر این زیبایی انکار شود، به مذهب من، گفتن چنین سخنی جایز است. ای وطن، سینهات را به سوی خدا بگشا، و شهیدانت را در برابر او بر زمین بگستران.»
در پی شکست عثمانی در جنگ ۹۳ (۱۸۷۷-۱۸۷۸)، شاعر از شرایط سخت وطن خود اندوهگین شد و در این شعر، وطن را به مکانهای مقدس اسلامی فرستاد. برای مسلمانان، نام کربلا همواره یادآور شهادت مظلومانهی امام حسین (ع) و یارانش است. او و اهلبیتش در حالی که از تشنگی رنج میبردند، توسط سپاهیان یزید به شهادت رسیدند. از این رو، شاعر وطن را به سوی کربلا میفرستد تا همبستگی با این مصیبت را نشان دهد.
نامق کمال در اشعار بسیاری از امام حسین (ع) یاد میکند و واقعهی کربلا را نماد سرکوب آزادی و عدالت میداند:
صحرای کربلاده حریت اولدو نابود
حقین حقوقی گیتدی اخرایه پاره پاره
«در صحرای کربلا، آزادی نابود شد،حقوق الهی پاره پاره راهی جهان اخری شد.»
کربلای غمده قربان اولدوغوم هنگام عشق
دور ماتمدیر جهانه عیداکبردیر بنا
« آن زمانی که در کربلای غم، فدای عشق شدم! برای جهان، این روز ماتم است، اما برای من، عید اکبرست.»
خون سینهام، کربلای غمده هر دم تازهدیر
بن شهید حسرتیم ماتم دمادمدیر بنا
«خون سینهام، در کربلای غم، همواره تازه است، من شهید حسرت و غمم، و ماتم، دمادم برای من ادامه دارد.»
شهید حسرتیز بیز کربلای غمده کیم شیمدی
اولور گرداب خونابیندا بسملگاه ناپیدا
«ما در کربلای غم، شهیدان حسرتیم، در گرداب خون، جسممان پنهان است.»
بیر قضای کربلا اعصاری دور ائیلر کی جان
موج خونابیندا اولموش راه و منزل ناپدید
«کربلایی از سرنوشت، چنین چرخ میزند که جان، در موج خون، راه و منزل را ناپیدا میکند.»
اوزگه جای امتحاندیر کربلای عشق یار
صفّ دشمن کامیاب اهل تجلی نامراد
«کربلای عشق یار، جایگاه آزمونی دیگر است، صف دشمن کامروا و اهل تجلی، ناکامند در آنجا.»
نمایاندیر نشان کربلا خاک مزاریمدان
آخار خون شهادت قطره قطره هر غباریمدان
«از خاک مزارم، نشانههای کربلا نمایان است، و از هر ذره غبار مزارم، قطره قطره خون شهادت میچکد.»
بیز ماتم جانسوز حسین ایله شهیدیز
خوناب شهادت ساچیلر مدفنیمیزدن
«ما با ماتم جانسوز حسین، شهید شدهایم، و از قبرمان، خون شهادت جاری خواهد شد.»
مشهد سئودادا عشاقین دل و جانین گورون
کربلای حسرتین حال شهیدانین گورون
«در مشهد عشق، دل و جان عاشقان را ببین، و در کربلای حسرت، حال شهیدان را نظاره کن.»
شویله پرخون شهادت گیدییم محشره کیم
کربلا دشتینه همرنگ اولا میدان بهشت
«چنان با خون شهادت، به محشر حاضر شوم که صحنه بهشت همرنگ دشت کربلاشود.»
تقلیدیمیز بو یولدا امام حسینهدیر
بیز کربلای غمده شهیدان غربتیز
«در این راه، اقتدای ما به امام حسین (ع) است، ما در کربلای غم، شهیدان غربتیم.»
اگرچه واقعه عاشورا در آثار ادبی و تاریخی بسیاری منعکس شده است اما نامق کمال، چنان از صمیم دل و با روحیهی یک مسلمان وفادار، این غم را در اشعار خود بیان کرده و این مصیبت را به تصویر میکشد که گویی خود، شخصاً آن را تجربه کرده است و از دردی که هیچگاه پایان ندارد، سخن میگوید.
نتیجهگیری
پس از پذیرش اسلام، در ادبیات ترکی آثاری فراوان در ستایش اهلبیت (ع) و بیان مصائب آنان نگاشته شده است. آیات و احادیث، اهمیت اهلبیت را آشکارا بیان کردهاند. آنان اعضای یگانه خانوادهای هستند که پیامبر (ص) خواهان محبت به ایشان شده فرمود که محبت به اهلبیت، محبت به اوست و هرگونه بدرفتاری با آنان بهمنزلهی بدرفتاری با خود اوست. از این رو، اهلبیت (ع) همواره مورد احترام و محبت قرار گرفتهاند، اما در برخی دورانها، متحمل ستمهای فراوانی شدهاند که مشهورترین آنها در دورهی امویان رخ داده است.
برخی منابع، اهلبیت یا آل عبا را شامل حضرت محمد (ص)، حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) میدانند. حضرت محمد (ص) که آخرین پیامبر، محبوبترین بندهی خدا و علت آفرینش جهان است، در تمدن اسلامی و ادبیات ترکی، بهویژه در نعتها، جایگاه برجستهای دارد. نامق کمال در بسیاری از ابیات خود، پیامبر (ص) را یاد کرده و اوصاف بینظیرش را ستوده است. او گاه این ستایش را با استناد به آیات قرآن و گاه با احادیث پیامبر (ص) بیان میکند.
نامق کمال علاقهی ویژهای به حضرت علی (ع) و فرزندانش داشته این محبت را در اشعار خود بارها ابراز کرده است. او بیش از هر چیز، شجاعت حضرت علی (ع) را در شعرهایش برجسته ساخته است و دلاوریهای او را در جنگ بدر و فتح خیبر به تصویر کشیده است. شاعر همچنین باور داشت که صفات حضرت علی (ع) در سرشت او نیز وجود دارد، که این نشاندهندهی ارزش و احترامی است که برای امام قائل بوده است.
حضرت فاطمه (س) تنها در یک بیت در دیوان او ذکر شده است، اما حضرت حسن (ع) همراه با امام حسین (ع) در اشعار مختلف او نام برده شدهاند.
امام حسین (ع) به دلیل شهادت مظلومانهاش در کربلا، در ادبیات ترکی و اشعار نامق کمال، بیشترین حضور را در میان اهلبیت دارد. در ادبیات ترکی، مقتلنویسی و سرودن مرثیههای فراوانی در سوگ امام حسین (ع) رایج بوده است. امام حسین (ع) که نوهی پیامبر (ص) و وارث حقیقی اسلام بود، در برابر ظلم و بیعدالتی قیام کرد و با پذیرش شهادت، حقانیت راه خود را اثبات نمود. او به همراه خاندان و یارانش، در حالی که از تشنگی رنج میبردند، مظلومانه به شهادت رسیدند. این واقعه، در بسیاری از اشعار نامق کمال بازتاب یافته است.
نامق کمال در اشعار خود، واقعهی کربلا را با زبانی دردناک و سوزناک بیان میکند، بهگونهای که گویی خود در آن روز، در کنار امام حسین (ع) حضور داشته و در این نبرد همراه او جنگیده است. گاهی نیز بهصورت معنوی، خود را یکی از شهیدان کربلا معرفی میکند. نامق کمال که در دیوان خود، از اهلبیت و مفاهیم مرتبط با آنها استفادهی فراوان کرده است، علاقهی شدید و سرشار از عشق خود را به آنان نشان میدهد.
در شعرهای او، اگرچه نام پیامبر (ص) بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بیشترین بار ذکر شده است، اما حضرت علی (ع) و امام حسین (ع)، بیش از دیگران در اشعار او جای دارند. حضرت علی (ع) با شجاعتش و امام حسین (ع) با شهادتش در صحرای کربلا در اشعار او نمایان شدهاند. نامق کمال، با روحیهی یک مسلمان صادق و وفادار، این محبت را نهتنها با احساسات، بلکه با آگاهی و بصیرت به تصویر کشیده است. واقعهی کربلا برای او، نه فقط یک حادثهی تاریخی، بلکه یک حقیقت همیشگی در مسیر عدالت و آزادی بود.
منبع:
https://dergipark.org.tr/tr/download/article-file/2776430
[1] Polat, A., (2023). Namık Kemal‟in Şiirlerinde Ehl-i Beyt Sevgisi, Asia Minor Studies, Cilt 11 Sayı 1, 21-30, Gönderim tarihi: 18-11-2022, Kabul tarihi: 16-01-2023.
نظر شما