فصلهای متنوعی از تاریخ بنگال
در کتیبههای دوره اسلامی
کتیبههای حک شده بر دیوارهای بناهای باستانی، رسانهای بینظیر از میراث فرهنگی ما هستند. این کتیبهها از یک سو حاوی اطلاعات تاریخی غنی و متنوعی هستند و از سوی دیگر، از نظر کیفیت هنری، بسیار ارزشمندند. کتیبههای عربی و فارسی، به ویژه به درک ما از تاریخ ورود و گسترش اسلام در منطقه کمک زیادی میکنند. در امتداد این مسیر تاریخی، مسلمانان بنگالی زمانی به دومین جمعیت زبانی بزرگ در جهان اسلام تبدیل شدند.
پیشینه کتیبهنگاری در بنگال بسیار قدیمی است. کتیبهنگاری بنگال در نیمه اول قرن پانزدهم توسط جمالالدین شبیر، مربی و محقق بنگالی که در مدرسهای در مکه کار میکرد، به جهان اسلام معرفی شد. تحقیقات او نشان داد که چگونه این کتیبهها میتوانند به یافتن سرنخهای گمشده در باره گذشته ی فرهنگی جهان باستان کمک کنند. همچنین این کتیبه ها سهم عمدهای در جهانی شدن فرهنگ اسلام در قرون وسطی داشتند.
سنت حکاکی خطوط عربی و فارسی در بنگال با کتیبهای فارسی توسط سلطان علاءالدین خلجی (علی مردان) پس از فتح بنگال در اوایل قرن سیزدهم آغاز شد. بعدها کتیبههای بلقا خان خلجی (۶۲۶–۶۲۸ هجری قمری/۱۲۲۹–۳۰ میلادی) یکی دیگر از حاکمان خلجی، گواهی میدهند که زبان فارسی از همان ابتدا، تحت حمایت حاکمان و نخبگان مسلمان به عنوان زبان رسمی تثبیت شد.
من تجربه کشف کتیبه عربی باشکوه "نیم دروازه" را در روستای مهدیپور، نزدیک گاورا پایتخت قرون وسطایی بنگال داشتم. این یکی از بهترین کتیبههای جهان است. این کتیبه و کتیبه عربی " دروازه ماه" زمانی زینتبخش دو ورودی بزرگ کاخ سلطان گاورا بودند. متأسفانه، گردآورندگان آثار باستانی اروپایی در دوران استعمار، بسیاری از کتیبهها را قاچاق کردند. برای مثال، کلنل فرانکلین بسیاری از کتیبههای عربی، از جمله کتیبه چاد دروازه را از بنگال به خانهاش در انگلستان برد. این کتیبههای تاریخی به منزلهی پلی بین گذشته و حال هستند که به سختی میتوان آنها را در هیچ منبع دیگری یافت.
کتیبههای عربی و فارسی عنصر مهمی در تزئینات معماری اسلامی هستند. علاوه بر زیباییشناسی، محتوای متنی، فرم هنری و تنوع ساختاری آن، به درک ابعاد فرهنگی و فرآیندهای تحول دینی در دورههای مهم تاریخ کمک میکند. القاب حکامی که بر کتیبهها حک شده، امیال دنیوی آنها را برای قدرت و جلال آشکار میکند.
روابط بین ادیان جنبه مهمی در درک تاریخ و فرهنگ بنگال در دوره سلطانی (1204- 1538 م) است. کتیبهها گواهی میدهند که سلسلههای مسلمان به دلیل دیدگاه میانهرو خود، بیشتر از دورههای "پال" یا "سین" دوام آوردند. هر چقدر هم که معمولاً تصور سختگیری آنها می رود، ولی در واقع آنها بسیار بردبارتر بودند. در هیچ کتیبهای از دوران سلطان یا مغول، هیچ اشارهای به تخریب عمدی معابد یا عبادتگاهها نشده است. در هیچ کتیبهای از دوران سلطانی یا مغول، هیچ اشارهای به تخریب عمدی معابد یا عبادتگاهها نشده است. بلکه، شواهدی از ازدواج بین ادیان در کتیبههای عربی مسجد "گایبی دیگی" در سیلت یافت می شود. این کتیبه که تاریخ آن به سال ۱۴۶۴ میلادی (۸۶۸ هجری قمری) برمیگردد، آشکار میکند که مادر خان جهان رحمت خان، زنی هندو به نام " لاکخی" بوده که مسجدی در سیلت ساخته است. این نمونهای درخشان از همراهی مذهبی و درک متقابل ادیان در آن زمان است.
روایت کتیبه ها نشان میدهد که اسلام به تدریج و به طور مسالمتآمیز در زندگی عمومی بنگال ادغام شده است. این فقط یک آیین مذهبی نبود، بلکه به عنوان یک نظام اجتماعی و تمدن جدید برای مردم عادی روستایی بنگال پدیدار شد. کتیبه "بابارگرام" در بوگرا (۱۵۰۰ میلادی/۹۰۵ هجری قمری) نشان میدهد که اسلام در بنگال، واقعیت قبایل محلی، عشایر و گروههای مختلف را پذیرفته بود. غیرمسلمانان نیز میتوانستند وارد مساجد بشوند.
این کتیبهها همچنین رابطه نزدیک مردم بنگال با محیط زیست و طبیعت را برجسته میکنند. یک کتیبه عربی که در سال ۱۴۹۳ میلادی (۸۹۸ هجری قمری) حک شده است، قو و نی بنگال را با خوشنویسی بنگالی "طغری" به تصویر میکشد.
یک مدیر دوره استعماری فرانسوی که در شمال آفریقا کار میکرد، زمانی جهان اسلام را به "اتاق پژواک"، جایی که حتی یک صدای کوچک که در یک گوشه ایجاد میشود، در کل مکان طنینانداز میشود، تشبیه کرد. این استعاره هم در مورد بنگال و هم در مورد سایر مناطق جهان اسلام صدق میکند. بنگلادش در حال حاضر سومین کشور پر جمعیت مسلمان در جهان است. علیرغم ویژگیهای فرهنگی محلی، پیامی که در کتیبهها مییابیم " وحدت در کثرت " است. این وحدت به یک اندازه در بافت فرهنگ کثرتگرای بنگالی جنوب آسیا و تاریخ جهان اسلام اهمیت دارد.
(روزنامه دیلی استار، شنبه، 24 ژانویه 2026)
شایان ذکر است : کتیبه های فارسی و عربی موجود در آثار و بناهای تاریخی بنگلادش، یکی از منابع مهم و معتبر پژوهشی تاریخ و فرهنگ گذشته این کشور در دوره اسلامی است. بیشتر این کتیبه ها به زبان فارسی هستند و وجود آنها در جای جای بنگلادش علاوه بر اینکه نشانی از حاکمیت خاندان های ایرانی در این سرزمین است، از پیشینه رواج زبان فارسی در این دیار نیز حکایت می کند.
با توجه به شرائط آب و هوایی مرطوب و استوایی بنگلادش و نیز سهل انگاری مسئولان و دستگاه های ادارای ذیربط در نگهداری این آثار، متاسفانه غالب آنها آسیب دیده و بصورت کامل، سالم نمانده اند و در معرض از بین رفتن هستند. از سوی دیگر هزینه بر بودن مرمت و بازسازی این آثار و تخصصی بودن این کار که نیاز به کارشناسان متبحر دارد و چنین کارشناسان و متخصصانی در بنگلادش کمیاب و یا نایاب هستند، انجام این امر را دشوار کرده است. با این حال با توجه به اینکه این آثار نشانه هایی از فرهنگ و تمدن ایرانی در خود دارند، مناسب است دستگاه ذیربط و متولی کشورمان یعنی وزارت میراث فرهنگی و گردشگری توجهی به این موضوع کرده و در حد امکان و مقدورات خود، به مرمت و بازسازی این آثار گرانبها و ارزشمند، کمک و مساعدت نماید. البته یک وجه از توجه به این موضوع کار مطالعاتی و پژوهشی بر روی این کتیبه هاست که آن هم با اعزام کارشناس مربوطه از سوی آن دستگاه با هماهنگی و همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی قابل تحقق است.
https://bangla.thedailystar.net/literature/history-tradition/history/news-734706
نظر شما