جامعهی شیعیان افغانستان در ساختار حاکمیت کنونی با یکی از پیچیدترین، فراگیرترین و سرنوشتسازترین دورههای فشار سیاسی، مذهبی و اجتماعی در تاریخ معاصر خود دستوپنجه نرم میکند. این وضعیت که فراتر از محدودیت حقوق مدنی اولیه یا محرومیتهای موقت است، نشانههای روشنی از یک مهندسی کلان ساختاری برای تغییر ساختار هویتی، مذهبی و توازن اجتماعی را به همراه دارد. حاکمیت کنونی با بهرهگیری از ابزارهای اداری و بوروکراتیک، تفاسیر خاص فقهی و نهادهای تحت امر خود از جمله وزارت عدلیه و دستگاههای اطلاعاتی، به صورت گام به گام و با فرمولی کاملاً حسابشده در پی اعمال فشار گسترده و بازپسگیری و مصادرهی اماکن، مدارس، مساجد و مراکز راهبردی مربوط به شیعیان در افغانستان است.
این راهبرد سرکوب هدفمند، ابتدا با هدف قرار دادن چهرههای مطرح، بانفوذ و مراکز نمادین مرجع آغاز شده و به تدریج دامنهی آن به ردهها و ساختارهای پایینتر جامعه گسترش مییابد؛ این روند خزنده در بلندمدت نهتنها ادامه حیات سیاسی و مدنی شیعیان را ناممکن میسازد، بلکه بذر اختلاف، واگرایی و شکاف های عمیقی را در جامعهی چند قومیتی افغانستان میپاشد.
راهبرد سلب مالکیت از خانهها و مراکز علمی-فرهنگی شیعیان، صرفاً یک مسأله حقوقی ساده یا ادعای اداری مربوط به زمینهای دولتی و املاکی نیست؛ بلکه به معنای هدف قرار دادن کانونهای اصلی تولید اندیشه، مرجعیت علمی، آموزش و همگرایی اجتماعی شیعیان است. حوادث زنجیرهای اخیر در کابل، ابعاد تکاندهندهای از این سیاست برنامهریزیشده را به نمایش گذاشته است. محاصره و مسدود کردن مجتمع فرهنگی و مذهبی خاتمالانبیا در دشت برچی در غرب کابل توسط نیروهای وزارت عدلیه و دستگاه های اطلاعاتی، و همچنین تخلیه کامل و پلمب حوزه علمیه بزرگ خاتمالنبیین، دو بخش از یک طرح گسترده و نگران کننده هستند. در این میان، سرنوشت سید حسن فاضلزاده، مسئول مجتمع خاتمالانبیاء و رئیس مجمع علما و بانفوذ اهل شیعه که پس از محاصرهی این مرکز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، نمونه ای گویا از برخورد آشکار حاکمیت با نخبگان مذهبی جامعهی شیعه است. فاضلزاده که تمام املاک مجتمع خاتمالانبیاء از وی سلب و حتی سرپناه شخصی و خانهاش نیز مصادره گردید، اکنون ناچار به زندگی در یک خانهی اجاره ای شده است. این نمونه آشکار نشان میدهد که چگونه ساختار حاکم، حتی کسانی را که پیش از این به دنبال تعامل، گفتوگو یا انعطاف در برابر دستگاه حاکمه بودند، در نهایت به حاشیه میراند و داراییهای عمومی و خصوصی آنان را با برچسبهای حقوقی ساختگی تصاحب میکند. این سیاست تهاجمی نشان میدهد که گام نخست، بیدفاع ساختن نخبگان طراز اول است تا در گامهای بعدی، تخلیه و تصاحب داراییهای ردههای پایینتر، مساجد محلی و تکیه های کوچک در استان ها با مقاومت کمتری روبرو شد.
بخش نگرانکننده و در عین حال بسیار پیچیدهی این سناریوی حذف، فعال شدن لایهها و چهرههای واسطه و چهره های بانفوذ پشتون در درون جامعهی شیعیان است که افرادی که نقش ضربهگیر، توجیهکننده و مشروعیتبخش را برای دستگاه حاکمیت ایفا میکنند. این افراد که منافع شخصی و بقای موقت خود را در همسویی با کانون قدرت میبینند، تلاش دارند تا میان جامعهی معترض و مغموم شیعه و دستگاههای سرکوب حکومتی قرار گیرند. آنها با تکیه بر وعدههای توخالی، توزیع امتیازهای محدود، اعطای القاب پوشالی و ایجاد هراس مکرر در میان جامعه شیعه؛ ایستادگی هرگونه صدای نارضایتی، درخواست کمک مذهبی و اعتراض مدنی شیعیان را در نطفه خفه میکنند.
هدف نهایی این لایههای نفوذی، تحمیل سکوتی همراه با رضایت ظاهری بر مردم در برابر سلب حقوق بنیادینشان است. در قضیهی اخیر مصادرهی ملکیتهای فاضلزاده نیز، تلاشهای سازمانیافته و پشتپردهای در جریان بوده است تا با تحت فشار قرار دادن روانی و امنیتی این چهرهی آسیبدیده، او را وادار به سخنرانی علنی و اعلام رضایت دیکتهشده کنند؛ به طوری که روند سلب مالکیت از سوی خود وی عادلانه و منطبق بر شریعت جلوه داده شود. این ساز و کار مخرب، فرآیند سرکوب را درونی می کند و مقاومت روانی و همبستگی اجتماعی جامعه را از درون متلاشی میسازد تا قربانی، خود صادرکنندهی بیانیهی برائتِ جلاد شود.
در تحلیل لایههای تئوریک و ایدئولوژیک این رویکرد حاکمیت، درک جهانبینی جریان های تندرو نسبت به اقلیتهای مذهبی اهمیت اساسی دارد. بر اساس گزارشهای تحلیلی و الگوهای رفتاری مشهود در بیانیههای مقامات ذیربط، خطوط فکری در بدنه حاکمیت کنونی معتقدند که جایگاه شیعیان در افغانستان باید بر اساس یک الگو موازنه منفی منطقهای تعریف و محدود شود. منطق نانوشته اما جاری آنها این است که همان گونه که اقلیتهای قومی و مذهبی مانند بلوچها و اهل سنت در کشورهای همسایه تحت فشارهای شدید ساختاری، محرومیتهای نظام مند و فرودستی حقوقی قرار دارند، شیعیان افغانستان نیز باید در این کشور در چنین وضعیت مشابهی نگه داشته شوند تا توازن فشار حفظ شود.
این دکترین خطرناک، شهروندان اصیل یک کشور را نه به عنوان صاحبان حقوق ملی و اعضای برابر جامعه، بلکه به عنوان گروگانهای ژئوپلیتیک و ابزاری برای تنظیم ترازوی موازنه و باجخواهی از کشورهای همسایه تلقی میکند. نتیجهی مستقیم و عینی چنین نگرشی در سالهای اخیر، محرومسازی ساختاری شیعیان از مناصب کلیدی دولتی، حذف تدریجی فقه جعفری از نظام قضایی و آموزشی، ممنوعیت تدریس شیوه مذهبی آنان در مدارس و در نهایت، تنزل دادن یک جامعه بزرگ، متمدن و تاریخساز به شهروندان درجه دو و فاقد حق حاکمیت بوده است.
تداوم حاکمیت کنونی با همین رویکردِ حذف گامبهگام و تعرض به نمادهای مذهبی، آیندهی سیاسی جامعه شیعه را به سمت یک انسداد مطلق، انزوای کامل و فقر همهجانبه سوق میدهد. فرسایش پایگاههای اقتصادی، مصادره املاک تجاری و زمینهای وقفی، و تعطیلی نهادهای علمی و دانشگاهی شیعیان، توان بازتولید نخبگان را از این جامعه سلب کرده و مردم را در معرض فقر مضاعف، مهاجرتهای اجباری گسترده و بیپناهی مطلق حقوقی قرار میدهد.
اما سیاستگذاران حاکمیت باید بدانند که پیامدهای این وضعیت هولناک تنها محدود به غرب کابل، منطقه دشت برچی یا مناطق مرکزی و هزارهجات نخواهد ماند. محرومسازی مذهبی و تصرف اجباری داراییهای معنوی و مادی شیعیان، عمیقترین و حساسترین لایههای هویتی و اعتقادی میلیونها انسان را جریحهدار میکند و به شکافهای دیرینه قومی و مذهبی ماهیتی کینهتوزانه، شدید و آشتیناپذیر میبخشد. این روند تدریجی، نظم شکننده اجتماعی کشور را به سوی یک نفاق و شکافی جدی، بنیادین و برگشتناپذیر هدایت میکند؛ زیرا هرگونه ثبات ظاهری که ناشی از سرکوب، سلاح و سلب مالکیت باشد، ثباتی پایدار نبوده و مانند آتشی زیر خاکستر، ظرفیتهای انفجارهای اجتماعی را در خود انباشته میسازد. جامعهی شیعیان افغانستان در طول قرنها ثابت کرده است که ریشههای عمیق و جدایی ناپذیر در خاک، فرهنگ و تمدن این سرزمین دارد. تلاش برای حذف فیزیکی، استحاله فرهنگی یا انزوای هویتی و سیاسی این جامعه، در نهایت الگو صلح، برادری و همزیستی ملی را در افغانستان به طور کامل نابود خواهد کرد و کشور را به دور باطلی از منازعات هویتی خواهد فرستاد که هیچ برندهای در پی نخواهد داشت.
منبع: خبرگزاری سریع
تاریخ:12/7/1405
لینک:
https://sarie.news/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%ac-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%9b-%d9%85%d9%87%d9%86%d8%af%d8%b3%db%8c%d9%90-%da%af%d8%a7%d9%85%d8%a8%d9%87%da%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/
نظر شما