چگونه جمهوری اسلامی را اسلامی کنیم: جماعت اسلامی به روایت خودش
یادداشت سردبیر: در مورد «اسلامگرایان و اسلامگرایی امروز»، مجموعهای جدید در پروژه بازاندیشی موسسه بروکینگز[1] در اسلام سیاسی، مستقیماً از فعالان و رهبران اسلامگرا میشنویم، زیرا آنها با نویسندگان پروژه مناظره میکنند و دیدگاههای خود را درباره آینده جنبشهایشان ارائه میکنند. در زیر مقالهای از آصف لقمان قاضی، یکی از مدیران ارشد جماعت اسلامی، که اغلب آنالوگ اخوانالمسلمین پاکستان و یکی از با نفوذترین سازمانهای اسلامگرای این کشور محسوب میشود، آمده است.
برای تمرکز بر بحث، من به طور خاص دیدگاه خود را در مورد جماعت اسلامی پاکستان به عنوان یک شخصیت ارشد ، توضیح خواهم داد. جماعت اسلامی یک سازمان سیاسی است که رویکردی قانون گرایانه برای تغییر را نشان می دهد. این چارچوب اولیه ای بود که به طور سنتی در مورد «اسلام سیاسی» به آن اشاره می شد. اگرچه این مقاله بر جماعت متمرکز است، اما میتوان در مورد اسلام سیاسی بهطور کلیتر نتیجهگیری کرد.
آصف لقمان قاضی[2]رهبر ارشد - جماعت اسلامی پاکستان
جماعت اسلامی پاکستان در میان جنبشهای اسلامی معاصر متمایز است زیرا از همان ابتدا در سال 1941 دارای سنتهای دموکراتیک قوی بود. یک قانون اساسی مکتوب برای اداره سازمان خود دارد و همواره در چارچوب قانون اساسی کشور عمل کرده است. به دنبال ایجاد دگرگونی اجتماعی از طریق توسل به عقل، سازماندهی جوامع و گردآوری تودهها در اطراف برنامهاش است - درست مانند هر حزب سیاسی دیگری در شرق یا غرب. معتقد است که اسلام بینشی جهانی و پویا از زندگی ارائه می دهد که برای رفاه انسان در همه زمان ها و مکان ها معتبر و مرتبط است.
جماعت برنامه چهار ماده ای را که توسط مؤسس آن، ابوالعلاء مودودی ارائه شده بود، بلافاصله پس از به وجود آمدن پاکستان در سال 1947 به تصویب رساند. این برنامه تمام فعالیت های آن را در بر می گیرد. عبارتند از: اصلاح زندگی و ذهن در سطح فردی; سازماندهی، برانگیختن و تربیت افراد با فضیلت؛ اصلاح گسترده جامعه ؛ و اصلاح ساختار سیاسی حکومت. جماعت اسلامی از ابتدا تصریح کرد که از راه های قانونی فعالیت خواهد کرد و برای رسیدن به اهداف خود به فعالیت های مخفی یا زیرزمینی متوسل نخواهد شد. در چنین پسزمینهای بود که مودودی، همراه با 33 تن از علمای برجسته اسلامی دیگر، علاقه شدیدی به تدوین اولین قانون اساسی پاکستان نشان دادند. این علمای برجسته - که متعلق به همه مکاتب فکری شناخته شده در اسلام هستند - به اتفاق آرا منشور 22 ماده ای را تصویب کردند تا به عنوان مبنای اسلامی برای قانون اساسی کشور عمل کند.(1) مودودی متعاقباً توسط بنیانگذار پاکستان، محمد علی جناح، برای ارائه این منشور دعوت شد. پنج سخنرانی درباره مبانی نظام زندگی اسلامی ارائه کرد. این سخنرانیها از کانالهای رادیویی رسمی پخش میشد و زیربنای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه مسلمان را که دولت تازه تأسیس میبایست اتخاذ میکرد، تشریح میکرد.
تأثیر اسلام در تأسیس پاکستان
این دعوت جناح با دیدگاه او برای ایجاد نظامی مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی مطابقت داشت. اگرچه عناصری در پاکستان وجود دارند که میخواهند جناح را با قلم موی سکولار نقاشی کنند، اما واقعیت این است که او بین سالهای 1940 و 1947 سخنرانیهای متعددی انجام داد که در آن به تودههای مسلمان اطمینان داد که پاکستان مورد نظر او یک پاکستان اسلامی است. مثلاً در یکی از سخنرانیهایش میگوید: «پاکستان فقط به معنای استقلال و حاکمیت نیست. یک ایدئولوژی اسلامی به عنوان یک هدیه و گنجینه ارزشمند به ما منتقل شده است که باید از آن محافظت کنیم .(2) در 2 نوامبر 1942، هنگام سخنرانی در دانشگاه مسلمین در علیگر، با اشاره به پیشنهاد تقسیم شبه قاره هند، گفت: «اجازه دهید من مطابق تاریخ در پرتو اسلام، سنت، فرهنگ و زبان زندگی کنم و شما نیز در مناطق خود همین کار را می کنید.» (3) عزم صریح او منعکس کننده آرزوهای مسلمانان شبه قاره بود که فداکاری هایی برای آن انجام داده بودند. وطنی که در آن زندگی خود را مطابق با ایمان خود می سازند. اولین نخست وزیر پاکستان، لیاقت علی خان، پس از تصویب قطعنامه اهداف ، در مجلس موسسان سخنرانی کرد. قطعنامه اهداف که به دلیل چگونگی تعیین اهداف قانون اساسی آینده پاکستان نامگذاری شده است، در سال 1949 به تصویب رسید. به همین مناسبت، خان گفت:
یادآور میشوم که پدر امت، قائد اعظم [محمدعلی جناح] بارها در این مورد ابراز احساسات کرد و دیدگاههای ایشان با عبارات بیگمان مورد تأیید ملت قرار گرفت. پاکستان به این دلیل تأسیس شد که مسلمانان این شبه قاره می خواستند زندگی خود را مطابق با آموزه ها و سنت های اسلام بسازند.(4)
در این چارچوب اسلامی این قطعنامه، دموکراسی با حقوق برابر برای همه شهروندان اعلام می شود. توجه ویژه ای به حفظ حقوق اقلیت های غیر مسلمان دارد. معنای این امر در اصل این است که اگرچه همه شهروندان از حقوق مساوی برخوردارند، اما ایدئولوژی دولت اسلامی باقی خواهد ماند.
آنچه طرفداران سکولاریسم در پاکستان از دیگر سخنرانی های جناح ارائه کرده اند در واقع نفی دین سالاری است نه اسلام. درک این تفاوت حائز اهمیت است.(5) در اسلام هیچ مفهومی از روحانیت رسمی که نقش واسطه بین خدا و انسان را داشته باشد، وجود ندارد. اصول اسلامی رهایی بخش است و شکلی از حکومت را حمایت می کند که مشارکتی باشد نه خودکامه. این چیزی بود که برای هر دو پدر بنیانگذار پاکستان، محمد اقبال و جناح بسیار واضح بود. در واقع، مجلس مؤسسان پاکستان تحت تأثیر روایتی که توسط اقبال و جناح توسعه داده شده بود، مدلی قابل اجرا برای یک دولت-ملت اسلامی مدرن ارائه کرد. در کنوانسیون مسلم لیگ 1930 که در الله آباد برگزار شد، اقبال گفت: «پس مشکل و پیامدهای آن چیست؟ آیا دین یک امر خصوصی است؟ آیا دوست دارید اسلام را به عنوان یک آرمان اخلاقی و سیاسی ببینید که در جهان اسلام به همان سرنوشتی می رسد که مسیحیت قبلاً در اروپا پیدا کرده است؟» (6) علاوه بر این، اشعار اقبال به زبان اردو و فارسی گواهی مفصلی بر دیدگاه او از اسلام است. یک شیوه زندگی جامع که شامل سیاست و حکمرانی یکسان است.
جناح در پیام خود به مردم آمریکا گفت:
قانون اساسی پاکستان هنوز توسط [مجلس موسسان] پاکستان تنظیم نشده است. من نمی دانم شکل نهایی این قانون اساسی چگونه خواهد بود، اما مطمئن هستم که از نوع دموکراتیک و متضمن اصول اساسی اسلام خواهد بود. امروزه، اص.ل اسلام در زندگی واقعی به اندازه 1300 سال پیش قابل استفاده هستند. اسلام و آرمان گرایی آن به ما دموکراسی را آموخته است. برابری انسان، عدالت و بازی جوانمردانه را به همه آموخته است. ما وارث این سنت های باشکوه هستیم و به مسئولیت ها و تعهدات خود به عنوان تدوین کنندگان قانون اساسی آینده پاکستان کاملاً پایبند هستیم.
و در سخنانی دیگر در 20 مهر 1346 خطاب به کارگزاران دولت اظهار داشت:
ایجاد کشور پاکستان وسیله ای برای رسیدن به هدفمان بود و نه خود هدف. ایده این بود که ما باید حالتی داشته باشیم که بتوانیم در آن به عنوان انسان آزاد زندگی کنیم و نفس بکشیم و بتوانیم مطابق با نور و فرهنگ خود رشد کنیم و اصول عدالت اجتماعی اسلامی بتواند آزادانه رواج پیدا کند.
مسلمانان شبه قاره 800 سال بر سرنوشت خود مسلط ماندند. آنها بیش از یک چهارم کل جمعیت شبه قاره را تشکیل می دادند. آنها با تعداد زیادشان و به دلیل فرهنگ متمایز، میراث تمدنی، الگوهای سازمان اجتماعی و ایمانشان، خود را نه به عنوان یک جامعه اقلیت، بلکه به عنوان یک ملت محق می دیدند. بر این اساس جناح از نظریه دو ملت و تقاضای وطن جداگانه برای مسلمانان شبه قاره حمایت کرد. پیش از جنبش پاکستان، چندین جنبش اجتماعی به مدت دو قرن در جستجوی روح زندگی اجتماعی مسلمانان در یک جامعه گسترده تر از ایمان و تعلق بود. جنبشهای آموزشی دیوبند، ندوتالعلما و کالج علیگر تجلی اجتماعی این جستوجوی احیاگر بودند.
- علی طارق، «22 امتیاز علما»، تاریخ پاک، http:// historypak.com/ ulamas- 22- point
- جمیل الدین احمد، ویراستار، سخنان و نوشته های آقای جناح، چاپ هفتم. (لاهور: شیخ محمد اشرف، 1960)، 175.
- همان، 458-459.
- عبدالستار غزالی، پاکستان اسلامی: توهمات و واقعیت (اسلام آباد: باشگاه کتاب ملی، 1996)، فصل. 3.
- برای بحث مفصل، به تاریک جان و همکاران، پاکستان بین سکولاریسم و اسلام (اسلام آباد: مؤسسه مطالعات سیاست، 1998)، 121-130 مراجعه کنید.
- لطیف احمد شروانی، گفتارها، نوشته ها و بیانات اقبال، چاپ چهارم. ویرایش (پاکستان: آکادمی اقبال، 2005)، 302.
لینک منابع :
https://www.urdupoint.com/politics/politician/asif-luqman-qazi-8233.html
[1] موسسه بروکینگز یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در واشنگتن دی سی است. ماموریت ما انجام تحقیقات عمیق و غیرحزبی برای بهبود سیاست و حکومت در سطوح محلی، ملی و جهانی است.
هسته اصلی ماموریت ما کیفیت، استقلال و تأثیر تحقیقات ما است. ما به یافتن راهحلهای جسورانه و عملگرایانه برای چالشهای اجتماعی از طریق پرسوجو با ذهن باز، دیدگاههای متنوع، و نگه داشتن خود در برابر بالاترین استانداردهای سختگیری تحصیلی اختصاص یافتهایم. به همین دلیل، بروکینگز برای بیش از یک قرن در خط مقدم سیاست عمومی قرار داشته است.
[2] آصف لقمان قاضی
آصف لقمان قاضی از فعالان اجتماعی و سیاسی و از چهره های برجسته جماعت اسلامی پاکستان و شورای ملی یکجهتی است. وی متولد 25 اکتبر 1967 در پیشاور پاکستان است و فرزند ارشد مرحوم قاضی حسین احمد (رض) امیر سابق جماعت اسلامی پاکستان است. وی به مدت 15 سال به عنوان دستیار ویژه با پدرش همکاری نزدیک داشته و در این مدت از نزدیک با جنبش های اسلامی در سراسر جهان تعامل داشته است. او تحصیلات متوسطه خود را در کادت کالج کوهات و کالج دولتی لاهور و دو مدرک کارشناسی ارشد را در رشته اقتصاد از دانشگاه بین المللی اسلامی اسلام آباد و دانشگاه بوستون، ایالات متحده آمریکا دریافت کرد.
نظر شما